از زبان سوسن آزاده ام امد به گوش
کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوشست
تشکرشده 116 در 62 پست
از زبان سوسن آزاده ام امد به گوش
کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوشست
تشکرشده 191 در 101 پست
تو که از محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 116 در 62 پست
یار بی پرده از در و دیوار
در تجلی است یا اولی الابصار
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی
که آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی
چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ لطفت
کجا تردامنی ماند چو تو خورشید ما رایی
تشکرشده 116 در 62 پست
یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی
کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
زهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
زهی بازار زرکوبان زهی اسرار یعقوبان
که جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
یاری اندر کس نمی بینم ،یاران را چه شد؟
دوستی کی سر آمد ،دوستداران را چه شد؟
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی
از آنچ زهره ساقی بیاوردش ره آوردی
چه زهره دارد و یارا که خواب آرد حشر ما را
که امشب می نماید عشق بر عشاق پامردی
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و صل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد
از بابا طاهر
تشکرشده 191 در 101 پست
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر ان ظلمت شب آب حیاتم دادند
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)