به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 92
  1. #71
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    مامان شما با همسر سی ساله ات مثل یه بچه دعوا کرده و به خونوادش فحش داده، بعد بدون عذرخواهی و بدون اینکه از دل دومادش دربیاره، همه انتظار داشتین که تو دعوا که معمولا حلوا هم پخش نمیکنن، شوهر شما هیچ حرفی نزنه ؟؟؟؟؟؟

    بعد جالب تر اینه که شاکی شدین که چرا خواهرش ازش دفاع میکنه ؟؟؟ و ناراحتی از اینکه چرا صبحونه نخورد و بی خداحافظی رفت ؟؟؟؟

    یا ما نمیفهمیم شما چی میگی، یا اینکه قضیه همینه که شما داری تعریف میکنی و اینقدر برات عادیه !!!

    دختر خوب خودتو گول میزنی یا ما رو که میگی خودم قبول دارم کار خونوادم اشتباهه؟؟؟ کی گفته قبول داری؟؟؟ لازم نیس قسم بخوری.
    اصلا برفرض که قبول هم داری ولی چه فایده وقتی هییییچ کاری انجام نمیدی؟؟؟

    هر زن پخته ای اگه جای شما بود، حتی اگه علاقه چندانی هم به شوهرش نداشت، وقتی میدید مادرش داره با شوهرش مثل یه بچه کوچولو دعوا میکنه و به خونوادش فحش میده، همونجا در حضور شوهرش به مامانش تذکر میداد !!! که مامان خواهش میکنم احترام شوهرمو نگه دار!!!

    اگه همون لحظه هم نتونستی، باید جدی و محکم از مامانت میخواستی از شوهرت عذرخواهی کنه یا اگه سختشه با یه هدیه از دلش در بیاره!!!

    هروقت این برخورد رو داشتی یعنی فهمیدی کار خونوادت اشتباهه و جبران هم کردی !!!!
    منتها تو هنوز تو حرف هم شوهرت رو بیشتر مقصر میدونی !!! بی خداحافظی رفت یعنی بی احترامی به تو و خونوادت !!! اما مامانت اون برخورد رو داشته همین که خودتون بین خودتون فهمیدین که پشیمونه کافیه ، نیازی به فهمیدن همسرت نیس. اون بی احترامی نیس.

    من دیگه نمیدونم. به قول خانم شیدا برو مشاوره حضوری

    ما که هرچی میگیم انگار تأثیری نداره.

  2. کاربر روبرو از پست مفید گل آرا تشکرکرده است .

    reyhan (چهارشنبه 19 تیر 92)

  3. #72
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آذر 92 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1392-2-02
    نوشته ها
    232
    امتیاز
    1,214
    سطح
    19
    Points: 1,214, Level: 19
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 214 در 130 پست

    Rep Power
    37
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط henma نمایش پست ها
    سلام
    چطوری رفتاراشو توجیه کنم؟اخه خدایی هم بخوایم بگیم بابام خیلی جلو خونوادش خوردش کرد اونم عصبانی شد البته کاشکی اینجوری نمیشد و حوصله بخرج میداد..
    یه بار بخاطر دل ما هم شده بگو کاش بابام خوردش نمیکرد.شوهرت کوه صبره واقعا
    خدا خیرش بده

  4. #73
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    24
    Array
    بابا چجوری بگم اینوسط گیر افتادم...
    اگرم مامانم دعواش کرد بخاطر بی اعتنایی نامزدم بود نسبت به مادرم بود با اینکه قبلا هم گفته بودم بهش حواسش باشه نسبت به رفتارش.
    و من بعدا بهش گفتم مامانم ناراحت شده از حرفایی که زده .تازه خودمادر و بابام هم روز بعدش بهش گفتن کار مادرم خوب نبوده و صرفا دلیلش عصبی شدنش بوده
    چرا میخواین بام دعوا کنین تو جمله هاتون؟همش منو مقصر جلوه میدین ولی این انصاف نیس.
    از کسانی که تجربه دارن خواهش میکنن بگن تو این شرایط با خونوادم چطور برخورد کنم؟
    لطفا منو سرزنش نکنین.چون خودم واقفم به این احوالات.

    - - - Updated - - -

    ریحان عزیز
    شما که از احوالات من خبری ندارین
    هیشکی مثه خودم الان نمیسوزه ازین اتفاق.ولی پدرمه نمیشه و میترسم بهش بگم نباید اینکارو میکردی.
    کاشکی نه تنها باابم هیشکدوم از خونوادم با شوهر عزیز تر از جونم بد رفتار نمیکردن ولی تلافی این رفتارشونو بعدا میدن مطمعن باشین .الان هدف من ایجاد ارامشه و نهایتا به امید خدا برگزاری مراسم عروسیمه.همین

  5. #74
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    من کارشناس نیستم، ممکنه نظرم درست نباشه.

    یک هفته قهر کن و با هیچ کس تو خونه حرف نزن. حتی اگر لازم می دونی زمانش را به ده روز برسون.
    هیچ حرفی نزن تا در مورد همسرت هم مجبور نشی چیزی بگی.

    جلوی کسی هم به همسرت زنگ نزن که با رفتارشون عصبیت کنند.
    هر وقت کسی بود و خواستی تماس بگیری اس ام اس بزن.
    تنها که بودی زنگ بزن.

    اون طور که به نظر می رسه خانواده شما متوجه نیستند که شما همسر اون آقا هستید.
    نشونشون بده از شرایط ایجاد شده ناراحتی.
    نباید اینقدر به همسرت توهین کنند.
    راستش شرایط شما بخاطر بی مهارتیتون خیلی پیچیده است.
    من اصلا منظور پدر مادر شما را نمی فهمم.

    شاید این سکوت باعث بشه که بهتر فکر کنی و بهتر فکر کنند.
    یه چند روزی مساله را مسکوت کن.

    رابطه جنسی کامل داشتید؟
    قرارتون برای عروسی کی هست؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    گل آرا (جمعه 21 تیر 92)

  7. #75
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    24
    Array
    دقیقا خودمم دیروز تصمیم داشتم سکوت پیشه کنم و همینکارو هم کردم ولی یه روز کمت ربود!اخه همش ازم سوالای روزمره میپرسیدن و نمیشد جواب ندم...پس امکان سکوت وجود نداره یا لااقل کم میشه رو این روش بسنده کرد.
    اره حق باشماست انگاری خونوادم واقعا نمیدونن من همسرش هستم و نباید بهش توهین کنن لااقل جلو منو همسرم اینکارو نکنن ولی کو گوش شنوا...........
    اره خب رابطه جنسی داشتیم مگه میشه نداشته باشیم؟تقریبا میشه گفت عمقی بوده ولی نمیدونم بخاطر نوع پرده بکارتم بوده یا هرچیز دیگه ای خداروشکر هنوز دخترم.
    قرار بود عیدنوروز مراسم بگیریم ولی بخاطر مشکلات مالی و ایام فاطمیه نشد....بعدشم که این ماجرا اتفاق افتاد و تا الان امکانش نبوده..
    الانم به امیدخدا و توکل برخدا قراره اگه خونوادم اجازه بدن بعد ازماه رمضان مراسم بگیریم...امیدوارم همگی دعا کنین و مشکلی پیش نیاد.
    جالب اینجاس مادرم یواشکی مثلا من نفهمم به بابام گفت که با همسرم حرف زدم..حالا مثه همیشه میگن هرچی سرمون میاد بخاطر رفتار منه!یعنی چون به همسرم بها میدم و باهاش حرف میزنم از نظرشون کارم اشتباهه.موندم با این تفکر چطور برخورد کنم بخدا.

  8. #76
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    پس چرا می گی امکان مسافرت رفتن با همسرم را ندارم؟
    چرا وقتی گفت بیا یه مدت بریم جایی باهاش نرفتی؟

    توی اقوامتون کسی نیست که بتونه کمک کنه؟ عموی بزرگتر، پدر بزرگ، دایی؟
    ازشون خواهش کنی با برادرت صحبت کنه و یک شب خانواده همسرت و برادرت همه دعوت بشن خونه شما
    اون بزرگتر آشتی شون بده و مساله را تمام کنید؟

    ظاهرا پدر مادر شما مهارت لازم برای مدیریت کردن این مشکل را ندارند.
    خوب فکر کن ببین کدوم یک از اقوامت برای این کمک مناسب تره.

    نذار دیگه بیشتر از این به همسرت توهین بشه
    می تونی در این زمینه با خودش هم مشورت کنی.
    سعی کن متوجهش کنی که شما هم از این شرایط پیش اومده ناراحتی و دوستش داری.

  9. #77
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    24
    Array
    عزیز دلم قربونت برم مساله اینجاس هیشکی از اقوام خبر ندارن ازین درگیری و گفتن اگه کسی بویی ببره دیگه تموم شدس همه چی .
    یعنی اگه الان یکم میشه امید داشته باشیم اگه کسی بفهمه دیگه به صفر میرسه این امید!
    نمیدونم چیکار کنم....داداش بزرگم دیگه خونه بابام نمیاد میگه کسی بهم محل نمیذاره چه میدونم احترامشو ندارم برا همین نمیاد!تموم منظورش منو نامزدمه...یعنی چون به نامزدم بها دادیم که بیاد خونمون این جوری عصبی و بهم ریخته شده
    اخه یکی نیس بگه من ادم نیستم؟
    بچه ها بنظرتون اگه داداشم بیاد و شرایظش ایجاد بشه باهاش بحث بکنم ؟البته این بحث به احتمال خیلی زیاد به عوا ختم بشه .با این توصیفات چطوری برخورد کنم باهاش؟

    - - - Updated - - -

    تو نطقه ما باب نیس عقد کرده بره مسافرت ...چه درست چ غلط رسمیه که هست.
    سری پیش باهاش نرفتم چون جو خونه خوب نبود و اگه بیرون میرفتم بدتر میشد اوضاع.
    چون فعلا میگن نباید باهاش جایی برم و در ارتباط باشم.

  10. #78
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    24
    Array

  11. #79
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    ببین عزیزم اگه سرزنش نمیشدی که متوجه نبودی خونوادت دارن چکار میکنن... خدا رو شکر که الان میدونی همسرت همه کس توئه ... نباید بذاری بهش توهین بشه.

    واسه مراسم عجله نداشته باش. با این وضعیت مراسم بگیری داداشت نیاد که خیلی بد میشه !!!
    با توجه به رفتارهایی که خونوادت دارن، تو هر جور بخوای طرف شوهرت رو بگیری شاکی میشن و اذیت میشی...اما باید قبول کنی که شرایط همینه.
    نمیتونی به همسر قانونیت بی توجه باشی.
    من نمیگم خونوادت مهم نیستن ! اما حالا که ازدواج کردی میرن تو اولویت دوم !!! اول شوهرت . قبوله؟ پس باید اول رابطه ات رو با اون درست کنی.
    میدونم میخوای این کدورت ها برطرف بشه !
    اما وقتی برطرف میشه که شوهرت خودش قلبا بخواد نه اینکه مجبورش کنن ! مطمئن باش اگه به شوهرت ثابت کنی که پشتشی و حمایتش میکنی و دوستش داری و اجازه نمیدی بهش توهین کنن و نفر اول زندگیته و ناراحتی اون خیلی مهمتر از نارحتی بقیه است، اونوقت چنان براش با ارزش میشی که خودش واسه رضایت خاطر تو میره خونه داداشت واسه عذرخواهی.
    الان چیزی که مهمه درست شدن رابطه عاطفی شماست.

  12. #80
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 خرداد 95 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    2,946
    سطح
    33
    Points: 2,946, Level: 33
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 104
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    11

    تشکرشده 22 در 10 پست

    Rep Power
    24
    Array
    حق باشماست گل ارا جون
    نمیدونم خودم چیکار کنم که به ارامش برسم.همش خودخوری میکنم و اعصابم خورد میشه که چرا زندگیم و تنشهاش انقده ادامه داره.
    از طرفی همسرم ازم دلگیره همش میگه طرف منو نمیگیری درحالی که واقعا اینجوری نیس...همش ناراحتم دیگه هیچ امیدی به زندگی ندارم.از زمینو زمان بریدم.
    خدا کنه بلایی سرم بیاد بلکه خونوادم اروم بشن و دیگه تموم بشه این مشکلات...همش به فکر اینم چطوری بلایی سر خودم بیارم...باور کنین از خودم میترسم ....


 
صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 بهمن 94, 16:58
  2. عوارض شکست عاطفی (راهنماییم کنید)
    توسط hooty در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 اردیبهشت 92, 23:36
  3. دعوا با خانواده همسرم تو رو خدا راهنماییم کنید
    توسط مامان نگین در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 بهمن 91, 19:21
  4. ::>> راهنماییهای مدیرهمدردی به دختر و پسران در موضوع رابطه و عواطف و
    توسط فرشته مهربان در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 02 بهمن 89, 04:14
  5. +توروخداراهنماییم کنین...
    توسط kaiwan در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 دی 87, 11:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.