صبح بود تازه بيدار شده بودم با خودم گفتم بهتره برم تو حياط زير آسمان آبي خدا اومدم بيرون هنوز چشام نيمه بسته بود چشم كه وا كردم ديدگانم به يه پروانه سفيد قشنگ افتاد كه بر روي گل رز تو باغچمون نشسته بود واي كه چقدر زيبا بود .....
تشکرشده 1,965 در 675 پست
صبح بود تازه بيدار شده بودم با خودم گفتم بهتره برم تو حياط زير آسمان آبي خدا اومدم بيرون هنوز چشام نيمه بسته بود چشم كه وا كردم ديدگانم به يه پروانه سفيد قشنگ افتاد كه بر روي گل رز تو باغچمون نشسته بود واي كه چقدر زيبا بود .....
تشکرشده 1,965 در 675 پست
كلمات :
ثابت قدم - نهايت - روزگار - آشتي - عطش
تشکرشده 23 در 13 پست
سلام دوستان
دیگه ببخشید کلمه کم میارم ! گفتید توضیحی در باره کلمات بدم :
کشتی آنجلیکا اسم یک فیلم ایرانی هست به کارگردانی آقای محمدبزرگ نیا محصول سال 67 و ........ این فیلم بارها از تلویزیون پخش شده فقط چون ژانر فیلم تاریخی - حادثه ای هست حتما مورد توجهتون قرار نگرفته !
كشتي آنجليكا ـ كه محموله آن طلا و هدايايي از طرف فرديناند،پادشاه پرتغال براي شيوخ امارات عربي است که در جنگ كشتي ها به اعماق آب فرو مي رود. چند سال بعد احمد بيك ( از شخصیتهای فیلم )كه نقشه محل فرو رفتن كشتي را به دست آورده ، با همكاري حاكم شيراز، به شرط تقسيم غنايم، با پسر حاكم و يك كشتي بادباني عازم محل مي شوند و ....
موزه مادام توسو موزه ای در لندن هست در این موزه مجسمه های اشخاص معروف دنیا به نمایش گذاشته شده !
اینو ببینید جالبه .......
http://www.shenidar.com/sec/news/pr/2007/11/071101111245_3006_madam_tosu_museum.html
soul (شنبه 17 فروردین 87)
تشکرشده 715 در 251 پست
اگر در خود ذره ای عطش پیروزی را می یابید تلاش خود را بکنید و ثابت قدم باشید. روزگار در نهایت با شما آشتی خواهد کرد حتی اگر آن نهایت آخر دنیا باشد.....
روسیاه- کبوتر- امام رضا- کلاغ- پریدن
آتنا (شنبه 17 فروردین 87)
تشکرشده 23 در 13 پست
آه روسیاه خدا هستم بخاطر این همه گناه .. دلم میخواست الان یکی از اون کبوترهای گنبد طلائیت بودم یا امام رضا که اونجا بدنیا میان و پریدن رو یاد میگیرند و همونجا می میمیرند ! هرچی دیدم توی حرم سراپا عطر عاشقی بود ! همه اش نور و رو شنایی بوی گل و گلاب و عشق به خدا ! اما چکنم که این بنده حقیر روسیاهه روسیاهه مثل پرهای کلاغ در سیاهی شب!
*********
هرچی گفتم از ته دل گفتم اما واقعا نمیدونستم با این کلمه کلاغ باید چیکار کنم و کجای جمله بذارمش! :D
این موضوع رو خیلی دوست دارم خدمت باز کننده تاپیک تبریک میگم چون من خیلی مشکل پسندم و این موضوع زیبات هرروز منو میکشونه به همدردی ! یه جورایی انرژی بخشه !
*********
کلمات من : آفتاب ، کمد ، هنر، هیتلر، قفس
soul (سه شنبه 20 فروردین 87)
تشکرشده 715 در 251 پست
«هیتلر در قفس تنهایی خود مرد و آن هنگام آفتاب بر فراز آلمان شروع به هنر نمایی کرد و نوید داد که زندگی در شرف تازه شدن است. » اینو از تو یک کتاب خاک گرفته که از تو کمدم پیدا کردم خوندم....
.
.
.
سفر- شلیک- ماه- خواهش- سفید![]()
تشکرشده 3,584 در 906 پست
سلام:
من که هنر نویسندگیم خوب نیستولی این هنررو دارم که تجسم کنم که یه روز که افتاب از پشت کوه دراومد من یه قفس برداشتم و هیتلر ادم کش رو انداختم توی اون و گذاشتمش تو کمد ودرش رو هم قفل کردم و کلیدش انداختم تو ی چاه تا بلکه یه خورده ادم بشه
.تازه تا شب نشستم و براش روضه ی حسین کردشبستری خوندم و اون بی وجدان هم همونجا با کلمات من خوابش برد انگار نه انگار
.عجیبه هااااااااااااااااااااا.
اف اف،فضا،ابگرمکن ،جوراب ،گلدون ،زن وشوهر
تشکرشده 3,584 در 906 پست
soulجان ببین چه قدر طرفدار داری دوتا دوتا جواب می دن.
تشکرشده 715 در 251 پست
تصور کنید زن و شوهری در حال دعوا هستند. زن از بوی بد جوراب آقا که همه فضای اتاق رو عطرآگین کرده عصبی شده و بد و بیراه می گوید و مردهم گلدان کریستال که هدیه عمه خانم است به نشانه اعتراض به آبگرمکن می کوبد تا زن دست از غرغر بردارد. در این اثنا ناگهان اف اف به صدا در می آید و یک ایل از فک و فامیلهای مشترک که برای عید دیدنی از شهرستان اومدن پشت در منتظرند. شما باشین چیکار می کنید؟
.
.
.
سفر- شلیک- ماه- خواهش- سفید
آتنا (سه شنبه 20 فروردین 87)
تشکرشده 926 در 486 پست
سفر- شلیک- ماه- خواهش- سفید پنج واژه بی ربط هستند!:cool:
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)