به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 111

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    به نظر من بچه اسباب بازی بزگترها نیست که باعث سرگرمی اونها بشه. بهتره اول روی خودت و رفتارات و ارتباط خوب با همسرت کار کنی و بعد که شرایط وفق مراد شد به بچه دار شدن هم فکر کن حتما

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    متاسفانه رفتارای غلط شما نه تنها با بچه دارشدن حل نمیشه بلکه ممکنه بدتر هم بشه و به اون بچه هم سرایت کنه و روی اخلاق اون هم تاثیر منفی میذاره

    - - - Updated - - -

    تا وقتی که شما ریشه اصلی مشکلتون رو حل نکردین چرا به بچه دار شدن فکر میکنید؟

    با همسرت حرف بزن. ولی نه به اون صورت که بدتر لجش بگیره. اگر رو ی حرفش پافشاری کرد بقیه اون دیالوگ قبلی بدون اینکه اسم کسی رو بیاری بگو هیچکس غیر ما تو درون زندگی و مشکلات ما نیست و شاید از بیرو که نگاه کنن بگن چرا دو ساله بچه دار نمیشن ولی ما خودمون میدونیم که دلایل منطقی برای بچه دار نشدن داریم و غیر خودمون هیشکی نمیتونه اینو درک کنه.

    وقتی تو میگی مادرشوهرم پرش کرده ، وقتی اون می بینه از پس مادرش بر نمیاد و نمیتونه دلیلی براش بیاره روی تو فشار میاره . تو هم دلایل رو بذار جلوش تا بدونه مقابل مادرش چی باید بگه

  3. 2 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    بهار_68 (سه شنبه 07 آبان 92), سرافراز (سه شنبه 07 آبان 92)

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    عزیزم من از خرداد ماه تمام کارایی رو که سرافراز عزیز نوشتن رو عملی کردم. هی به خودم انرژی مثبت دادم. تلاش کردم به جای دیدن بدیهای هر کی خوبی هاشو ببینم. مثلا وقتی مادرشوهرم برام رب درست کرده بود و فرستاده بود ( البته میدونم به خاطر پسرش بود) ولی با خودم دستت درد نکنه . چه مادر شوهر فهمیده ای دارم . فهمیده بلد نیستم درست کنم و بخرم هم خرجم زیاد میشه برام فرستاده و اونقدر این امواج مثبت رو به خودم فرستادم تا مغزم الان خالی از هر کینه و نفرتی شده و حتی دارم این امواج مثبت رو به مادرم هم ارجاع میدم(آخه یه ناراحتی بینشون پیش اومده بود) و بعضی وقتها ناخوادآگاه پیش همسرم هم تعریفشونو میکنم و اوایل همسرم فکر میکرد دارم نقش بازی میکنم ولی کم کم فهمید که من واقعا دارم عوض میشم .

    باورت نمیشه چقدر شادابتر شدم و پوست صورتم بهتر شده. احساس میکنم یه دختر 18 ساله ام. بابا بی خیال دنیا. به خدا اگه تمرین کنی میشه. فقط باید از ته دل دلت رو صاف کنی

  5. کاربر روبرو از پست مفید kamr تشکرکرده است .

    سرافراز (سه شنبه 07 آبان 92)

  6. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    عزیزم دیالوگی که ما نوشتیم یه سر نخ بود برات. تو خودت تو عمق زندگیت برو و ببین با چه حرفا و دلایلی (البته منطقی) میتونی همسرت رو قانع کنی. خب میتونی بگی دوران بارداری دوران حساسیه و من چون فعلا تازه بعد چند مدت برگشتم خونه اول میخوام یه کم روی روحیه خودم کار کنم و یه کم که سر حال و شاداب شدم و تونستم تو رو هم شاداب کنم و روابطمون رو بهتر و گرمتر کنم حتما اینکار رو میکنم چرا که نه فقط یه کم بهم فرصت بده لااقل تا عید. تو این مدت هم خوب روی رفتارات کار کردی و خودت رو آماده میکنی برای بچه دار شدن.
    اگه رابطتتون بهتر و گرمتر شه چرا دست دست کنی؟؟؟ جلوگیری زیاد هم خوب نیست . اگه خدای نکرده بعدا طوری بشه و کارت به دکتر بکشه هم خودت اذیت میشی و هم همسرت .

    منم میخوام اگر خدا بخواد و شرایط جور بشه بعد عید حامله شم

  7. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه ها حس میکنم میخاد پای منو ببنده نظرتون چیه ؟/
    یه چیز مهمه دیگه :به نظرتون راجع به اینکه بیاد با خانوادم آشتی کنه و چیزی بگم یا نگم؟؟خیلی فکرم مشغوله سر این قضیه . خانوا دمم ناراحتن..آرامش ندارم..چکار کنم..قبلا هرچی دعوا میشد من زورش میکردم بره آشتی کنه.اما ایندفه ٢/٣ بار گفتم اما گذرا اصرار نکردم..
    و اینکه راجع به اینکه من برم با خانوادش آشتی کنم چی؟چیزی بگم؟با اینکه اصلا دلم نمیخاد..

    - - - Updated - - -

    بچه ها حس میکنم میخاد پای منو ببنده نظرتون چیه ؟/
    یه چیز مهمه دیگه :به نظرتون راجع به اینکه بیاد با خانوادم آشتی کنه و چیزی بگم یا نگم؟؟خیلی فکرم مشغوله سر این قضیه . خانوا دمم ناراحتن..آرامش ندارم..چکار کنم..قبلا هرچی دعوا میشد من زورش میکردم بره آشتی کنه.اما ایندفه ٢/٣ بار گفتم اما گذرا اصرار نکردم..
    و اینکه راجع به اینکه من برم با خانوادش آشتی کنم چی؟چیزی بگم؟با اینکه اصلا دلم نمیخاد..

    - - - Updated - - -

    دیوونه ام کرده kmr ..
    گفتم باید فعلا ٣ماه قورص فولیک اسید بخورم..

  8. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tannaz joon نمایش پست ها
    بچه ها حس میکنم میخاد پای منو ببنده نظرتون چیه ؟/
    یه چیز مهمه دیگه :به نظرتون راجع به اینکه بیاد با خانوادم آشتی کنه و چیزی بگم یا نگم؟؟خیلی فکرم مشغوله سر این قضیه . خانوا دمم ناراحتن..آرامش ندارم..چکار کنم..قبلا هرچی دعوا میشد من زورش میکردم بره آشتی کنه.اما ایندفه ٢/٣ بار گفتم اما گذرا اصرار نکردم..
    و اینکه راجع به اینکه من برم با خانوادش آشتی کنم چی؟چیزی بگم؟با اینکه اصلا دلم نمیخاد..
    الان نه وقتشه تو آشتی کنی نه اون . چرا اینقدر عجولی دختر؟ چرا نمیذاری بعضی چیزا با زمان حل بشه؟ قضیه منو که میدونی تقریبا شبیه تو بود. ولی من هم به خودم هم مغزم و هم به همسرم زمان دادم بالاخره آشتی کردند. نکردند! باورت نمیشه الان انگار پسرشونه . هر کاری میگم زود براشون انجام میده. تو که از شوهرت هم عجول تری. این همه داریم برات می نویسیم ولی متاسفانه هیچ کدوم رو عملی نمیکنی. از مقالاتی که توی سایت هست استفاده کن . تو داری فرصتهاتو یکی یکی از دست میدی. چرا ؟ چون بی اراده ای.

  9. 2 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    tannaz joon (سه شنبه 07 آبان 92), بهار_68 (سه شنبه 07 آبان 92)

  10. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    طناز یه فکر دیگه بگو اگه الان حاکله بشم ماه های آخر بارداری میوفته تو تابستون که هوا خیلی گرمه خیلی اذیت میشم یه جوری برنامه ریزی کنیم که بچه تو فروردین دنیا بیاد خیلی خوب میشه
    من بچم تو فروردین دنیا اومد نه از سرما رنج بردم نه گرما اذیتم کرد اگه دوباره هم قسمت بشه و خدا بخواد و برم سر خونه زندگیم یه جور برنامه ریزی میکنم که بچه دوم هم تو فروردین یا اردیبهشت دنیا بیاد

  11. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 دی 93 [ 11:07]
    تاریخ عضویت
    1392-6-21
    نوشته ها
    187
    دستاوردها:
    100 Experience PointsOverdrive1 year registeredTagger First Class
    تشکرها
    143

    تشکرشده 73 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یعنی چی بی اراده ام ؟انقدر حرفای مختلف شنیدم که مغزم هنگ کرده ..نمیتونم همه رو یه دفع انجام بدم که..
    بعدشم تا کی صبر کنم واسه خانواده ها؟انقدر که شوهرم خودش بگه آشتی کنیم؟
    تورو خدا از من نا امید نشین دارم سعی میکنم..

  12. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    عزیزم از حرفم ناراحت نشو. طناز جون تو به جای اینکه هی هر روز بیای ببینی مطلب جدید برات چی گذاشتیم یه کاری کن.

    یه بار از اول همه پستهاتو بخون و از اونایی که میدونی برات تو زندگی کمک میکنن پرینت بگیر و همون مطالب رو هر روز (البته هر روز یه کم اش رو نه همه رو یکجا) چند بار مرور کن و از همون روز شروع به تمرین و پیاده سازیشون کن.

    باور کن منم بودم با این همه مطلب گیج میشدم الان صفحات تاپیکت به 7 تا رسیده در حالی که باید تا حالا اونی رو که باید یاد میگرفتی رو یاد گرفته باشی. باور کن من با خوندن چند تاپیک مشابه مشکل خودم و چندتا مقاله و باز کردن یه تاپیکی که به 2 صفحه هم نرسید خودم فکرمو متمرکز کردم و شروع به تغییر گرفتم . پس تو هم میتونی. برای همین میگم مقالات توی تاپیک رو بخون. هر مطلبی که مربوط به یه مشکلت میشه اونا رو سرچ کن و بخون. ذهنتو درگیر این نکن که ببینم فلانی چی گفت یا بهمانی چی میگه. ما هم عین توییم و زندگیمون رو تازه شروع کردیم و مشکلاتی هم کم و بیش داشتیم ولی تا خودت از ذهنت کار نکشی نمیتونی ککاری برای زندگیت انجام بدی. همه ما با توجه به حرفای تو و از محیط بیرون داریم قضاوت میکنیم و نظر میدیم. تنها خود تو هستی که توی اون محیط دورنی خودت و همسرت قرار داری و خود تو باید کاری بکنی

    من خودم توی ذهنم یه دایره بین خودم و همسرم کشیدم که داخل اون دایره رو اسمشو گذاشتم محیط درونی که توی اون محیط من وهمسرم و بیرون دایره رو گذاشتم محیط بیرونی و همه اونایی که غیر ما دو نفرن گذاشتم توی این حیطه که هم خودشون و هم رفتاراشون و حرفاشون برام حاشیه است. با این توصیف خیلی ذهنم راحته و خیلی روی اعصاب و راونم و دغدغه های فکریم تاثیر داشته و یه روح تازه ای به زندگیم داده.

  13. کاربر روبرو از پست مفید kamr تشکرکرده است .

    بهار_68 (سه شنبه 07 آبان 92)

  14. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    65
    Array
    اینارو رستگار برام نوشته شما که نمیای اونجا بخونی من میذارم اینجا بخون

    اعتبار بخشی پاسخی کلامی و غیر کلامی است که شخص متوجه می شود با او همراهید!
    به تجربه گوینده احترام بگذارید! به آنچه می گوید علاقه نشان می دهید و احترام می گذارید!
    هر چند! توجه کنید! هر چند که کاملا مخالـــــــــــــف باشید! نیت شما فقط باید اعتبار بخشی باشه! همین احساسات، تجربیات، افکار گوینده را اعتبار بدهید..
    مثال:
    به نظر می رسه حرفات خیلی مهم باشند! / چه تجربه مهمی داشتی!!! /
    وقتی کسی حرف می زند، احساسش نادیده گرفت می شود و خواسته هایش را نمی بینیم!
    وقتی به خواسته های غیر کلامی اعتبار می دهید دو عمل اصلی انجام می دهید:


    • اول: تنش را کم می کنید!
    • دوم: آرامش او را چندین برابر می کنید! ارامشی که هر کسی دوست دارد!


    با ردگیری و کنکاش گفته های گوینده، مثلا همسرتون، احساسات او را بیان کنید، مثال: چقدر ناراحتت کرده!!!
    با اعتبار بخشی شما به گوینده می گویید: حرفهاش مهم است. و خودتون متوجه خواهید شد، برداشتتون صحیح بوده است!

    وقتی مشغول سخن گفتن و اعتبار سازی هستید: هرگز مجبور نیستید جواب بدهید! شما فرصت کافی در اختیار دارید که بعد از اینکه صحبتهای گوینده تمام شد برای جوابگویی، که اگر لازم بود، فکر کنید و بعدا جواب بدهید... پس ذهنتون رو درگیر جواب نکنید! (یعنی وقتی گوینده داره صحبت میکنه توی ذهنوتون دنبال جواب نگردید و سعی نکنید ، بلافاصله بعد از هر جمله گوینده ، جوابی سریع بدهید و یا از خودتون و یا خانواده تون دفاع کنید ... شما فرصت کافی دارید که بعدا با فکر جواب مناسب را بدهید )


    قسمت آخرش برای شما که میگی نمیدونم کی چی باید بگم خیلی مهمه با شوهرت همدلی کن بهش بگو آره راست میگی منم باید راجع به این مورد فکر کنم لازم نیست درجا جواب بدی

  15. 3 کاربر از پست مفید بهار_68 تشکرکرده اند .

    kamr (سه شنبه 07 آبان 92), malakeh (سه شنبه 07 آبان 92), tannaz joon (چهارشنبه 08 آبان 92)


 
صفحه 7 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.