به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 142
  1. #61
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    237
    امتیاز
    2,402
    سطح
    29
    Points: 2,402, Level: 29
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    818

    تشکرشده 848 در 197 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    میشه در مورد بارداری هم بگی عزیزم؟

    نترس خانم ماه چهره جون.
    انشالله که حل میشه.
    به خودت مسلط باش. درست میشه. من نگرانت شدم.

  2. #62
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    ماه چهره جان سلام

    عزیزم دقیق توضیح بده لطفا...

    به شما تجاوز شده؟

    در اثر تجاوز باردار شدی یا بچه ماله همسرته؟

    برامون کاملتر شرح ماوقع بده تا بتونیم کمکت کنیم...

    عزیزم برات دعا می کنم که خداوند خودش کمکت کنه...به خدا توکل کن و با راز و نیاز خودت رو آروم کن...

    اگر بیشتر توضیح ندی نمیتونیم کمکت کنیم


  3. 3 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (یکشنبه 07 خرداد 91)

  4. #63
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 91 [ 13:23]
    تاریخ عضویت
    1391-2-27
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    904
    سطح
    16
    Points: 904, Level: 16
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 53 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    8 ماه پيش يه بار برادر شوهرم اومد خونمون شوهرم نبود منم بس كه ازش بدم ميومد و حس بدي بهش داشتم همش تو اتاقم بودم بعد كه شوهرم اومد خونه گلگي من رو پيش شوهرم به شوخي كرد گفت اگه با زنم بيام زنت تحويل ميگيره وگرنه بدون حضور ايشون ازم پذيرايي نميكنه بعد كه برادرش رفت شوهرم كلي دعوام كرد كه تو رفتار اجتماعي بلد نيستي چند بار خواستم به شوهرم بگم برادرت يه جوري نگاه ميكنه ولي از شوهرم و عشقش به برادرش ترسيدم

    يكي دوماه بعدش برادرش به شوهرم گفته بود خانمت بياد باهام زبان كار كنه شوهرم عصر اومد خونه گفت بريم خونه برادرم واسه اموزش گفتم باشه بعد منو دم در پياده كرد و خودش مي خواست بره كه با ناراحتي گفتم پس تو كجا گفت كار دارم يكي دو ساعت ديگه ميام گفتم موذبم گفت مثل بابات ميمونه گفتم بدون تو نميرم داداشت با چشاش ادم رو مي خوره زد تو گوشم گفت كرم از خود درخته يه عالمه فحش بارم كرد كه منظورت از اين حرف چيه اصلا ديوونه شده بود گفت پياده شو بريم همين حرفا رو در حضور داداشم بزن منم كه خوب چيز خاصي نديده بودم گفتم شايد يه حسه الكي باشه و بيخودي ابروريزي درست مي شه اينقدر گفتم غلط كردم تا بيخيال شد منو پياده كرد گفت 1 ساعت ديگه ميام
    وقتي رفتم خودش تنها خونه بود

    گفت خانمش و بچه ها خونه پدر خانمشن

    اون شب گفت يه پيانو واسه دخترم خريدم طبقه بالا برو نگاش كن از پله رفتم بالا وهمش به خودم ميگفتم چه قدر بي شعور و بي جنبم كه فكراي ب در مورد برادر همسر كه همسن بابامه مي كردم
    ولي وقتي داشتم از پله ها پايين ميومدم احساس كردم از امد مي خواست از كنارم رد شده خودش رو چسبوند به من منم نزديك بود بيفتم دستم رو گرفت كاملا غير طبيعي و محكم دستم رو گرفت باز همون فكراي بد و حساي بد....
    اون شب گذشت شوهرم خيلي رو پوششم وارتباطم با نا محرم حساسه يه بار ازش سوال كردم اگه يه پيرمردي 70 ساله بخواد از خيابون رد شه من دستش رو بگيرم يا اون دست منو بگيره گناهه
    گفت غلط كردي هيچ كس نيست كه تو بخواي كمكش كني
    گفت نهايت عصاش رو بگير
    منم از فرصت استفاده كردم گفتم داداشش ..... اون كلي خنديد گفت پس بايد مي زاشت بيفتي بميري عوض تشكرته؟؟؟؟
    گفت دااش من رو به خودت محرم بدون گفتم پس اشكال نداره جلوش روسري نپوشم كه باز عصبي شد و زد تو گوشم گفت تو روابط اجتماعي بلد نيستي
    اصلا اسم داداشش كه مياد رواني ميشه
    تا اينكه دو ماه پيش كه برادرش كمكمون كرده بود خونه بخريم و شوهرم مدام جلوش تعظيم ميكرد كه ممنون كه بهمون لطف داشتيد يه روز بي خبر اومد خونمون
    منم رفتم ازش پذيرايي كنم لباسم يكم ناجور بود واسه همين چادر پوشيدم ديدم بلند شده كل خونه رو وارسي كنه به اتاق خواب كه رسيد رفتم بهش گفتم ببخشيد اينجا عكساي عروسيمون رو زديم به ديوار لطفا داخال نشيد ولي محل نداد بعد رفت تو اتاق كمار شوهرم صدام زد كه يه ليوان اب براش ببرم.......
    وقتي كنارش وايسادم ديدم دستش رو برده پشت كمرم و ببخشيد با بند لباس زيرم...
    به رو خودش هم اصلا نمي اورد منم عصباني شدم و ناخدا گاه زدم تو گوشش از نظر قد و هيكل سه برابر منه اون اشغال هم كاري كرد كه حتي حيوونا هم نمي كنند..... نمي دونم يعني نمي ترسيد هر لحظه شوهرم ببياد !!!

  5. #64
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    خوب وقتی شوهرت اومد بهش هیچی نگفتی؟چی شد؟آثاری از اجبار روی بدنت نیود؟

  6. #65
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 خرداد 91 [ 13:23]
    تاریخ عضویت
    1391-2-27
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    904
    سطح
    16
    Points: 904, Level: 16
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 96
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    42

    تشکرشده 53 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    تا يك ساعت همون جور تو كما بودم نمي دونستم چي كار كنم به همسرم زنگ بزنم؟؟؟به خونوادم بگم؟؟؟؟
    اسونترين راهي كه به ذهنم رسيد خودكشي بود تا اومدم وايتكس بخورم شوهرم با خوشحالي اومد تو برام گل خريده بود بيچاره از هيچي خبر نداشت بس كه دلم ازش پر بود زدم توگوشش بعدش زدم زير گريه هر چي خواستم همه چيزو براش تعريف كنم نتونستم ترسيدم اصلا نمي دونم چي بگم هنوز فكر ميكنمخواب يا توهم بوده
    1 ماه بعد فهميدم باردارم يكم اين موضوع خوشحالم كرد و از اون حال رواني كه داشتم بيرون اومدم اما الان چند شبه فكراي بد مياد سراغم مثلا اينكه بچه مال ....

    اينم بگم كه اصلا رابطه من وهمسرم ديگه مثل قبل نيست همش بهش مي پرم مي خوام ازش جدا شم و بعد حقيقتو بگم از بس ديوونه بازي در اوردم اونم خسته شده مي گه چته بريم پيش روانشناس؟؟؟

    حتي از خونوادم كمك خواسته

  7. #66
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    عزیز دلم متاسفم بابت اتفاقی که برات افتاده. لطفا آرامشت رو حفظ کن و از این فکرای بد بیا بیرون. یعنی چی خود کشی ؟!
    اگر شما پیش خدا و وجدان خودت سرافراز باشی که کوچکترین لغزشی نداشتی، هیچ اهمیتی نداره بقیه چی می گن یا چه فکری می کنن.
    حتما راهی پیدا می شه برای بانوی پاک دامنی مثل شما
    اما لازمه که هر چه سریعتر بری پیش یه مشاور و حضوری کمک بخوای. اگر لازم باشه معرفیت می کنه پزشکی قانونی و راهکار لازم بهت داده می شه. نگران نباش نازنین
    هر چه زودتر بری مشاوره بهتره.... حتی امروز بهتر از فرداست واسه شما.

  8. 12 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    آویژه (یکشنبه 07 خرداد 91)

  9. #67
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 تیر 91 [ 15:10]
    تاریخ عضویت
    1391-2-03
    نوشته ها
    246
    امتیاز
    1,462
    سطح
    21
    Points: 1,462, Level: 21
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,069

    تشکرشده 1,083 در 257 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    خانم ماه چهره پيشنهاد ميكنم قبل هر اقدامي حتما حتما پيش يه مشاور خوب و مورد اعتماد بريد

    شما بارداريد و اين وضعيت روحي هم به خودتون و هم بچه اسيب ميزنه

    اينقدر اشفته نباش

  10. 4 کاربر از پست مفید naghashi تشکرکرده اند .

    naghashi (یکشنبه 07 خرداد 91)

  11. #68
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    چرا همون جا همه چیرو واسه شوهرت توضیح ندادی؟هیچی بهش نگفتی؟نگفتی داداشش اومده خونتون؟

  12. #69
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 دی 91 [ 14:40]
    تاریخ عضویت
    1390-4-12
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,468
    سطح
    21
    Points: 1,468, Level: 21
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    34

    تشکرشده 34 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    ماه چهره جان سلام. عزیزم نوشته هات رو خوندم وخیلی متاسف شدم از داشتن یه همچین برادر شوهر کثیفی... شرایط خیلی سختی داری، ولی خانمی من اگه جای تو بودم تو یه فرصت مناسب به همسرم همه چیز رومیگفتم. یا حتی پیش برادرش همه چیز رو بگو... اگه بخوای همه چیز رو همینطور مخفی نگه داری، به برادر همسرت بها دادی برای این کار اشتباه وکثیفش و امکان داره که خدایی نکرده دوباره تکرار کنه. (البته نظر شخصی من اینه)


    عزیزم بعد از اون ماجرای تلخ ، باز هم با اون روبرو شدی؟ چه عکس العملی بات داشته؟؟؟ رابطه شما با خانم برادر شوهرت چطوره؟؟؟؟

  13. #70
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: خودكشي به خطر بي اعتمادي شوهر و بي ابرويي

    دوستان عزیز که لطف می کنید و پست مشاوره ای می ذارید،
    دقت کنید که این یک موضوع عادی نیست که این خانم بتونه در این وضعیت روحی و با توجه به درجه اعتماد همسرشون به برادرش، مستقیم با شوهرش در میون بذاره. ضمن اینکه صحبت کردن از این موضوع پیش هر آشنایی حتی خانواده این خانم می تونه در آینده براشون مشکل ساز باشه و آبروی ایشون رو در خطر بندازه.

  14. 11 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    آویژه (یکشنبه 07 خرداد 91)


 
صفحه 7 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. قاتل خاموش روابط زناشويي!
    توسط ویدا@ در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 16 مهر 92, 12:26
  2. شناخت مشكلات زناشويي از ديدگاه زنان
    توسط الميرا1358 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 10 آذر 90, 14:34
  3. رابطه صحيح زناشويي
    توسط fati.147 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 مرداد 89, 10:54
  4. چگونه گفتگويي موثر داشته باشيم؟
    توسط keyvan در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 فروردین 88, 19:10
  5. 15 دليل مردانه براي سردي روابط زناشويي
    توسط yasi_m در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 اسفند 87, 01:47

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.