به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 100
  1. #71
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    چی کار کنم دست خودم نیست.
    چی کار کنم اگه دیگه هیچ وقت نیومد؟
    اگه دیشب رفته باشه خونه مامانش که رفته مطمئنم دیگه برگشتی نیست
    اگه مقصر بودم دلم نمیسوخت
    چون خیلی نازمو میکشید و مهربون بود باهام ازش خواستم بریم عیادت مامانم همین
    اگه میدونستم این طوری میکنه هیچ وقت نمیگفتم به جون خودم هیچی نمیگفتم.
    باز امشب تنهایی چی کار کنم
    میترسمممممممممممممم
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  2. 2 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (چهارشنبه 02 آذر 90)

  3. #72
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    آفتاب همدرد عزیز ماجرا رو خوندم
    عزیزم من خودم اینقدر اشتباه میکنم و اینقدر زندگیم پیچ داره که اگه بیل زن باشم باید باغچه خودمو بیل بزنم
    ولی به خدا با تمام وجودم درکت میکنم، عین خودمی
    من از صبح هی دارم میگم برام مهم نیست و از شوهرم متنفرم، ولی بازم ته دلم دلم میخواد این اوضاع زودتر تموم بشه
    دیشب مثلا آروم و سرخوش نشستم و یه جوری داشتم حتی خودمو گول میزدم و تلویزیون دیدم و شام خوردم که انگار نه انگار اما ته قلبم داغون بود
    امروزم اینقدر به خودم فشار آوردم که قلبم تیر میکشه و معدم درد میکنه وسردرد داره منو میکشه
    از اون دختر سرزنده قبل ازدواج خبری نیست
    اینا رو گفتم که بدونی عین خودتم
    ولی
    این کارو نکن، تلفن نزن و اصلا ازش خبری نگیر ، برمیگرده و اینبار آرومتر تصمیم به رفتن میگیره
    منم همینطور بودم
    وقتی دعوامون میشد و میزد از خونه بیرون، غرورمو میشکستم و بهش زنگ میزدم که گاهی پشت تلفن داد میزد و گاهی جواب نمیداد و من غیر از اعصابم ، شخصیتم هم خورد میشد
    ولی از وقتی دیگه باهاش تماس نمیگیرم هم کمتر میزنه بیرون و هم زودتر بر میگیرده

    اشتباه من و تو امثال ما اینه که با تمام وجودمون وارد زندگی مشترک شدیم
    و طرف مقابلمون اصلا اینو نمیفهمه و برای زندگی مشترک چیزی در حد یک مرحله از زندگی و یک مورد مثل موارد دیگه زندگی برخورد میکنه
    اینه که ما رو داغون میکنه عزیزم
    بیا با هم بی تفاوت باشیم، بیا تمرین کنیم نبودشون اونقدرا هم بهمون فشار نیاره

  4. 5 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (چهارشنبه 02 آذر 90)

  5. #73
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    81
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    اگه این قدر زنگ بزنی و مدام پا پی اش بشی دیرتر میاد.ببین گلم...یه کم آروم باش.وقتی مدام زنگ میزنی به مفهومه اینه که هنوز نتونستی خودتو کنترل کنی.به خودت مسلط باش.
    فعلا هیچ قضاوتی نکن.یعنی چی دیگه هیچ برگشتی در کار نیست؟
    این همه پست زدی.این همه دوستان راهنماییت کردن اون وقت بعیده که بیای این حرفها رو بزنی.
    بازم تاکید میکنم فقط به خودت مسلط باش.زنگ نزن.بزار یه کم این تنش بخوابه(حداقل چند ساعت)

  6. 2 کاربر از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده اند .

    یک زن امیدوار (چهارشنبه 02 آذر 90)

  7. #74
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    شمیم جون شوهر تو چه مدت میزد از خونه بیرون؟حتی شب هم میرفت؟
    خودشم میگفت دیگه هیچ وقت برنمیگردم؟
    تمام روزای هفته تا 9 کلاس داره جز چهارشنبه ها، به جز خونه مامانشم که جایی نداره یعنی بره اونجا دیگه همه چی تمومه به خدا
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  8. #75
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    آفتاب همدرد عزیز چند ساعت میره بیرون
    میدونم شرایط تو خیلی سخت تره
    ولی من تو شرایط عادی تر که فقط چند ساعت ترک خونه بود دیدم که وقتی زنگ میزنم بدتر میکنه و دیرتر میاد
    خب
    تو مسلما طولانیترش میکنی
    زنگ نزن
    من یه راه حل جدید پیدا کردم، وقتی قهریم یا تنهام ، خیلی فشار عصبی روم شدید بود
    میشستم پای فیلم ولی هیچی نمیفهمیدم، میشستم پاس سفره ولی هیچی نمیتونستم بخورم و ...
    یه بار خیلی اتفاقی به دوستم زنگ زدم
    باورت نمیشه چقدر حالم بهتر شد، البته راجع به همسرم حرف نزدم ،هیچکس نمیدونه تا حالا چه بلاهایی تو زندگیم سرم اومده غیر از دوستانی که اینجان
    ولی همون حرف زدم، همون چرت و پرت گفتنها و خندیدن باعث شد قلب دردم خوب بشه و روحیم عوض بشه
    بعدش واقعا آرومتر بودم
    تو هم اگه میدونی یه شب تنهایی شام یکی از دوستاتو دعوت کن یا تلفنی با دوستات صحبت کن
    به خدا از این رو به اون رو میشی
    میفهمم چی میگی
    منم دیشب تا 12:30 تنها بودم
    میتونم تصور کنم وقتی تا صبح شوهرت خونه نمیاد چه حالی میشی
    و اینکه میگی آخرین برخوردهاتون محبت آمیز بوده و بعد اوضاع آشفته شده بدون که خاطره خوب آخری یادش میمونه
    پس برمیگرده
    حالا میتونی کلافش کنی تا حرفهای مادرش بهتر بره تو ذهنش و دیرتر برگرده
    یا میتونی ولش کنی تا دلش برای حتی زنگ زدنت تنگ بشه و زودتر برگرده
    کدومش؟

  9. 5 کاربر از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده اند .

    shamim_bahari2 (چهارشنبه 02 آذر 90)

  10. #76
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    میدونی دوست خوبم چرا انقدر گریم میگیره چون از روز عید غدیر تا جمعه همش دعوا بود مثلا گفتم راستیتو چی میخوای بپوشی؟
    که شروع کرد که مگه تو فضولی چرا تعیین تکلیف میکنی و....................
    یا اینکه هر سوالی میکردم جوابمو نمیداد و سکوت میکرد حتی نمیگفت نمیدونم!

    تا اینکه دید جمعه با اینگه گفت نمیام خونه مامانتینا من آروم بودم و کم کم بحث اون نامه پیش اومد و ما تقریبا چهار روز طعم زندگی رو فهمیدیم
    منم که بی جنبه چون نازمو میکشید هر شب که میومد غذای مورد علاقشو واسه نهار فرداش درست کرده بودم و شامم اماده بود اما یه کم گریه میکردم و گله هامو میگفتم اونم نازمو میکشید و لقمه بهم میداد و من خیلی دوست داشتم این حالتو متاسفانه عقده دارم انگار.واسش میوه و قرص تقویتی میذاشتم کنار.سر صبح واسش کباب درست میکردم تا تازه باشه اونم واسم ساندویچ درست میکرد.

    تازه داشتیم طعم زندگی رو میفهمیدیم که یهو از رابطه من و مامانش اورد وسط
    ولی اون هیچ کدوم از اینا رو یادش نمیمونه چیزی که تو ذهنشه این چهار روز نیست این چهار ساله درست برعکس من
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  11. 2 کاربر از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده اند .

    آفتاب همدرد (پنجشنبه 03 آذر 90)

  12. #77
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    عزیزم
    ما هم قرار بود اون تعطیلاتو بریم سفر که خیلی الکی همه چیو ریخت به هم، باز تو میدونی چرا تعطیلاتت خراب شد ولی من نمیدونم
    مطمئن باش یادش میمونه حتی اگه بروت نیاره
    تو دعواهای قبلی من عذاب میکشیدم و فکر میکردم اون بیخیاله که یکبار از دهنش در رفت و گفت فکر میکنی من خوشم میاد بیام خونه شام بخورم بخوابم؟ فهمیدم اونم براش مهمه جو خونه چه طوری باشه
    ولی دریغ از یه کم تلاش برای اینکه جو خوبی تو خونمون باشه، حس میکنه فقط منم که باید بسازم و این فقط منم که خراب میکنم غافل از اینکه کاراش همه چیو خراب میکنه
    شک نکن قدر محبتتو میدونه
    اینم شانس ما زنهاست دیگه گیر یه سری موجود معیوب افتادیم (به شوهر کسی توهین نشه من خودمو میگم)
    واقعا این حضرت حوا معلوم نیست چه گناهی کرده که خدا آدم رو سرش نازل کرد

  13. کاربر روبرو از پست مفید shamim_bahari2 تشکرکرده است .

    shamim_bahari2 (چهارشنبه 02 آذر 90)

  14. #78
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    خدا کنه برگرده.خیلی عذاب میکشم
    یا میخواد تنبیهم کنه یا واقعا خسته شده دیگه.
    واسم دعا کن
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  15. #79
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 شهریور 91 [ 12:48]
    تاریخ عضویت
    1389-1-16
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    4,555
    سطح
    43
    Points: 4,555, Level: 43
    Level completed: 3%, Points required for next Level: 195
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    850

    تشکرشده 839 در 390 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    خسته نشده
    مثل شوهر من مثلا داره تنبیه میکنه
    به نظرم همونایی که به من گفتنو رعایت کن
    شاد باش
    سعی کن برای خودت سرگرمیهای مفرح ایجاد کنی، صحبت کردن با یه دوست، پیاده روی، قرار گذاشتن با دوستات یا هر چیزی که آرومت میکنه
    بعدشم که برگشت خونه انگار نه انگار که یه مدت نبوده
    خیلی عادی و به کارهات ادامه بده
    ببین
    وقتی فکر کنه با اینکار میتونه ناراحتیهایی که از نظر همسرت تو پیش میاری تلافی کنه ادامه میده
    ولی وقتی ببینه ، نیست بهت خوش میگذره از روی لجبازی هم که شده دیگه نمیره
    تو هم همینو میخوای دیگه؟

  16. #80
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: چطور تغییر کنم و زندگیم را تغییر دهم؟!!!!!!

    آفتاب همدرد
    فقط و فقط آروم باش و به خودت مسلط باش .
    هر چي اتفاق افتاده ديگه افتاده و فعلا اصلا دنبالش نرو . خدا رو شكر كه تو تاپيك منو خوندي و بازم داري اشتباهاي منو مي كني .
    مينا هر چي بيشتر بري پيشش و تلفن بزني و گير بدي بهش بيشتر ازت متنفر ميشه اينو مطمئن باش . تنها كاري كه الان مي توني بكني اينه كه آروم باشي و بزاري يه مدتي بگذره تا اونم آرومتر بشه . حتي به قول خودتم اگه رفته باشه خونه مادرش و تصميم بگيره كه برنگرده تو با رفتن و به پر و پاش پيچيدن هيچ كاري نمي توني بكني .
    پس سعي كن هيجاني نشي و درست تصميم بگيري .
    يه بار رفتي و ديدي چجوري جوابتو داد . دفعه هاي بعد كه بري يقين بدون كه طوري حالتو مي گيره كه خودت از رفتن پشيمون بشي .
    پس صبر كن و آروم باش . حتي اگه چند روزم نيومد خونه تو آروم باش . به فكر مهموني آخر هفته هم فعلا نباش . زندگي خودت خيلي مهمتره . حتي اگه مجبور شدي بري برو ولي يه بهونه بيار كه همسرت نتونسته بياد . دليلي نداره وقتي مادرت مريضه اعصاب اونو هم به هم بريزي .
    ايشالله كه شوهرتم برمي گرده . ولي به شرط اينكه تو هيجاني تصميم نگيري .
    مينا تو بايد بيشتر رو خودت كار كني . خيلي وقته داري مياي اين سايت و بايد از تكنيك ها و تجربه هاي ديگران خيلي چيزا ياد بگيري . فقط براي خوندن و درددل كردن نيا اينجا . اين تكنيك ها رو تو زندگي خودت پياده كن تا خودت و شوهرت رنگ آرامشو تو زندگيتون ببينين .
    ازشوهرتم متنفر نباش . همين چهار روز پيش بود كه به قول خودت اون خاطره عاشقانه براتون پيش اومد . با هر دعوا و دلخوري كه پيش مياد آدم نبايد از شوهرش متنفر شه . هردوتون اشتباهاتي دارين كه بايد ياد بگيرين و هرچه سريعتر اونا رو برطرف كنين عزيزم .
    مواظب خودت باش . خيلي خيلي سخته مي دونم چون بدتر از اينو كشيدم . ولي تمام تلاشتو بكن كه آروم و منطقي و محكم باشي تا خوردتر از اين نشي .
    منم روز اول كه زنگ زدم به شوهرم مثل شوهرتو باهام برخورد كرد دفعه هاي بعد كه دوباره رفتم بدتر از قبل . طوري كه الان وقتي بهش فكر ميكنم فقط اشك از چشام همينجوري سرازير مي شه به خاطر نوع برخوردش . ولي بيشتر از اين ناراحتم كه چرا جلوي يه آدمي مثل خودم انقدر خودمو خوار و خفيف كردم و دائم خودمو سرزنش ميكنم كه شايد اگه اينكارا رو نمي كردم اون خودش برمي گشت . مي دونم كه شايدم اين اتفاق هرگز نمي افتاد ولي خواستم تجربه اي رو كه خودتم در جريانش بودي بهت يادآوري كنم .
    مواظب خودت باش گلم .

  17. 5 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (پنجشنبه 03 آذر 90)


 
صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 98
    آخرين نوشته: شنبه 05 مهر 93, 01:51
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اردیبهشت 93, 09:49
  3. میخوام تغییرکنم...
    توسط tamanna139269 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: شنبه 29 تیر 92, 22:43
  4. آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟
    توسط خاموش در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 فروردین 90, 12:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.