به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 141
  1. #71
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    آقای تسوکه اصلااااااااااااا این طوری نیست باور کنید
    فقط حوصله اینکه حرفای اون آقا رو مرور کنم و بیام بنویسمو نداشتم همین.
    اخه همش درمورد رازهایی که آقایون باید بدونند
    رازهایی که خانوما باید بدونن و یه سری مقالات بیشتر ادبی تا روانشناسی بود حرف زد و ما هم مینوشتیم.بعضیاشم اصلا قبول نداشتم و دقیقا چون بی فایده بود دیگه حالا شوهرم اصلا به اونا اعتقاد نداره.
    قهر نکنید دیگه. اصلا قصدبی احترامی و یا بی محلی کردن بهتونو نداشتم آقای مهندس.
    همین امشب میرم تو جزوه هام میگردم(چون چند روزیه اسباب کشی کردیم) و هرجا نکته خوبی داشت میام مینویسم.الان رو موبایلم آلارم گذاشتم.

    آقای sci بینهایت ازتون ممنونم حس میکنم تاحالا کسی منو انقد نفهمیده بود.
    اما چند تا سوال: اگه این رفتار جرات مندانه رو داشته باشم یعنی بااحترام نظر مخالفمو بگم و از خودم دفاع کنم بیشتر باعث نمیشم که همه رو از خودم ناراحت کنم؟

    چی کار کنم که اصلا حرفشون واسم مهم نباشه و هیچ اهمیتی به تهمتاشون و برخورداشون ندم نه اینکه عصبانی بشم؟

    بعضی اوقات که از دست کسی ناراحت میشم تو خودم میریزم و شدیدا خودخوری میکنم اما خیلی اوقات هم خیلی رک حرفمو میزنم و همین باعث میشه از من بدشون بیاد که چون بزرگترند نباید جوابشونو بدم و تازه وقتی گله میکنم تهمتهایی میشنوم که از شدت عصبانیت دستام میلرزن!!!!!و خیلی به خودم رحمم میاد.صدای تپش قلبمو میشنوم.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  2. 2 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (یکشنبه 23 مرداد 90)

  3. #72
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    یه بار دیگه پستی که گذاشتم رو با دقت بخونید
    رفتار پرخاشگرانه و ناسازگارانه با رفتار جرات مندانه کاملا متفاوته...
    اتفاقا رفتار جرات مندانه موجب افزایش صمیمیت می شه در طولانی مدت
    اما چون شما رفتار منفعل داشتید و حالا می خواهید این نوع رفتار رو تجربه کنید شاید دیگران در وهله اول موضع بگیرند.. اصلا مهم نیست... رفتارشناسها معتقدند ۲۱ روز زمان لازمه که یک رفتار تبدیل به عادت بشه... پس اونها به رفتار جدید شما عادت خواهند کرد...
    از موارد کوچیک تر شروع کنید تا حرفه ای بشید...
    فعلا تو ۵۰ درصد رفتاراتون جرات مندانه باشید برای یه هفته کافیه
    صدای تپش قلب و لرزیدن دستاتون به دلیل واکنش فیزیولوژیک بدن شما به اضطرابه
    تمرین تنفس کنید خوب می شه
    توصیه هلی پست قبلی رو با دقت بخونید... مطمئن باشید همه مشکلات شما رو دیدم و لحاظ کردم

  4. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (دوشنبه 24 مرداد 90)

  5. #73
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا چ
    اخه همش درمورد رازهایی که آقایون باید بدونند. رازهایی که خانوما باید بدونن و یه سری مقالات بیشتر ادبی تا روانشناسی بود حرف زد و ما هم مینوشتیم.بعضیاشم اصلا قبول نداشتم و دقیقا چون بی فایده بود دیگه حالا شوهرم اصلا به اونا اعتقاد نداره.
    ما؛ این ما کیه؟ مگه با شوهرتون رفته بودین؟ مگر مشاوره ی خصوصی نرفته بودین؟
    حالا، مگر قبلا به اونها اعتقاد داشت؟ مگر شوهرتون هم اون حرفا را شنیده بود؟

  6. #74
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    دفعه قبل که رفته بودم مشاوره با دختر خالم بودم که مشکلاتمون خیلی شبیه هم بود(ما از بچگی با هم بودیم تا آخر دوره لیسانس)شوهرم نبود اماجزوههاشو میذاشتم روی میز کار شوهرم ومطمئنم که یه نگاهی بهشون یواشکی مینداخت.
    زمانی که واسه آزمون میخوندم خیلی ناامید بودم به خاطرزمان خیلی کمی که داشتم و شوهرم خیلی امیدواری بهم میداد و بهم قول داد که اگه قبول بشی هرچی بخوای انجام میدم(هدیه بزرگ یا مسافرت یا....) همونجا ازش خواستم که نه باید بیای با هم بریم پیش یه روانپزشک.کلی چونه زد تا از روانپزشک به مشاوره واسش تخفیف دادم. فقط دو جلسه پیش همون مشاور قبلی که خودم تنها رفته بودم رفتیم که دیگه داد ایشون دراومد که نمیخوام چرت و پرت بشنوم و.....
    امروز جزوشو همراه خودم آوردم. بنویسم همون رازها رو یا اینکه واستون تکرارین؟
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  7. #75
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 14 آبان 90 [ 12:33]
    تاریخ عضویت
    1390-5-23
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    1,434
    سطح
    21
    Points: 1,434, Level: 21
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 66
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    سلام..عزيزم بنويسين اون رازهارو به هر حال همه كه نخوندن قبلا اين رازهارو
    من خودم كتاب رازهائي درباره مردان و زنان رو خوندم..اما واقعا هرچي بخوني كمه..چندين بار بايد خونده بشه تا ملكه ذهن بشه

  8. کاربر روبرو از پست مفید رعنا27 تشکرکرده است .

    رعنا27 (دوشنبه 24 مرداد 90)

  9. #76
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    نمی دونم والا، اگر شوهرتون خوشش نیومده که بی خیال. حالا اگر بعدا خواستم، میگم تا بنویسین. فعلا بی خیال.
    اما چرا شوهرتون از مشاوره ناامید شد؟ نکنه مشاور خوبی نرفتین؟ ای کاش می تونستین از فرصت این مشاوره ی دو نفره بهتر استفاده کنین. این یک برگ برنده در دستان شما بود که ممکنه حالا حالاها دیگه گیر نیاد، راستی چرا اصلا خبر ندادین که با همسرتون به توافق رسیدین که برین مشاوره؟ فکر نمی کنین ما می تونستیم نظراتی بدیم که بهتون کمک کنه؟
    اصلا چرا به شوهرتون روان پزشک را پیشنهاد دادین؟ همون مشاور کافی بود.

  10. #77
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    آره اعصاب خودمم به هم ریخت مدام با خودم میگم کاش میرفتیم پیش فلانی که تو دانشگاهمون یود یااون یکی که .....
    حیف شد واقعا حیف شد.
    البته بعضی اوقاتم فکر میکنم که پیش هرکس دیگه ای هم که میرفتیم همین بود آخه شوهر من خیلی مغروره.
    میدونین تجربه و تخصص در نظر نمیگیره فقط مدرک تحصیلی رو مقایسه میکنه و خودشو برتر میبینه، آدم خودخواه!!!
    چون نتیجه ای نداشت به شما نگفته بودم باخودم فکر میکردم زندگیمون یه تغییر اساسی میکنه و میام اینجا به همتون میگم اما از همون ثانیه اول که رفتیم انقده غر زد که حالم به هم خورد آخرشم خودم گفتم بابا نمیخوام بیای فقط دست از سر کچلم بردار دیگه.
    آخه داداشم که پزشکن بهم بارها گفته بودن که شما(من و شوهرم) نیاز به درمان با دارو دارین و ازم خواسته بود بریم پیش یه روانپزشک.تازه حرفای مشاور حداکثر زمانی که اثر داره به یک روز نمیرسه (در این مورد خاص)

    دوستان خوبم میشه نظرتونو بپرسم چون نمیدونم رفتار جرات مندانه در این مورد چیه؟
    قبلا گفته بودم خونواده شوهرم تا حالا بارها و بارها مهمونی مامنمینا دعوت شدن اما نیومدن(مهمون داریم . جای دیگه دعوتیم و......) باز بابای من اشتباه کرده و واسشون کیک یا غذا فرستاده با اینکه نیومدن!!!
    واسه عید نوروز هم با اینکه هم من و هم شوهرم ازشون خواستیم که برن عید دیدنی خونواده من بازم نرفتن.(حتی من چند روز پیش به پدر شوهرم گله هم کردم).حالا چند شب دیگه باز مامانمینا افطاری دارند(یه مهمونی خیلی بزرگ) نمیدونم بگم به مادر شوهرم که آبروم پیش خانوم داداشام نره، نگم ، شوهرم بگه؟نمیدونم؟زنگ بزنم نزنم؟
    البته الان حدود یه ماهه ما درگیر خونه خریدن و تمیز کردن و اسباب کشی بودیم دو هفته هم هست که خونه جدیدمونیم اما هنوز مامان ایشون یه زنگ به ما نزدن حالی بپرسن چه برسه به اینکه بیاد کمکم کنه!!!یا لا اقل یه تعارفی کنه!!!! شوهرم میگه نمیدونم چرا نیومده؟!
    چی کار کنم واسه دعوت مهمونی؟!
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  11. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 25 مرداد 90)

  12. #78
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    کسی نمیخواد چیزی بگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  13. #79
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا چ
    دوستان خوبم میشه نظرتونو بپرسم چون نمیدونم رفتار جرات مندانه در این مورد چیه؟
    قبلا گفته بودم خونواده شوهرم تا حالا بارها و بارها مهمونی مامنمینا دعوت شدن اما نیومدن(مهمون داریم . جای دیگه دعوتیم و......) باز بابای من اشتباه کرده و واسشون کیک یا غذا فرستاده با اینکه نیومدن!!!
    واسه عید نوروز هم با اینکه هم من و هم شوهرم ازشون خواستیم که برن عید دیدنی خونواده من بازم نرفتن.(حتی من چند روز پیش به پدر شوهرم گله هم کردم).حالا چند شب دیگه باز مامانمینا افطاری دارند(یه مهمونی خیلی بزرگ) نمیدونم بگم به مادر شوهرم که آبروم پیش خانوم داداشام نره، نگم ، شوهرم بگه؟نمیدونم؟زنگ بزنم نزنم؟
    البته الان حدود یه ماهه ما درگیر خونه خریدن و تمیز کردن و اسباب کشی بودیم دو هفته هم هست که خونه جدیدمونیم اما هنوز مامان ایشون یه زنگ به ما نزدن حالی بپرسن چه برسه به اینکه بیاد کمکم کنه!!!یا لا اقل یه تعارفی کنه!!!! شوهرم میگه نمیدونم چرا نیومده؟!
    چی کار کنم واسه دعوت مهمونی؟!
    خیلی تمایل داشتم خودتون بگید باید چی کار کنید!
    اما حتما دعوت کنید... ببینید شما نظرات خودتون رو می گید! گله نمی کنید! می گید خیلی دوست دارید بیان... همین! اگر نمی آن مشکل شما نیست !
    چقدر مهمه که زنگ بزنن یا نزنن!؟ اصلا چه اهمیتی داره!؟ براتون مهم نباشه!!! به شوهر شما هم ارتباطی نداره که چرا زنگ نزدن! شوهرتون مسئول رفتارهای خودشه!
    حتما دعوتشون کنید... با احترام و تمایل خودتون رو به اینکه بیان بگید و بگید اگر بیان احساس خیلی خوبی خواهید داشت! دقیقا از جملات " من " استفاده کنید...
    پستی که در رابطه با جرات مندی گذاشتم رو یه بار دیگه بخونید...
    راستی اوضاع چطوره؟؟ کارهاتون رو انجام می دید؟


  14. 3 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (سه شنبه 25 مرداد 90)

  15. #80
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

    مرسی.یه کم اوضاع روبراه شده. هرشب تمریناتی رو که گفتید انجام میدم.
    خیلی دوست دارم رو این کار کنم که حرف بقیه و رفتارشون واسم مهم نباشه. زنگ زدن و نزدنشون و حتی احترام یا بی محلی گذاشتنشون.
    زندگی خودمو داشته باشم و کلا بی خیال بشم.
    آخه با هر رفتار یا حرف غیر منطقی(البته از نظر خودم) که مواجه میشم تپش قلب میگیرم و این احساس بدی رو بهم میده(ضعیف بودن بیش از حد).
    ممنونم از لطفتون
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  16. 2 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (سه شنبه 25 مرداد 90)


 
صفحه 8 از 15 نخستنخست 123456789101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آرزوی مرگ
    توسط mitra-1986 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 اردیبهشت 96, 16:51
  2. در ارزوی مرگ
    توسط p30v در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 08 شهریور 94, 10:29
  3. همسرم آرزوی مرگ مرا دارد
    توسط maadar در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 بهمن 93, 11:55
  4. دیگه تحمل شوهرمو ندارم منزوی شدم
    توسط خاطره مهتابی در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 مهر 92, 10:39
  5. آرزوی من برای شما در سال جدید میلادی
    توسط elina در انجمن معارف و مناسبت ها
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 دی 87, 23:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.