تشکرشده 4,006 در 737 پست
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
پاییزان (چهارشنبه 20 دی 91)
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ضرب المثل چینی: اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن.اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار و اگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی زن بگیر.
keyvan (چهارشنبه 20 دی 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
شریک زندگی ات را با دقت انتخاب کن، 95 درصد خوشبختی ها و بدبختی های زندگی ات ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود ..
از ما گفتن ..
::311
ویدا@ (چهارشنبه 20 دی 91)

تشکرشده 14,131 در 2,566 پست
با اجازه از سبکتکین نازنین
يه سوال علمي، شرعي، اجتماعي
دوستان یه سوال علمي شرعي اجتماعی برام پیش اومده امروز با دوست دخترم بیرون بودم،تا رسیدم خونه دست کردم تو جیبم دیدم گوشیم نیست!
! زنگ زدم کسی جواب نداد
مسیری رو که پیاده اومده بودم برگشتم، نبود منم جوگیر!!! گفتم
!!!خدایا اگه پیدا بشه یه گوسفند میکشم
خلاصه با حال و روز داغون برگشتم خونه، زنگ زدم به دوست دخترم گفتم: ... عزیزم من گوشیم گم شده، اگه زنگ زدی یا اس.ام.اس دادی جواب ندادم نگران نشو
گفت نه عزیزم من نگران نشدم
چون گوشیتو توی ماشین من جا گذاشتی. ولی نادیا جون و مهسا جون و عسل جون تا حالا کلی اس.ام.اس دادن و یک بند هم دارن زنگ میزنن!فکر کنم اونا خیلی نگرانت شدن.
گوشیتو میندازم تو سطل آشغالِ کنارِ درِ ورودیِ همون پارکِ خراب شده ای که با توی عوضی توش آشنا شدم. دیگه هم به من زنگ نزن
...! باااای هانــــــی
حالا یه سوال: من الان باید گوسفند بکشم یا نباید بکشم؟؟؟
بالهای صداقت (چهارشنبه 20 دی 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
در دوران قدیم هر گاه صحبت از مهریه می شد ، می گفتند « کی داد ، کی گرفت » ، در دوران معاصر این معادلات کمی تا قسمتی دچار تغییر شده است ، بر همین اساس انواع مهریه در دوران معاصر جهت آگاهی به اطلاع می رسد
1 ) نوع « داد ، گرفت » :
در این مدل که زیاد هم شایع نیست ، آقا داماد ( شاه داماد سابق ! ) در همان روزهای اول ازدواج مهریه را کادو
کرده ، روبان قرمز می بندد و در یک شب رویایی به عروس خانم تقدیم می کند ، عروس خانم هم با کمال میل آن
را قبول می کند و به عمق علاقه و گذشت آقای داماد پی می برد و این دو در کنار هم سالها با خوشبختی زندگی می کنند ! !
2 ) نوع « داد ، نگرفت » :
در این مدل که از مدل های بسیار بسیار نادر است ، آقا داماد مهریه را کادو کرده ، روبان می بندد و در یک
شب رویایی به عروس خانم تقدیم می کند ، ولی عروس خانم از گرفتن آن امتناع می کند و می گوید : « عزیزم ،
مگر داریم معامله می کنیم ، ما شریک یک زندگی هستیم و می خواهیم مثل دو کبوتر دلداده به سرزمین
رویاهایمان پرواز کنیم و پرواز را به خاطر بسپاریم ، مگه نه ؟» از اینکه بعدنً چه اتفاقاتی می افتد اطلاع موثقی در دسترس نیست ! !
3 ) نوع « نداد ، نگرفت » :
در این مدل عروس خانم متوجه می شود که آقا داماد مبلغی در حدود N برابر دارایی خود و خانواده اش را مهریه
کرده ، بنابراین از خیر گرفتن آن می گذرد ، البته در بعضی موارد که کار به جاهای باریک می کشد ، آقا داماد برای
خوردن آب خنک و دور هم بودن با بچه ها راهی ندامتگاه ( زندان سابق ! ) می شود و در آنجا پی می برد که عجب عسلی ! خورده ! !
4 ) نوع « نداد ، گرفت » :
در این مدل که بسیار شایع است ، یک روز آقای داماد که فکر می کرده در حال خوشبختی و صلح و صفا و
صمیمیت است ، با برگه ای که دم در خانه می آوردند ،متوجه می شود که خانه و زمین و ماشین و موبایل و مغازه
و ریش تراش و ... اینها توسط عروس خانم جهت پرداخت مهریه تاًمین شده و به زودی کل دارایی خود و در پاره ای
موارد خانواده اش به تملک عروس خانم در می آید تا خدای ناکرده حقی از کسی ضایع نشود ! آقای داماد هم
راهی منزل مادری شده ( اگر منزل مادری جزو اموال توقیفی نباشد ! ) و در آنجا متوجه می شود که چه عسلی نوش جان کرده است
ویدا@ (چهارشنبه 20 دی 91)
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
مواد لازم برای تهیه یک دختر امروزی:
انواع لوازم آرایش: 7کیلو
عشوه و ادا و اطوار: 40خروار
قر و فر : 50 دور در دقیقه
زبان: 20 متر
قدرت بیان: 4300 اسب بخار
قدرت اشک ریزی: 6 لیتر در ساعت
منطق: 25 گرم
قدرت درک: نیم مثغال
لجبازی : به میزان لازم
keyvan (چهارشنبه 11 مرداد 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
لغت نامه اقایون
چه جالب . بعد چی شد؟
ترجمه : هنوز داری حرف می زنی؟ بس کن دیگه
این بار دیگه چیکار کردم؟
ترجمه: این بار چطوری مچم رو گرفتی؟
عزیزم خسته ای . بیا یه کم استراحت کن.
ترجمه: صدای جارو برقی نمی ذاره پلی استیشن بازی کنم. خاموش کن.
یااااادم رفت.
ترجمه: کد پستی سی و چهار رقمی خانه اولین دوست دخترم رو هنوز یادمه اما روز تولد تو رو یادم رفته.
از صبح تا شب دارم جون می کنم بخاطر تو و این بچه.
ترجمه: امروز از محل کار مرخصی گرفتم با رفقا رفتیم کنار رودخونه کباب خوردیم.
عزیزم راهو بلدم.
ترجمه: می تونم راهو پیدا کنم به شرطی که بفهمم تو کدوم کشوریم.
نتونستم پیداش کنم.
ترجمه: شیئ مورد نظر بیش از یه متر با من فاصله داشت. حوصله نداشتم پاشم.
برای تمام کارهام یه دلیل منطقی دارم
ترجمه: یه کم فرصت بده یه خالی بندی جور کنم.
![]()
ویدا@ (دوشنبه 02 بهمن 91)
تشکرشده 4,006 در 737 پست
فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی
یا دریای بیکران، زلال که باشی، آسمان در تو پیداست.
پاییزان (چهارشنبه 20 دی 91)
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم.
ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:
« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ».
رفتم خواستگاری؛
دختر پرسید:
« مدرک تحصیلی ات چیه ؟ »
گفتم:« دیپلم تمام !»
گفت:« بی سواد ! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه »
رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم ؛ رفتم خواستگاری؛
پدر دختر پرسید: « خدمت رفتی ؟ » گفتم: « هنوز نه »
گفت: « مردنشده ی نامرد! بزدل! ترسو! سوسول! بچه ننه! پاشو برو سربازی ! »
رفتم دو سال خدمت سربازی رو انجام دادم برگشتم؛
رفتم خواستگاری؛
مادر دختر پرسید: « شغلت چیه ؟»
گفتم: « فعلا کار گیر نیاوردم »
گفت:« بی کار! بی عار! انگل اجتماع! تن لش! علاف! پاشو برو سر کار !»
رفتم کار پیدا کنم؛
گفتند: « سابقه کار می خواهیم »
رفتم سابقه کار جور کنم؛ گفتند:« باید کار کرده باشی تا سابقه کار بدهیم »
دوباره رفتم کار کنم؛
گفتند: « باید سابقه کار داشته باشی تا کار بدهیم »
برگشتم؛ رفتم خواستگاری
گفتم: « رفتم کار کنم گفتند سابقه کار، رفتم سابقه کار جور کنم گفتند باید کار کرده باشی »
گفتند: « برو جایی که سابقه کار نخواهد ». رفتم جایی که سابقه کار نخواستند
گفتند: « باید متاهل باشی ! »
برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛
گفتم:« رفتم جایی که سابقه کار نخواستندگفتند باید متاهل باشی »
گفتند: « باید کار داشته باشی تا بگذاریم متاهل شوی »
رفتم گفتم: « باید کار داشته باشم تا متاهل بشوم »
گفتند:« باید متاهل باشی تا به تو کار بدهیم »
برگشتم؛ رفتم نیم کیلو تخمه خریدم دوباره دراز کشیدم جلوی تلویزیون و فوتبال نگاه کردم ...
ویدا@ (دوشنبه 02 بهمن 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
مرد و زن: آقای روانشناس! ما اومدیم از شما تشکر کنیم! بعد از این یک سالی که به شما مراجعه کردیم تمام اختلاف هایی که ما سر پول داشتیم حل شد!
روانشناس: خب خیلی خوشحال هستم. چطور توانستید اختلافها رو حل کنید؟
مرد و زن: اینقدر هزینه ویزیت شما سنگین هست که دیگه پولی برای ما نمونده که بخواهیم سرش دعوا کنیم! :)
---
مرد: وقتى من مُردم، هيچ مرد دیگه ای مثل من پيدا نخواهى کرد.
زن: حالا چرا فکر مى کنى که بعد از تو بازم دنبال کسى «مثل تو» خواهم گشت!؟
:)
---
مردی با زنش میرند پیش دندانپزشک و شروع میکنه به رجز خوانی که:
آقای دکتر بیخود وقتت رو با داروی بیحسی و مسکن تلف نکن، یکضرب دندان را بکش و کار را تمام کن.
دکتر میگه: ایول الله به شجاعت شما، کاش همه مریضا اینطوری بودن! خوب حالا کدام دندانه که درد میکنه؟
طرف به زنش میگه: عزیزم دندان خرابت را به آقای دکتر نشان بده
---
مامانه ساعت 7 صبح میآد بالای سرپسرش میگه: رضاجون بلند شو باید بری مدرسه دیرمیشه.
رضا از زیر پتو میگه: نه من نمی خوام برم مدرسه اونجا هیچکس منو دوست نداره، بچه ها باهام بدن، معلما ازم متنفرن، حتی فراش مدرسه هم سایه ام با تیر میزنه.
مامانه میگه: آخه رضا جون نمیشه که نری مدرسه آخه ناسلامتی تو مدیر مدرسه ای!
![]()
hamed65 (دوشنبه 02 بهمن 91)
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)