مرسی پاییزان جون،دوس داشتم الان پیشم بودی یه عالمه سوال ازت میپرسیدم و کلی هم واست گریه میکردم،سرمو میزاشتم رو شونت!
حتما میگی پس خدا رو شکر که پیشش نیستم.
شبا خواب میبنم،از صدای گریه خودم بیدار میشم.روزا هم که دلم خیلی میگیره میزنم زیر گریه.
میترسم استراحت مطلق شم کارمو از دست بدم.
از این مهمتر خیلی خجالت میکشم ،به هیچ کس تو خونوادمم نگفتم و نمیگم.اصلا نمیدونم بعدا چطوری باید بگم؟
خوش به حالت خواهر داری،من خواهر هم ندارم

وقتی فکر میکنم به آقایون سر کارم و داداشام و بابام از خجالت دیووووونه میشم.

میدونین تو اتقامون هشت تا آقاین ومن یه دونه خانومم،خیلی اینجا تنهام.

فکر کنم گنده شه نتونم با صفحه کلیدم کار کنم،محیط اینجا خیییییییلی مردونس من هیچ کسو ندارم.
چطوری سوار سرویسی شم که توش 40 تا آقاین؟
ای خدا کاش بمیرم،راحت شم.

دیروز رفتم دکتر بهم یه قرص افسردگی داد!!!!
یه چیزی درگوشی بهت بگم،دوس دارم بمیره راحت شم از این کابوس

وقتی میبینم بقیه خوشحالند از بچه دار شدنشون با خودم میگم چرا من عادی نیستم؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)