به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 16 نخستنخست 12345678910111213141516 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 154
  1. #61
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    پربیننده ترین سایت در سال 89: دسترسی به تارنمای مورد نظر امکان پذیر نمیباشد!

  2. 4 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (شنبه 05 تیر 89)

  3. #62
    سرپرست سایت آغازکننده

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )





    1 - بهترين دوست براي هر انساني چه چيزي مي باشد ؟!
    الف ) دوست ناباب!
    ب ) دوست مايه دار و ولخرج!
    ج ) دوستي كه در تمام زمينه ها بتواند براي شما نقش «بند پ» را به خوبي ايفا كند!
    د ) كتاب



    2 -آخرين كتابي كه مطالعه كرديد چه كتابي بود و چرا؟!
    الف ) كتاب فارسي اول دبستان، به جهت شوق فراوان به دانستن و كسب علم و كشف اسرار طبيعت!
    ب ) كتاب فيزيك كوانتوم، مي خواستم بدانم پس از برخورد سيب از بالاي درخت با سر جناب نيوتن خداي نا كرده صدمه اي به سر ايشان وارد شده است يا خير!
    ج ) كتاب فلسفه خلقت در ماوراي وجود مابعدالطبيعه، زيرا مي خواستم بدانم انسان در بدو خلقت از چه نوع خاكي خلق شده است كه در هنگام استحمام كردن تبديل به گل نمي شود!
    د ) يك كتابي بود كه فقط شكلك داشت، يك بزي در حال پرش بود، يك عمله بيل به دست بود، يكيش گاو بود، يك يارو با دوچرخه مي رفت، يكي هم علامت تعجب بود، چون مي خواستم گواهينامه پايه يك تراكتور بگيرم!


    3 -شما در طول هفته چند جلد كتاب مطالعه مي كنيد ؟!
    الف ) من در طول هفته از پشت ويترين كتابفروشي ها روي جلد بيش از 100 كتاب را مطالعه مي كنم و مي روم!
    ب ) در طول هفته هاي عادي هيچ جلد، ولي شبهاي امتحان پايان ترم چندين جلد كتاب را به طور فشرده مطالعه مي كنم!
    ج ) من حدود تقريباً مي شه گفت چيزي نزديك به بيش از شايد، چيزه دقيقش رو نمي دونم!
    د ) ها ؟!كتاب چيه ؟!


    4 -كدام يك از كتابهاي داستاني كه مطالعه كرديد، تأثير بيشتري روي شما داشته است ؟!
    الف ) كتاب هاچ زنبور عسل- از وقتي كه آن را خواندم، هر جا زنبوري را مي بينم از او مي پرسم شما مادر هاچ نيستيد ؟! اگه نيستيد مادر هاچ را نديده ايد؟! ولي همه آنها با گفتن واژه «ويز» و يا فرو كردن نيششان روي نوك بيني ام از وجود او اظهار بي اطلاعي مي كنند!
    ب ) داستان جك و لوبياي سحرآميز- باعث شد من خودرو ام را با 3 عدد لوبيا چشم بلبلي عوض كنم، ولي گويا لوبيا ها «MADE IN CHINA» بوده چون فرداش كه از خواب بيدار شدم ديدم آقا غوله ديشب آمده و كل اثاث منزلم را با خودش برده است!
    ج ) كتاب سفر به اعماق زمين- الان حدود يك سال و 3 ماهه كه دارم كف حياط منزلم را زير و رو مي كنم و مي روم پايين، ولي تا حالا فقط كرم و مورچه و سوسك و هزارپا ديدم، نمي دانم چقدر ديگه بايد بكنم تا به دايناسورها و موجودات ماقبل تاريخ برسم!
    د ) داستان چوپان دروغگو و ريز علي خواجوي و پتروس فداكار توأمان- وقتي گرگ به گله ام زد و كسي حرفم را باور نكرد، به روي ريل قطار رفتم تا با انگشت جلوي قطار را بگيرم كه كمكم كنند، ولي قطار از روي من و گله رد شد و همه دسته جمعي نفله شديم!


    5 -اگر شما روزي يك نويسنده چيره دست شويد، ترجيح مي دهيد براي كدام قشر از افراد جامعه كتاب بنويسيد ؟!
    الف ) قشر بي سواد جامعه!
    ب ) براي كودكان 1 تا 2 ساله!
    ج ) افراد داراي مشكلات روحي- رواني ساكن در بيمارستانهاي رواني!
    د ) افرادي كه از كتاب صرفاً به جهت پركردن كتابخانه شخصي شان بهره مي برند و به هيچ عنوان آن را نمي خوانند و معتقدند كتاب كلاس داره!


    6 -آخرين بار، كي و به چه دليل به كتابخانه رفتيد ؟!
    الف ) هفته پيش - در خيابان مشغول راه رفتن بودم كه ناگهان بلانسبت بشدت نياز به رفع حاجت پيدا كردم كه البته يك كتابخانه در آن نزديكي ها بود و من از سرويس بهداشتي آن بهره بردم!
    ب ) دو روز پيش- هواباراني بود، ديدم در يك كتابخانه باز است رفتم داخل نشستم تا باران بند آمد بعد رفتم دنبال كارم!
    ج ) دوشنبه هفته پيش- طي مشاجره لفظي و فيزيكي با همسرم و پرتاب شدنم به بيرون از منزل، به كتابخانه محل پناه بردم تا زماني كه خشم همسرم فروكش كرد و من را به منزل راه داد!
    د ) هر روز به كتابخانه مي روم- هيچ لذتي در دنيا به اندازه خوابيدن در فضاي آكنده از سكوت كتابخانه نيست!




    .

  4. 2 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 30 تیر 89)

  5. #63
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    تا به حال دقت کرده اید؟؟؟؟؟



    1. چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟
    2. چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
    3. چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟
    4. چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
    5. چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟




    6. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟
    7. چرا تو شهروند و هایپراستار و ... چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
    8. چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟
    9. چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
    10. چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟


    11. چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
    12. چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
    13. چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
    14. چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
    15. چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟




    16. چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟
    17. چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟
    18. چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟
    19. چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
    20. چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟






    21. چرا پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟
    22. چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟
    23. چرا زنها با اینکه قلبا زن زلیلیسم رو قبول ندارن ازش دفاع میکنن؟
    24. چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟
    25. چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟


    26. چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟
    27. چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟
    28. چرا مردها مناسبتهارو فراموش میکنن؟
    29. چرا اگه دوستمون ماشین و خونه بخره ما چشمامون در میاد؟
    30. چرا مردها فرق آرایش 5 هزارتومنی با آرایش 1.5 میلیون تومنی رو نمیفهمن؟




    31. چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه
    32. چرا با موسیقی سنتی شون نمیشه رقصید؟
    33. چرا سه تار سه تا تار نداره؟
    34. چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟
    35. چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟




    36. چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟
    37. چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟
    38. چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟)
    39. چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟
    40. چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟




    41. چرا زنها 256 رنگ رو با اسم بلدن درحالیکه در طبیعت 10-12 رنگ بیشتر وجود نداره؟
    42. چرا کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟
    43. چرا داماد باید برقصه ؟
    45. چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟


    46. چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟
    47. چرا وقتی یه چیزی خوبه میخایم صاحابش بشیم؟
    48. چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟
    49. چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
    50. چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟




    51. چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟
    52. چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟
    53. چرا تو هر کوچه ای بجای یکی چندتا تکیه هست؟
    54. چرا سر عقد ، عروس دفعه سوم میگه بله؟
    55. چرا آدمها وقتی عکس میگیرن روپنجه بلند می شن؟




    .56چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟
    57. چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟
    58. چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟
    59. چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟




    خدایی دقت کرده بودین یا نه ؟؟؟؟؟ معلوم که نه! اما از این به بعد دقت کنید!!!!

  6. 4 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (چهارشنبه 30 تیر 89)

  7. #64
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    مجادله در ادبیات بر سر یک خال
    حافظ:
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را


    صائب تبریزی:
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
    هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را


    شهریار:
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
    هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
    نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و
    پا را
    سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
    نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را


    محمد عيادزاده:
    اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
    خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
    نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
    مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
    و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
    که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
    نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
    فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

    __._,_.___

    __,_._,___


  8. 5 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (چهارشنبه 23 تیر 89)

  9. #65
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 27 دی 92 [ 02:28]
    تاریخ عضویت
    1389-2-06
    نوشته ها
    513
    امتیاز
    5,622
    سطح
    48
    Points: 5,622, Level: 48
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,129

    تشکرشده 1,123 در 399 پست

    Rep Power
    68
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )


  10. 3 کاربر از پست مفید lvlahtab تشکرکرده اند .

    lvlahtab (چهارشنبه 23 تیر 89)

  11. #66
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    ۱- چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند!

    ۲- اگر? اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!

    ۳- چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!

    ۴- برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

    ۵- نصف النهار چیست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!

    ۶- آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

    ۷- چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!

    ۸- اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !

    ۹- دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!

    ۱۰- چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!

    ۱۱- اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!

    ۱۲- اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!

    ۱۳- شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

    ۱۴- چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

    ۱۵- شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!

    ۱۶- فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!

    ۱۷- فرق باتری با مادرشوهر در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر شوهر هیچ چیز مثبتی ندارد!

    ۱۸- اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

    19- ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!

    20- خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !

    21- چرا غضنفر ها با دو دست دست می دهند؟ چون فرق راست و چپشونو بلد نیستند!

    22- یک غضنفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند!

    23- چرا غضنفر ها همیشه ۱۸ تایی میرن سینما ؟ چون برای کمتر از ۱۸ ممنوع بوده !

    24- اگر در یک موسسه سطح بالا یک غضنفر ببینید به او چه می گویید؟ یک بازدید کننده!

  12. 3 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (سه شنبه 29 تیر 89)

  13. #67
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 14 اسفند 90 [ 23:46]
    تاریخ عضویت
    1387-7-21
    نوشته ها
    1,027
    امتیاز
    8,463
    سطح
    62
    Points: 8,463, Level: 62
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,165

    تشکرشده 4,222 در 1,018 پست

    Rep Power
    121
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    فرهنگ لغات ایرانی/ چاپ جدید



    این پست جهت آشنایی افراد غیر ایرانی با کلمات و واژگان ایرانی بوده و فاقد هرگونه ارزش دیگری‌ست!!! باید عرض کنیم که ممکن است برخی لغات دارای شکل املایی یکسان در ایران قدیم بوده اما خب ورژن جدیدش دیگه معنی سابق رو نمی‌ده!!!



    بیمه‌ی عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.


    قبولی در دانشگاه: نتیجه‌ای است که در کمال عدالت و انصاف، هیچ ربطی به رتبه‌ی کسب کرده‌تان ندارد.


    سریال: فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.


    تلفن همراه: وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.


    گرانی: کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تا کنون مشاهده نشده است!!


    مترو: سونای بخار متحرک


    عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.


    آثار باستانی: خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.


    خودپرداز: دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.


    اداره: محلی که شما بعد از تنش‌ها و جدل‌های منزل در آنجا استراحت می‌کنید.


    مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.


    رئیس جمهور: فردی که هر آنچه قبل از انتخابات گفته است را بعد از انتخابات تکذیب می‌کند.


    تورم: عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!!!


    گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ


    تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی


    شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.


    شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.


    دانشجو: یک عده افراد همیشه معترض


    بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!


    رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است


    ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا


    شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پرژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح


    از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم


    سطل آشغال: وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها


    مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند.


    حراج: اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.


    و غیره (و ...): نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید

    ازخواب بيدار شدم، آروم لباس پوشيدم و طوري که زنم از خواب
    بيدار نشه، جعبه ناهارم رو برداشتم، سگم رو صدا کردم و آروم رفتم توي
    گاراژ خونه، قايق ام رو بستم به پشت ماشينم و از خونه به قصد ماهيگيري
    رفتم بيرون
    درهمين حين متوجه شدم که بيرون باد شديدي مياد، بارونيه و راديو رو هم که
    روشن کردم متوجه شدم تمام روز وضعيت هوا به همون بدي باقي خواهد
    موند...تصميمم عوض شد. دوباره آروم برگشتم خونه، ماشين رو تو گاراژ پارک
    کردم، لباسم رو درآوردم و يواش رفتم تو رختخواب کنار زنم که هنوز خواب
    بود.... اون رو از پشت بغل کردم و آهسته تو گوشش گفتم: "هوا بيرون خيلي
    بده...." که همسر عزيزم جواب داد: " آره، ولي باورت ميشه که اين شوهر
    احمق من تو همچين هوائي رفته ماهيگيري؟

  14. 7 کاربر از پست مفید gole maryam تشکرکرده اند .

    gole maryam (سه شنبه 29 تیر 89)

  15. #68
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    سه نفر رو می خواستند اعدام کنند.
    نفر اول رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
    ناگهان اعدامی فریاد می زنه: زلزله!!! همه سربازان فرار می کنند و خودشون رو روی زمین می اندازند و اعدامی فرار می کنه.


    نفر دوم رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
    ناگهان اعدامی فریاد می زنه: طوفان!!! همه سربازان فرار می کنند و تا در محل امنی پناه بگیرن و اعدامی فرار می کنه.


    نفر سوم رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
    ناگهان اعدامی فریاد می زنه: آتش!!!

    «خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
    تو ای والاترین مهمان دنیایم،
    بدان آغوش من باز است،
    شروع کن، یک قدم با تو،
    تمام گامهای مانده اش با من…»

  16. 5 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (سه شنبه 29 تیر 89)

  17. #69
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    دو تا آبادانی به هم می‌رسن. اولی میگه: جات خالی دیروز رفتم شکار هفت تا خرگوش چهار تا آهو سه تا شیر شکار کردم.
    دومی می‌گه: همش همین؟
    اولی می‌گه: بابا، آخه با یک تیر مگه بیشتر از اینم می‌شه؟
    دومی می‌گه : تازه تفنگم داشتی؟



    يک روز دو تا آبادانی واسه هم خالی می‌بستند.
    اولی می‌گه: ما یه کوه کنار خونه مون داریم که هر وقت می‌گیم حمید.
    دو سه بار میگه حمید…. حمید…. حمید….دومی می‌گه: این که چیزی نیست. ما یه کوه داریم کنار خونه‌مون که هر وقت می‌گیم حمید. می‌گه: کدوم حمید؟

    «خدا گوید:تو ای زیباتر از خورشید زیبایم،
    تو ای والاترین مهمان دنیایم،
    بدان آغوش من باز است،
    شروع کن، یک قدم با تو،
    تمام گامهای مانده اش با من…»

  18. 4 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (چهارشنبه 06 مرداد 89)

  19. #70
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 فروردین 93 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    نوشته ها
    1,249
    امتیاز
    16,138
    سطح
    81
    Points: 16,138, Level: 81
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 212
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,122

    تشکرشده 8,125 در 1,482 پست

    حالت من
    Vaaaaay
    Rep Power
    143
    Array

    RE: زنگ تفریح (خنده و نشاط .... )

    حکایت داماد و مادر زن!

    زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند.

    یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او را نجات داد.

    فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش نوشته بود:
    «متشکرم! از طرف مادر زنت»

    زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توی آب و جان زن را نجات داد.
    داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوشته بود:
    «متشکرم! از طرف مادر زنت»

    نوبت به داماد آخری رسید. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. اما داماد از جایش تکان نخورد.

    او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم؟ همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.

    فردا صبح یک ماشین بی ام ‌و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود که روی شیشه اش نوشته بود:

    «متشکرم ! ازطرف پدر زنت» !!



  20. 2 کاربر از پست مفید سارا بانو تشکرکرده اند .

    سارا بانو (پنجشنبه 31 شهریور 90)


 
صفحه 7 از 16 نخستنخست 12345678910111213141516 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.