
نوشته اصلی توسط
ani
هر چندکه من به عنوان والد به هر حال کار خودم را کرده ام و یک خروار باید و نباید در درونش انبار کرده ام که هیچ معلوم نیست همه ی این باید و نبایدها به دردش بخورد و کارایی نسبت به شرایط زمان و مکانی و ...برای وی داشته باشد و پیش نویسهای زندگی او با من و در کنار من نوشته شده است و گاه خودم می فهمم و درک می کنم که اوبه عنوان یک دختر جوان در تنگناهای باورهای خانوادگی و اجتماعی و...رنج می کشد البته سعی من بعد از آرام کردن وی درک موقعیت وی است وبال و پر دادن برای پریدن بدون در نظر گرفتن آلودگی های من و خانواده و اجتماع و...اما به هر حال چه کنم که باز هم شرایط و محدودیتها و ترسها و الودگی ها یی سد راه جوان جماعت می شود ....!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)