موضوع بعدی همینه آقای خاله قزی
اینقدرازاین تاپیک میترسن که زودمیان یه چیزی مینویسن ومیرن...چراخب؟
- - - Updated - - -
موضوع بعدی همینه آقای خاله قزی
اینقدرازاین تاپیک میترسن که زودمیان یه چیزی مینویسن ومیرن...چراخب؟
- - - Updated - - -
دختربی خیال عزیز...آقای رضا بود...حسابش روبرس![]()












خب این کل کلستان(گلستان) عجب تایپیک پرکش وقوسی هم هیجان داره هم بابالش سرهم زدن هم شاید سرسوزن گاهی تلخ و خیلی وقتاهم شیرین... . وامابعد من پستهای دوسه صفحه قبل به این ور رودیدم
گاهی کمی تردید در نوع واکنش یاران همدردی دیدم .انگاراون عضو باخودش گفته الان ناراحت بشم نشم معمولی برخوردکنم .. منظوری داشته نداشته ؟!مبادی آداب بوده نبوده؟... .اما خب هدف همه صمیمیت وپاکی بوده. پیشنهاد دختربی خیال هم خوبه +اینکه گاهی کل کل اجتناب ناپذیرمیشه انگار گاهی یاران همدردی بانقل قول یه جمله ازیه تایپیک دیگه به اینجا وبردنش درقالب طنز میخان نکته ی مفیدی رو هم بگند...این درسوابق گذشته هم موجوده.خب برم سراصل مطلب ،من یعنی ammin قصدم از ورود به این تایپیک درهفته های گذشته بیشترتغییرفضای تالار وصمیمیت بیشتربراساس پاکی نیت با اعضابود،شاید درپستهای من قصور واندکی لوس بازی یاچت گونه بودن هم وجود داشته بوده باشه(عجب فعلی گفتم!) بنابراین اگراین شوخیها مطابق اخلاق اسلامی خودمون نبوده همینجا ازهمه عذرخواهی میکنم
داشته باشیم که به ما حداقل یک زنی چیزی بدن… بعد حالا همون دختر خانمی که اون زمان که ما لقب غلامی مردم رو داشتیم ، لقب عروس مردم رو داشته ، کل دغدغه اش توی این چندین سال پر استرس و سخت ما این بوده که: کتاب چی بخونم؟ مدرسان شریف، کلاس کجا برم؟ مدرسان شریف، کنکور چی بدم؟ مدرسان شریف … بعد حالا که هفت خوان رستم رو طی کردیم و میخوایم بری خواستگاری همین دختر خانم ، با کلی سختی و مشقت بالاخره نظرش رو جلب میکنی و جواب مثبت رو میگیری ، انچنان منتی سرت میزاره ، و بهت بله رو میگه و میگه سیصد چهارصد تا خواستگار داشتم که بین این همه همای سعادت روی شونه تو نشسته و طوری میگه که هر کی ندونه فکر میکنه الان قرار دستیار ویژه بیل گیتس بشی و تنها ادمی که توی کره زمین همچین اقبال بلندی داشته تو بودی



علاقه مندی ها (Bookmarks)