سلام بهار
واقعا نمی دونم و نمی تونم فکر کنم که تو این شرایط تنها باشم و حتی از گفتنش اشک تو چشمام جمع میشه
بهار جان واقعا یه آدم وابسته و غمگین و عصبی هستم و پرتوقع
نه این روحیات من به نظرم اصلا طبیعی نیست
همسرم واقعا کلافه است از دستم به قول ani عزیز فکر کنم مور مورش میشه ولی تحمل می کنه و محبت می کنه و من واقعا ازش ممنونم
همش بغض تو گلومه
دیشبم گریه کرده ام نگرانم با این اخلاق و نا آرومی من چه بلای سر این بچه بیاد
اصلا دست خودم نیست به خدا می گم اصلا دست خودم نیست
اشکم سرازیره همش................
خیلی حال بدی دارم
از خانواده همسرم واقعا ناراحتم هر کاریشون می کنم بازم آزارم می دن
راحتم نمی ذارند یه هفته اینقدر زنگ می زنند و توجه و توجه و توجه می کنند بعد می بینی یه هفته از این رو به اون رو می شند که هی من از خودم و همسرم می پرسم اتفاقی افتاده و یا حرف و حدیثی شده که من ازش بی خبرم و اونم میگه نه و کلافه میشم
توروخدا بهم کمک کنید آرامشمو به دست بیارم
کلافه ام خیلی زیاد










علاقه مندی ها (Bookmarks)