به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 99
  1. #71
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام شماهم حق دارید شوهرت نباید زیاد سرکارت بذاره.باید تفکروتجسم وخیال پردازیش شماباشید ودرکنارش تغذیه ی خودش رو بهترکنه کمی توی خونه اقتدارنشون بده تاکم کم آماده نزدیکی بشه. ایشون توی محیط بیرون وبقیه جنبه های زندگیش هم بایدسعی کنه اعتماد بنفس داشته باشه وتوی روابطتش با جامعه ازاعمال محدودیتهای غیرضروری برخودش پرهیزکنه یعنی همش منفعل نباشه بیشتربخنده شاد باشه لباسهایی بارنگهای روشن تربپوشه.بخصوص وبخصوص قبل از رابطه نباید ازخودش انتظارآرمانی وفانتزی داشته باشه یعنی کمالگرایی بیجا نداشته باشه چون ایناباعث ترس وخود داریش میشه.هرحسی که باتفکربه رابطه باشما باعث میشه تودلش خالی بشه روازاول جلوشو بگیره وبراون احساس سرد غلبه کنه یعنی دل وقلبش روبرای رابطه قرص ومحکم کنه.او قابلیت واستعداد یک شوهرگرم ومتناسب روداره باید خودش روباورکنه.باروندهایی که از رفتارش گفتی وتا اینجا طی کرده مطمئناموفق خواهدشد رابطه باتوروبه خوبی احیاکند
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    paiize (چهارشنبه 29 مرداد 93), veis (چهارشنبه 05 شهریور 93)

  3. #72
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    36
    Array
    ممنونم آقا امین.
    همسرم کلی تغییر کرده. کمتر با دوستاش بیرون میره. شب بیرون از خونه نمیمونه. رابطه عاطفییش با من هم بهتر شده. روابط کلامی هم به نسبت بهتر شده. بداخلاقی نمی کنه. هرچی بهش بگم از بیرون میخره..یعنی اینکه خودش هم میخواد که جبران کنه اونم در عمل. امیدوارم اون روابط رو همونطور که شما گفتید با خودش کنار بیاد و برقرار کنه
    این روزها مادر همسرم حال خوشی نداره. فعلا پیش ماست. من پرستاری کردن رو دوست دارم و هم اینکه مادر همسرم رو دوست دارم امیدوارم حالش زودتر خوب بشه. ولی پرستاری کردن خیلی وقت میگیره. هم اینکه مجبورم بیشتر خونه رو تمیزکاری کنم. هم اینکه دخترکم کمی سرما خورده است. منی که همیشه پای سیستم بودم، میشه که تا شب هم سیستم خاموشه. یا اگر روشنش کنم واسه 1 ساعته. شبا از درد پا خواب نمیرم. همسرم شبا خودش مواظب مادرشه با اینکه صبح زود هم باید سرکار باشه. امیدوارم زودتر بهبود پیدا کنه.

    همسرم این روزها شادتره. همش هوای مادرشو داره (خوشحالم). با دخترمون روابط بسیار خوبی داره.
    با اینکه میدونم ذهنش درگیر مادرشه ولی عجیب دلم هواشو کرده. دلم میخواد شب کنارش باشم. همیشه وقتی کنرشم آرامش دارم. وقتی کنارشم دیگه هیچی توی ذهنم نیست. حس میکنم شوهرم پاک ترین مرد دنیاست. دوست دارم مثل گذشته روابط داشته باشیم. روابط خوب و گرم. امیدوارم مادرشوهرم زودتر خوب بشه.

  4. 5 کاربر از پست مفید دلسا تشکرکرده اند .

    ammin (سه شنبه 25 شهریور 93), marta (سه شنبه 25 شهریور 93), veis (چهارشنبه 05 شهریور 93), zendegiye movafagh (چهارشنبه 05 شهریور 93), شیدا. (چهارشنبه 05 شهریور 93)

  5. #73
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    خدا رو شکر دلسای عزیز
    شما هم خوشحالیتو بهش نشون بده
    ذوق کن ... از خریدهاش تشکر کن بهش توجه کن
    جو خونه رو شادتر کن
    موفق میشی
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  6. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    veis (چهارشنبه 05 شهریور 93), شیدا. (سه شنبه 25 شهریور 93)

  7. #74
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام
    من بازم اسباب کشی داشتم. توی 7 ماه دوبار اسباب کشی. این دفعه حسابی دست تنها بودم. البته خدا خیر بده خواهرمو یه بار اومد کمکم. بقیه که اصلا تعارفی هم نکردن. از کسی انتظاری ندارم ولی خب آدم توی این جور مواقع به خانوادش احتیاج داره. توی یه نصف روز کل اسباب اثاثیمون رو جمع کردیم. خودم تنها بودم. شوهرم وسایل رو همینجوری گذاشت رفت مسافرت. یخچال خالی، همه وسایل وسط خونه. مادر شوهرم مریض بود. همون شب که همرم رفت مسافرت دخترم مریض شد. شبا مجبور بودیم بریم اینور اونور بخوابیم. روز ها هم میومدم خونه که مرتب کنم. عین آواره ها بودیم. خدا رو شکر منت کسی سرم نیست.
    اون شب که کنار مادر شوهرم بودم بیچاره خیلی عذاب کشید. میترسید بمیره. منم در کنارش می ترسیدم. همش دعا می کردم. از اینکه اذیت میشد ناراحت بودم. من مثل بقیه بلد نیستم زبون بریزم و ناراحتیمو از رنج اون بیان کنم. ولی خیلی واسش ناراحت بودم از خدا خواستم اگر عمرش به دنیاس بهش کمک کنه تا حالش خوب بشه...

    اون شب فهمیدم دنیا ارزش هیچی رو نداره. اون روزای تنهایی رو با دخترم بودم. خوشحال بودم که اونو دارم.
    باهاش شاد بودم. نبودن همسرم اصلا ناراحتم نکرد. دخترم هم بهونه باباش رو نگرفت.
    می خواستم که غصه نخورم . می خواستم از رفتارهای همسرم دیگه ناراحت نشم. ولی هنوز موفق نشدم.
    حالا که روزای سخت رفتن ، من عصبی شدم. بیحوصله شدم. دوست ندارم دخترم همش بهم بچسبه.
    نمیدونم کی بوده که دست همسرم رو لمس کردم شاید 10 روز یا دوهفته شاید هم بیشتر. هم اون سرد شده هم من. براش مهم نیست (شاید من اینجوری فکر می کنم) . منم سعی می کنم آرامش رو از دخترم بگیرم.
    البته شوهرم کمی سرما هم خورده. قبلا تا سرما میخورد همه چی رو واسش آماده می کردم. شب، ظهر حتما واسش سوپ می پختم. صبحانه واسش آماده می کردم ولی این روزها نمیدونم چمه اصلا حوصله این کارها رو هم ندارم.
    شوهرم هم واسه مادرش خیلی ناراحته، روش خیلی فشار هست. خیلی روحیه حساسی داره. حتی از بقیه خواهر برادراش حساس تره. اونم واسه زندگیمون زحمت می کشه ولی هیچی راضیم نمی کنه . رفتارهای گذشته، کارهاش و ... یادم میاد و سردتر میشم. انرژی ندارم.
    کاش مادر شوهرم حالش خوب بشه. امیدوارم.

  8. 3 کاربر از پست مفید دلسا تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 24 شهریور 93), الهه آذر (یکشنبه 23 شهریور 93), شیدا. (یکشنبه 23 شهریور 93)

  9. #75
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمیدونم چرا ولی یه چیز یتوی دلمه میگه همه چیز درست میشه فقط یکم باید صبور باشید بانو

    تو همه زندگی های سختی و مشکلات وجود داری بعضی واقعا آدم را اذیت میکنن خیلی زیاد ولی خوبیش اینه بعد گذراندن این مشکلات محکمتر و قویتر میشیم.وقتی بدنسازی میرفتم اینو خوب یاد گرفتم عضلات وقتی به بالاترین میزارن رشد میرسن که بیشترین فشار را بهشان وارد کنیم واقعا سخت بود اینقدر فشار زیاد بود داد میزدم پوست صورتم مثل گچ سفید میشد باشگاه تمام میشد نای راه رفتن نداشتم

    روزهای خوب نزدیکه بانو

    یه پیشنهاد تایپیکت یکم قدیمی و کهنه شده یه تایپیک جدید بزن با یه حال و هوای جدید یه توضیح مختصرم در مورد وضعیتت بزن.ولی لطفا با تغییر تایپیک سعی کن یکم روحیه خودتم تغییر کنه یه تایپیک مثبت و پرانرژی
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  10. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    شیدا. (سه شنبه 25 شهریور 93)

  11. #76
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 تیر 97 [ 03:25]
    تاریخ عضویت
    1393-4-14
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    4,248
    سطح
    41
    Points: 4,248, Level: 41
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    472

    تشکرشده 247 در 75 پست

    Rep Power
    31
    Array
    سلام خ دلسا
    من خودم به شخصه اصلا توان ادامه ی زندگی باکسی که زناکندیاخدای نکرده لواط راندارم شمارانمی دونم اگرواقعامطمئن هستیداواین کارهاراکرده به نظرم خودتون روحسابی قوی کنید روی گزینه ی جدایی هم فکرکنید

    - - - Updated - - -

    به نظرم جدایی شایدراه حل خوبی باشه مهریه ونفقه هم می گیری تایک عمربخواهی باتردیدزندگی کنی شماکه ازاوبدت می یادورابطه برقرارنمی کنی اوهم تحت فشارشدیدغریزه ی جنسی کاملا زمینه رامساعدمی کنی برای تکرارگذشته ی شوهرت این نحوزندگی شما یعنی نداشتن رابطه جنسی منظم وباکیفیت باجدایی خیلی فرقی ندارد

  12. #77
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سرگشته دوست نمایش پست ها
    سلام خ دلسا
    من خودم به شخصه اصلا توان ادامه ی زندگی باکسی که زناکندیاخدای نکرده لواط راندارم شمارانمی دونم اگرواقعامطمئن هستیداواین کارهاراکرده به نظرم خودتون روحسابی قوی کنید روی گزینه ی جدایی هم فکرکنید

    - - - Updated - - -

    به نظرم جدایی شایدراه حل خوبی باشه مهریه ونفقه هم می گیری تایک عمربخواهی باتردیدزندگی کنی شماکه ازاوبدت می یادورابطه برقرارنمی کنی اوهم تحت فشارشدیدغریزه ی جنسی کاملا زمینه رامساعدمی کنی برای تکرارگذشته ی شوهرت این نحوزندگی شما یعنی نداشتن رابطه جنسی منظم وباکیفیت باجدایی خیلی فرقی ندارد
    لطفا اول کاملا فکر کنید در مورد نظری که میخواهید بدید و بعد آن نظر را بنویسید
    درست کردن خیلی زحمت و انرژی کمتری میخواد تا خراب کردن.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  13. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    شیدا. (سه شنبه 25 شهریور 93)

  14. #78
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 تیر 97 [ 03:25]
    تاریخ عضویت
    1393-4-14
    نوشته ها
    172
    امتیاز
    4,248
    سطح
    41
    Points: 4,248, Level: 41
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    472

    تشکرشده 247 در 75 پست

    Rep Power
    31
    Array
    من کاملافکرکردم یعنی شمابه نظرتون همیشه بایدزندگی کرددرهرشرایطی ؟!حتی اگرشوهرزناکردحتی اگرشوهرهمجنس بازی کرد؟!آخه چرا؟

  15. #79
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    36
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سرگشته دوست نمایش پست ها
    سلام خ دلسا
    من خودم به شخصه اصلا توان ادامه ی زندگی باکسی که زناکندیاخدای نکرده لواط راندارم شمارانمی دونم اگرواقعامطمئن هستیداواین کارهاراکرده به نظرم خودتون روحسابی قوی کنید روی گزینه ی جدایی هم فکرکنید

    - - - Updated - - -

    به نظرم جدایی شایدراه حل خوبی باشه مهریه ونفقه هم می گیری تایک عمربخواهی باتردیدزندگی کنی شماکه ازاوبدت می یادورابطه برقرارنمی کنی اوهم تحت فشارشدیدغریزه ی جنسی کاملا زمینه رامساعدمی کنی برای تکرارگذشته ی شوهرت این نحوزندگی شما یعنی نداشتن رابطه جنسی منظم وباکیفیت باجدایی خیلی فرقی ندارد
    سرگشته دوست عزیز ممنونم ازت ولی من توان جدایی رو در خودم نمی بینم. من یه مادرم اصا نمیتونم فکر کنم که از دخترم جدا بشم حتی اگر بتونم جدایی از همسرم رو هم تحمل کنم ولی دوری از دخترم برام پایان زندگیمه.
    به گزینه جدایی خیلی وقته فکر می کردم ولی فعلا گذاشتمش کنار. اون ترک کرده (به نظر من) به قول مشاور حالا که اون ترک کرده و داره جبران می کنه نمیخوام بذارم و برم. میخوام یه فرصتی هم باشه که خودمو پیدا کنم.
    من از همسرم بدم نمیاد دوستش داشتم و دارم که موندم. رفتارهای قدیمی که باهام داشته آزارم میده و اینکه هیچ قدمی برای من برنمیداره ناراحتم می کنه.
    واسه رابطه برقرار نکردن هم قبلا گفتم همیشه یه طوری میشه که نشه. یا از طرف من یا اون.
    می مونم و توکلم به خداست

  16. 5 کاربر از پست مفید دلسا تشکرکرده اند .

    ammin (سه شنبه 25 شهریور 93), khaleghezey (دوشنبه 24 شهریور 93), الهه آذر (دوشنبه 24 شهریور 93), رزا (دوشنبه 24 شهریور 93), شیدا. (سه شنبه 25 شهریور 93)

  17. #80
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    اینکه تصمیم گرفتی بمونی و زندگیت رو درست کنی عالیه قابل ستایشه اما
    موند به تنهایی کارساز نیست باید فعال باشی و یه مدت اصلا انتاری از همسرت نداشته باشی و و قتی پیش قدم میشه به هیچ عنوان ردش نکنی الان وقت انتقام یا فکر کردن با حق داشتن و .. نیست
    خواهش میکنم تا جایی که می تونی محیط خونه رو شاد کن با دخترت با مادرش با توجه به همسرت و پختن غذای مورد علاقه و ... بگو بخند این شیوه رو ادامه بده درست میشه
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  18. 3 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 25 شهریور 93), لیموترش (شنبه 05 مهر 93), شیدا. (سه شنبه 25 شهریور 93)


 
صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از فردی که برای ازدواج در ارتباطیم دوروزه بيخبرم و دلواپس چه باید بکنم ؟
    توسط Goldennight در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 فروردین 94, 01:08
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اردیبهشت 93, 09:49
  3. تغییر نظر خواستگاران پس از اطلاع از مشکلم
    توسط saba24 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: شنبه 20 اسفند 90, 18:10
  4. آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟
    توسط خاموش در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 فروردین 90, 12:55
  5. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.