از همتون به خاطر پاسخ ها و همدردی تون ممنونم اما هرکی یه چیزی گفته من کاملا گیج شدم، خواهشا خودتون رو جای من بگذارید
تشکرشده 14 در 10 پست
از همتون به خاطر پاسخ ها و همدردی تون ممنونم اما هرکی یه چیزی گفته من کاملا گیج شدم، خواهشا خودتون رو جای من بگذارید
تشکرشده 406 در 140 پست
سلام
واقعا چیزی جز اینکه بگم متاسفم ندارم.واقعه درکتون میکنم که چقد ناراحتین
ولی عزیزم الان خواهرت چشمش به شماست اگه شما ناامیدو شکننده بشین اونم خودشو میبازه
خواهش میکنم لااقل به خاطر خواهرت آرامشتو حفظ کن.اون اگه بدونه رو شما تاثیر بدگذاشته شاید دیگه از روی دلسوزی مشکلشو به شما نگه
متاسفم اینو میگم ولی میتونی به خواهرت بگی شاید پدرمون به علت سن زیاد خوب نمیتونه فکر کنه و شاید معاشرش اومده پایین ,اینجوری اون طفلک شاید یه کم آروم شه
توروخدا خیلی مواظب خواهرت باش,باهاش کتابخونه کلاس ورزش و اینا برو
مبادا از ترس چاله خودشو بندازه تو چاه و بره با یکی دوست بشه بدتر شه حالش.توروخدا تنهاش نذار
مواظبش باش مارو هم بیخبر نذار
- - - Updated - - -
عزیزم برای نتیجه گیری باید با دقت همه پاسخهارو بخونی و جمعبندی کنی
تشکرشده 38 در 22 پست
سلام دوست عزیز
چرا تا پدرتون حرف نمی زنید حرف زدن خیلی از مشکلات رو حل می کنه البته بستگی به پدرتون داره چون من اطلاعات دقیقی ندارم می توانم فقط این بگم
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
رویای آرامش ،من تجربه شرایط مشابه رودیدم البته نه به این غلظت،بخشی ازکارهای پدر۶۰ساله ت بازیه،یه بازی که میدونم اعصاب خردکنه.به نظرمن شرایط قبلی درخانوادتون طوری بوده که پدرت مجال پیدانمیکرده حتی لجاجت کنه چون خواهرومادرت همه واکنشهای تکراری اونو حفظ بودن وپادزهراشو بلد.این آخرین کاریه که پدرت میتونه واسه لجاجت بامادرت انجام بده چون فکرمیکنه خواهرت هم در رفتارهای مادرت موثربوده.اینجا آخرخطه یعنی ناگزیرید قواعد بازی روتغییربدهید خواهرت به هیچ وجه در دعوای پدرومادرت دخالت نکنه بعداز دعوا نره بامادرت بزم وبحث پدرت انجام بده.اونا دوتا خودشون باید سنگاشون وابکنن.نقطه حساس پدر،مادرته .خواهرت زیادی به این نقطه حساس نزدیک شده وکارهای پدر روبرای تمکین مادرت ناخواسته خنثی کرده حالا باخشم پدرت مواجه شده،خواهرت بیشتربافامیل مثل خونه شماو عموهاودائیهاش ارتباط داشته باشه ومادروپدرت روبیشتر توی خونه تنهابذارید تهدیدات پدرت ازخواهرت درموردجهیزیه به خاطر تمکین ازاون خواهش نیست داره کینه های قبلی وحمایتهای خواهرت ازمادر روجبران میکنه.من شنیدم پدرانی که درشرایط تنگ دعوای دائم واسه اینکه لج خانواده رو دربیارن ببخشید شلوارشونو پائین کشیدن اونا فقط خواستن توی لجاجت کم نیارن.پدرت واسه بازیابی روابط جنسی بامادرت کارهای عجیب غریب خواهد کرد به روش خودش اونم موقعی که شماها خونه نباشیداینجا مادرت هم باید غروروکناربذاره تاپدرت اقتدار ازدست رفته خودشو احیاکنه بعدش همه چیز به روال عادی برمیگرده بهت قول میدم بهترین جهیزیه رو واسه خواهربگیره ودرامضا هم تردیدنکنه.اون شب شب قدربود پدرت هرانگیزه ای واسه ور رفتن بادستگیره در داشت بماند ولی زنگی که بعدش به موبایل خواهرت زده به نظرم ازسرنگرانی بوده.جوابای جناب محسن عزیزی در ریشه یابی شرایط و میشل(بخصوص دوپست اخیرش) به نظرم به واقعیت نزدیک بود.اونارو دوباره مطالعه کن.
- - - Updated - - -
رویای آرامش ،من تجربه شرایط مشابه رودیدم البته نه به این غلظت،بخشی ازکارهای پدر۶۰ساله ت بازیه،یه بازی که میدونم اعصاب خردکنه.به نظرمن شرایط قبلی درخانوادتون طوری بوده که پدرت مجال پیدانمیکرده حتی لجاجت کنه چون خواهرومادرت همه واکنشهای تکراری اونو حفظ بودن وپادزهراشو بلد.این آخرین کاریه که پدرت میتونه واسه لجاجت بامادرت انجام بده چون فکرمیکنه خواهرت هم در رفتارهای مادرت موثربوده.اینجا آخرخطه یعنی ناگزیرید قواعد بازی روتغییربدهید خواهرت به هیچ وجه در دعوای پدرومادرت دخالت نکنه بعداز دعوا نره بامادرت بزم وبحث پدرت انجام بده.اونا دوتا خودشون باید سنگاشون وابکنن.نقطه حساس پدر،مادرته .خواهرت زیادی به این نقطه حساس نزدیک شده وکارهای پدر روبرای تمکین مادرت ناخواسته خنثی کرده حالا باخشم پدرت مواجه شده،خواهرت بیشتربافامیل مثل خونه شماو عموهاودائیهاش ارتباط داشته باشه ومادروپدرت روبیشتر توی خونه تنهابذارید تهدیدات پدرت ازخواهرت درموردجهیزیه به خاطر تمکین ازاون خواهش نیست داره کینه های قبلی وحمایتهای خواهرت ازمادر روجبران میکنه.من شنیدم پدرانی که درشرایط تنگ دعوای دائم واسه اینکه لج خانواده رو دربیارن ببخشید شلوارشونو پائین کشیدن اونا فقط خواستن توی لجاجت کم نیارن.پدرت واسه بازیابی روابط جنسی بامادرت کارهای عجیب غریب خواهد کرد به روش خودش اونم موقعی که شماها خونه نباشیداینجا مادرت هم باید غروروکناربذاره تاپدرت اقتدار ازدست رفته خودشو احیاکنه بعدش همه چیز به روال عادی برمیگرده بهت قول میدم بهترین جهیزیه رو واسه خواهربگیره ودرامضا هم تردیدنکنه.اون شب شب قدربود پدرت هرانگیزه ای واسه ور رفتن بادستگیره در داشت بماند ولی زنگی که بعدش به موبایل خواهرت زده به نظرم ازسرنگرانی بوده.جوابای جناب محسن عزیزی در ریشه یابی شرایط و میشل(بخصوص دوپست اخیرش) به نظرم به واقعیت نزدیک بود.اونارو دوباره مطالعه کن.
asemani (چهارشنبه 09 مرداد 92), Darkness (چهارشنبه 09 مرداد 92), del (شنبه 12 مرداد 92), dokhtare kordestan (چهارشنبه 09 مرداد 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 09 مرداد 92), گل آرا (چهارشنبه 09 مرداد 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 10 مرداد 92)
تشکرشده 14 در 10 پست
مادرم خیلی داغوووونه ، خواهر بیچاره ام هم که دیگه گفتن نداره. خواهرم مثل من نیست شخصیتش جوریه که زیاد حرف نمی زنه می ریزه توی خودش. واقعا نمی دونم چی کار باید بکنم. حتی کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم و مشکلم رو بگم. دارم داغوون میشم اما نمی دونم به خانواده ام چه کمکی کنم؟ یکی میگه محبت کنید یکی می گه زنگ بزنید پلیس یکی می گه شکایت کنید. یکی میگه بستریش کنید به خدا نمی دونم چی کار کنم. به کی پناه ببرم از کی کمک بخوام که راه درستو نشونم بده. بی کسی و بی پولی بدترین درده. خودم هم وضع بهتری از بقیه ندارم تازه من باید پیش شوهرم ادای خوشحال بودن و عادی بودن هم در بیارم. روانشناس خوب هم نمی شناسم اوناییی هم که خوبن یا خیلیییی دیر وقت می دن یا ویزیت خیلیییییی بالا دارن و اکثرا تو یه جلسه جواب نمی دن. نمی دونم چی کار باید کرد. درمونده شدم. خیلی واضحه که پدرم داره در مورد کار اخرش دروغ میگه مگه نه؟
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
فعلاً پدر و مراجعه به روانشناس او را رها کنید و مادرتون نزد مشاور خانواده بره و در پی ترمیم رابطه باشه و شما و خواهرتون
هم برید تا اصلاح رابطه با پدر را داشته باشیدو کلاً سیستم ارتباطی خانواده تغییر کند و همچنین خواهرتون را نزد روانشناس
ببرید که روانکاوی بشه که اگر آسیبی بالینی از موضوع خورده از همین حالا درمان بشه . جو را آرام نگه دارید و فضارابغرنج نکنید.
اگر شما سه نفر مشاوره داشته باشید و از مشاور بخواهید که بهتون کمک کنه که سیکل رابطه در خانواده اصلاح بشه مطمئن
باشید که روی پدر اثر میگذارد و بعداً خواهیم گفت پدر را چطور به سوی روانشناس سوق دهید .
Aram_577 (چهارشنبه 09 مرداد 92), del (پنجشنبه 31 مرداد 92), majid_k (جمعه 08 شهریور 92), mohammad6599 (پنجشنبه 10 مرداد 92), گل آرا (چهارشنبه 09 مرداد 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 10 مرداد 92)
تشکرشده 878 در 168 پست
به نام خدا
سلام
قبل از هر مطلبی باید مراتب همدردیم رو به شما اعلام کنم و بگم که اورژانسی ترین کاری که بتونم براتون بکنم ، دعا براتون هست که در این شبه قدر حتما این کار رو خواهم کرد. (اینو فراموش نکنید که نزدیکترین موجود ازلی و ابدی که از رگ گردن به شما نزدیکتره و شاهد و حافظ همه شماست ، خداوند حکیمه که هیچ امری خارج از حکمتش اجازه اتفاق افتادن نداره ، پس نگران نباشید.)
.
مطلب بعدی اینکه لطفا به افکار رویاپرداز و خیال پرداز درونیتون یک نهیب بلند بزنید که: ایست!
.
الان وقت شیون و عزاداری نیست ، باید همگی دستاتون رو بالا بزنید و با کنار گذاشتن احساسات و خود سلیقگی ، دست به یکسری جراحی های حساس و حتی چندش آور بزنید!
.
واما ...
.
1- بهترین کار برای شکستن معادلات کنونی ، استفاده از پتانسیل این شبهای عزیزه! یعنی چی؟ ... یعنی اینکه شب خواهرتون در اتاق رو باز بزاره و به اتفاق مادر و در صورت امکان شما ، مراسم شب قدر خونگی مختصری در اتاق خواهرتون گرفته بشه. نیمه های شب قبل از سحر همه چی تعطیل و خواهر تنها در اتاق خودش با در کاملا باز و مادر نیز در کنار شوهر خود مشغول استراحت شوند. این اولین حرکت شکستن تابوی در بسته اتاق خواهرتون خواهد بود. نگران هیچ چیزی نباشید. در صورت ورود پدر به اتاق دخترش ، بدون هر گونه حساسیت ، خواهرتان بگوید که خسته ام و اگر حرفی دارید فردا صبح با هم میزنیم! همین و با ظاهری آرام بخوابد. اگر تصور میکنید که اتفاقی میوفتد ، نگران نباشید! در بدترین حالت این است که پدرتان اقدام فیزیکی نامناسبی به سمت خواهرتان خواهد داشت. فکر میکنید چی میشه؟؟؟( با اولین تماس فیزیکی هیچ عروسی توسط دامادش اخرین اتفاق براش نمیوفته که! ) ولی بجاش لااقل تکلیف پدرتون با خودش و تکلیف خیالات شما با خودتون معلوم میشه که خیلی هم خبری نیست! نترسید دخترها دزدگیری دارند به نام "جیغ" که اگر لازم شد میشه استفاده بشه که من میدونم لازم نخواهد شد! (امیدوارم منظورم رو فهمیده باشید!)
.
2- در اولین فرصت خواهرتون به یک بهانه مثلا درسی ، چند روز به خانه شما بیاید. مادرتان باید در خلوتی خانه دست به کارهایی بزند که شاید حسی نداشته باشد و حتی برایش چندش آور باشد. آن کار چیست؟؟؟ .... (با عرض معضرت از همگی. مجردها نخونند!) مادرتان (با پوشش لباسی متفاوت) حتی اگه شده با دست و حرکات تماسی باید پدر را ارضا کند. با اینکار صبح فردایش ، پدری با سطح هورمونی متفاوت از قبل آماده آشپزی بعدی مادرتان میباشد. (اگر لازم باشد باید این کار در طی چندین ساعت دیگر نیز صورت پذیرد تا رمق شوهر را بکشد!)
.
3- پس از حصول اطمینان از استراحت کافی پدر ، مادر حالا باید بساط میز گفتگو را پهن کند. با این مضامین که : "من مدتی هست که یک سری اختلالات جنسی دارم و دکتر گفته که باید با شوهرت بیایی تا طی چند جلسه روشها و مطالبی رو به شوهرت بگیم که بتونه مشکل زنش رو حل کنه!" (منظورم رو گرفتی؟؟ یعنی باید مادرتون القا کنه که مریض اونه نه پدرتون ، و پدرتون باید حس رابین هودیش گل کنه! .... افتاد!!؟؟)
.
.
.
به مادرت هم بگو : "اگه میخواد مشکل دخترش حل بشه ، یا باید نقشش را طوری بازی کنه که حتی بدون داشتن حس کارش رو خوب انجام بده و یا باید برای شوهرش دست بالا بزنه و سریعا یک زن جوان بگیره و نقش هوو رو بازی کنه ، انتخاب با خودشه!"
.
.
.
اینقدر هم نشین پای نت روضه خونی راه بندازیی پاشو برو همین الان استارت کار رو بزن!
.
در پناه حق.
گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
مولانا
ویرایش توسط Aram_577 : چهارشنبه 09 مرداد 92 در ساعت 18:17
asemani (چهارشنبه 09 مرداد 92), del (شنبه 12 مرداد 92), majid_k (جمعه 08 شهریور 92), فرشته مهربان (چهارشنبه 09 مرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 10 مرداد 92), اشنای قدیمی (سه شنبه 19 شهریور 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 10 مرداد 92)
تشکرشده 6,549 در 1,838 پست
درجواب سوالت ؛ارجحیت باروانشناس بالینی متبحر هست، پس از روانکاوی ورواندرمانی اگه نیاز به داروی خاصی باشد همراه نامه بیمار رو به روانپزشک ارجاع میدهد.به خاطراینکه جمع بندی کلی ازتایپیکت داشته باشی وسردرگم نشوی.
تایپیکت ۵قسمت هست:
1_تشخیص نوع مساله؛
که مشکل پدر شما لزوما آنطورکه در ظاهرنشان میدهد نیست ؛روحیه او حساس ،نیازبه محبت اعضایی خانواده،نیازبه بازیابی اقتدار،نیازبه معاشقه سطحی باهمسروعدم سرزنش وتحقیردراین زمینه توسط همسرتازمانی که کم کم توانایی جنسی او احیاشود. وجزئیاتی که درپستهای مختلف دیدی
2_راهکارهای کوتاه مدت محافظه کارانه؛
مثل پوشش مناسب خواهرومراقبتها وحفظ خونسردی وآرامش وپرهیزازکارهای تنش زاو...
۳_راهکاری میان مدت؛
اکثرپستهای فرشته مهربان علاوه بر راهکارهای کوتاه مدت تفصیل راهکارهای میان مدت هست راهکارهای میان مدت بهتراست پس از چندروز ازمشکل، زمانی که حساسیتها کمترمیشودپیاده شوند محوریت این راهکارها"سیاستهای جذبی"و"اعتمادقدم به قدم به پدر"وپرهیزازبازجویی وکنکاش زیاد رفتارپدر"وپذیرش عذرهای حتی دروغ اوتافراینداعتمادمتقابل صورت گیرد،مشورت وهمدلی اعضا خانواده وپذیرش سهم هرکس ازاشتباه تاپدرهم نرم و منعطف شودو...که جزئیات درپستها هست راهکارهای میان مدت بین دو هفته تا ۲۰روزطول میکشدتاپیاده سازی وجواب دهد.
۴_راهکارهای بلندمدت؛مراجعه اعضا خانواده به مشاوره
۵_((راهکارهای اضطراری؛اورژانس اجتماعی و...))
من راهکار۵ راتعمدا داخل پرانتزگذاشتم چون نیازبه توضیح دارد؛این مورد فقط مخصوص شرایط شما نیست حتی یک مسمومیت دارویی داروهایی که پزشک تجویزمیکند ممکن است باعث ایجاد اختلالات پیش بینی نشده درفردکند وبه مددکاران فوری اجتماعی نیازمندشویم شاید من که الان این پست رو مینویسم فرداموضوع یک تلفن اورژانس اجتماعی شوم نبایداعضا خانواده فاجعه سازی کنند.پس این فقط یک "نقطه اطمینان احتمالی" برای شماست تاباآرامش بیشتر روی ۴راهکارقبل کارکنید.................................... .................................................. ..
در تکمیل پست ۸۱و۸۲فرشته مهربان بایدبگویم :
اگرخانواده تصمیم به صحبت دسته جمعی گرفت میتوانیدغذای موردعلاقه پدر را درست کنید(این نظرشخصی نیست براساس مطالعات دقیق آکادمیک هست)مزاج خوش باعث تاثیربیشترحرفها وموفقیت بیشترروند اقناع سازی میشود.پس ازآن میتوانید از زعفران درچای استفاده کنید(تا اینجا استفاده گهگاه از زعفران ضد افسردگی وشادی آورهست بخصوص برای شرایط روحی افراد خانواده شمالازم_اگر دوستان اطلاعات دقیقتری دراین مورد دارند اصلاح کنند)وپس ازآن پیشنهادات فرشته مهربان +جزئیات دیگربه خلاقیت خودتان....
درتکمیل صحبتهای Aram_577
ابتدا این نکته را درنظربگیریدکه پدر ناتوانی جنسی خود رابه شدت انکارمیکند وبیشترتمایل به سورپرایز همسر داردکه بفهماند ناتوان نبوده پدرشما شخصا ناتوانی خود رابدلیل "نداشتن اقتدار"میداند.بعضی مردان یازنان قبل از حرکات جنسی تمایل به "رقصیدن"برای تحریک خودو همسر دارند.اگرپدرقبلا اینطوربوده الان شرایط فراهم نیست واگر چنین ویژگی نداشته درهر دوحالت اکنون با حرکاتی دیگر شروع خواهدکردبسته به ساختارشخصیتی خودمثل شکستن چندتا استکان یا چنددستورتحکم آمیزبه همسرو...ممکن است با این مقدمه ۴_۵ساعت دیگریاروز دیگربا کش وقوسهای خاص خودکم کم به همسرنزدیک شود این چندمثال روگفتم تاهمسرش بابینشی عمیقتر به رفتارهاش توجه کند وزودازکوزه درنرود.اگرفقط معاشقه سطحی صورت گیرد همسرش به هیچ وجه کلامی یاغیرکلامی نبایدتمسخریاتحقیرکند وبهتراست وانمود کندرضایت دارد.تادفعات بعد تکمیل ترانجام گیرد...
یک نکته هم درموردشما:
شمافقط زمانی که پدرت بادستگیره ورمیرود یاحرفی میزندبادستپاچگی پستی میگذاریددرحالی که دقیقا زمانی که جوخانه آرام(ش قبل ازطوفان)هست باید راهکارهای میان مدت پیاده شودنه صرفازمانی که پدردرحالت گارددفاعی پس ازبحران هست.واینکه شما ابدابه پدراخمی نکن ومث سابق رفتارکنیدچون درون خانه نیستیدواحتمالاپدرباشمادرد دل کند.
del (شنبه 12 مرداد 92), deljoo_deltang (چهارشنبه 16 مرداد 92), mohammad6599 (شنبه 12 مرداد 92), گل آرا (شنبه 12 مرداد 92)
تشکرشده 190 در 74 پست
چرا پست منو پاک کردین؟!
تشکرشده 164 در 76 پست
سلام
به نظر من هم نميشه اين قضيه را مثل بعضيها به ديد يه اشتباه از طرف پدر ايشون نگاه كرد چرا چون ما جاى خواهر ايشون نيستيم
پدر ايشون مطمئناً دچار مشكل هستند
رويا جان من در پست قبليم هم به شما گفتم حتما پدرتون هر طور شده بايد پيش روانپزشك برند جون واقعا اينجا چندان كمكى نميشه كرد
و فقط مشكلشون به دست يك روانپزشك مجرب حل ميشه.
نميتونيد روانپزشك رو به صورتى كه پدرتون نفهمند كه كى هست به منزل ببريد تا حداقل با صحبت كردن با پدرتون تا حدى بفهمند پدرتون از چه مشكلى رنج ميبره چون پدرتون حاضر نيستند مراجعه كنند شايد با اين راه بشه گره از مشكلتون باز كرد.
يكى از آشناهاى ما پسرش راضى نميشد پيش روانشناس بره خونوادش روانشناسو به عنوان دوست پدر به منزل آوردند تا با پسرشون به عنوان دوست خانوادگى سر صحبتو باز كنه.
به هر حال واقعاً متأثر شدم براتون اميدوارم هر چه زودتر يه راه حل براى مشكلتون پيدا بشه.
sheida412 (چهارشنبه 09 مرداد 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)