وای من چقدر همتون دوست دارم....نصف شبی چقدر خندیدم....
ارام دل باس بریم بخوابیم ترکنمون بدن
تشکرشده 2,481 در 570 پست
وای من چقدر همتون دوست دارم....نصف شبی چقدر خندیدم....
ارام دل باس بریم بخوابیم ترکنمون بدن
تشکرشده 1,855 در 418 پست
فرشته جان آخه نصف شبی چیکار دارم به زن و بچه م!!!!
اونا الآن دارن خواب حوریان بهشتی رو میبینند
بعدش فرشته عزیزم شما چقدر خاطرخواه دارین که نصف شب هم دست از سرتون بر نمیدارند!!! شماره میدین زنگ بزنم فوت کنم!!
کیت کت جان من معتادم خانوم دکتر به دادم برس!!!
آقا رضا تعارف نکنید اول شما بفرمایید
من باید از تالار محافظت کنم![]()
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
فرشته اریبهشت ، ایضاً مسافر زمان
لطفاً به گوش و هوش :
اندر احوالات و وقایع اتفاقیه اطراف و اکناف زندگیتان دقیق شوید ، چشمها را ببندید ..... آهان ....... حالا چشم جان بگشایید ....... خب ...... پرده ها را کنار بزنید .......................
دیدنیها را می بینید ؟؟؟؟؟
پرده بالا رفت و دیدم هست و نیست
راستی نادیدنیها دیدنیست
Spoiler: متن کامل شعر
[
و بعد .......................... هرکی می پرسه :
ای مطرب مهتاب رو ، آنچه بدیدی بگو ............
می گویی :
هردم از روی او نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه ها می بینم
آری عزیزان خواهر :
این همه نقش عجب بر درو دیوار وجود
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار
حالا فکرت کنید در نقش آن همهمه ابرهای خاکستر در تصویری که مسافر گذاشته ...........
راستی که نادیدنیها چه دیدنیست
چه حکایتها که ندارد ، مثنوی مثنوی از هزار توی به ظاهر یک واقعه ......
و بالاخره :
همینکه چنین در گود دیدنیها رفتید ، در مقابل بعضی کنجکاویهای سرگردان کننده و آفت زا ( چون موسی در بر خضر ) که خطر از حرم دور شدن را دارد :
هر که شد مَحرَمِ دل در حرم یار بماند وآن که این کار ندانست در انکار بماند
برای محرم راز شدن صبوری می کنید و می شوید همنوا با سهراب که می گوید :
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
Spoiler: ادامه این شعر
و شور مندانه آواز سر می دهید که :
در دلم چیزی هست
مثل یک بیشه نور
مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم
که دلم می خواهد ،
بدوم تا ته دشت ، بروم تا سرکوه
دورها آواییست که مرا می خواند
دانلود
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
خوب بید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
khaleghezey (یکشنبه 25 آبان 93), m.reza91 (یکشنبه 25 آبان 93), meinoush (یکشنبه 25 آبان 93), paiize (یکشنبه 25 آبان 93), terme00 (چهارشنبه 28 آبان 93), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 25 آبان 93), مسافر زمان (دوشنبه 26 آبان 93), سوده 82 (دوشنبه 26 آبان 93)
تشکرشده 6,950 در 1,499 پست
بله فرشته مهربان
عالی بید
گاهی تنگناهای مرموزی بوجود میاد- این مرموزی که میگم یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید -و ما غافل میشیم و میخواییم راز رو شناسایی کنیم که خب قد نمیده ...
مثل یه کرم میمونیم داخل یه درخت که دوست داره بیاد بیرون از درخت رو هم ببینه که ...
همین بی قرارش میکنه
اینجاست که صبر باید بکنه و تسلیم!
هله نوميد نباشي که تو را يار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه ره ها و گذرها
ره پنهان بنمايد که کس آن راه نداند
نه که قصاب به خنجر چو سر ميش ببرد
نهلد کشته خود را کشد آن گاه کشاند
چو دم ميش نماند ز دم خود کندش پر
تو ببيني دم يزدان به کجا هات رساند
به مثل گفتم اين را و اگر نه کرم او
نکشد هيچ کسي را و ز کشتن برهاند
دل من گرد جهان گشت و نيابيد مثالش
به کي ماند به کي ماند به کي ماند به کي ماند
هله خاموش که بي گفت از اين مي همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
لذتی داره اعتماد ... غیر قابل وصف ادم دلش قرص میشه...:)
اما چیزی که کارو سخت می کنه عدم اعتماد به خودمه! :(
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : یکشنبه 25 آبان 93 در ساعت 20:14
تشکرشده 6,950 در 1,499 پست
واقعا هم همینطور شد صبح خواب موندم برای اولین بار این تقصیر شما بودکدوم کلاس ، کلاسایی که خودتون معلمشونین !! ولش کنین بگیرین بخوابین بچه هام از خداشونه!! خیلی حال میداد معلما مریض میشدن نمیومدند مدرسه!!!!!!!![]()
بعد مدیر ازم پرسید خانم اردیبهشت(فامیلی) خدا بد نده چی شده چشات پف کرده دیر اومدی و ..
اخه چی می گفتم میگفتم تقصیر همدردیه یا ام . رضا؟
------------------------------------
یه سوتی هم بخاطر خاب الودگیم کم بود به باد بدم
مدیر بهم گفت قبل رفتن به کلاس این فرمو پر کن
اومدم اسممو بنویسم نوشتم نام: فرشته نام خانوادگی : اردیبه....
وااااای یهو چشام اینقدی شد ،عرق -سرد و گرمشو نمیدونم- نشست رو پیشونیم به خودم اومدم قشنگ با خودکار خط خطی کردم به مدیر گفتم یه فرم دیگه پلیز...
این فرمو که رو میز بود دید گفت جل الخالق اسمتو اشتباه نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!! فرشته وضعت خرابه ها
باز چی میخاستین بگم تقصیر همدردیه یا ام . رضا؟
یه لحظه فکر کردم اونجا دنیای مجازیه !!!
اصلا موندم کدوم حقیقیه؟اسم واقعیم چیه؟
شایدم هیچ کدوم نیست
--------------------------------------------------------------
پ.ن: ارام دل چیه یواشکی میایی سر میزنی میری؟ قرار بود یه مدت نیایی ها..
چون وارد کاربریت نمیشی فکر میکنی ترک کردی؟نه جانم
اخ چقدر صبر میخواد این پستمو ببینی و خم به ابرو نیاری
آخی سختته می دونم
-------------------------------------------------
نمیبخشیم یعنی چی؟ مگه قراره همه چی با ببخشین حل بشه؟ببخشین اگه نوشته هام گُنگه!
شفاف بنویسین خب .
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : یکشنبه 25 آبان 93 در ساعت 23:24
تشکرشده 3,515 در 811 پست
از خبر خوبی که دادین ممنونم !! خیلی خوشحال شدم!
من مسئولیتشو قبول میکنم!!!
اتفاقا دیشب میخواستم بنویسم ولی یادم رفت ، من براتون روزی پر سوتی آرزو کردم ولی خب مثه اینکه فقط همین دو تا بوده شایدم اینا قابل تعریفاش بوده!!
تقصیر خودتونم هست ، من اسم خودمو گذاشتم دیگه اشتباه نمیکنم !! به همین راحتی تازه من تو اینترنت به شدت محافظه کارم! نباید کم میاوردین میگفتین میخوام فامیلمو عوض کنم!!
مسئولیت این یکی رو هم قبول میکنم!!
برای هر دوتاش هه هه هه .... !
باید جشن بگیریم تو تالالالالاااااااااااااااا ار !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
------
راستی پاییزه،
من فکر نکردم شما 40 ساله این ، حدود 45 تخمین زدم!!
(الان دارم اعتراف میکنم که میترسم!!، به هر چی که خواستین اعتراف میکنم!فقط عصبی نشینا!! چیکار کنم دست خودم نیست به خدا،نمیدونم تقصیر همدردیه یا ف. الف. !!؟)
بگو ... بگو.... بگو ....!
---
"بگم بگم" چی شد!؟ پس کجا رفتین!!؟؟
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
ویرایش توسط m.reza91 : یکشنبه 25 آبان 93 در ساعت 23:54
paiize (دوشنبه 26 آبان 93), parsa1400 (دوشنبه 26 آبان 93), terme00 (چهارشنبه 28 آبان 93), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 26 آبان 93)
تشکرشده 6,950 در 1,499 پست
باید جشن بگیریم تو تالالالالاااااااااااااااا ار !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یادشون رفته؟
اونیکه قراره جشن بگیره منم نه انها
خیلی دوست دارن جریان کم اوردنو تعریف کنم؟ بگـــــــــــم؟؟بگــــــم ؟
به زودی "بخاطر این جملات پشیـــــمان خواهـــــید شد" منتظر باشید!!!!!"بگم بگم" چی شد!؟ پس کجا رفتین!!؟؟
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : یکشنبه 25 آبان 93 در ساعت 23:59
تشکرشده 3,515 در 811 پست
من که چیزی متوجه نشدم البته اتفاقا خوب شد شما که دائم بگّم بگّم در تاپیک به راه انداختید امروز این جمله را گذاشتین تا کاربرا شخصیت شما را بهتر بشناسند!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
الانم دیگه تاپیکو ترک کنین تا ندادم پرتتون کنن بیرون!!!!!!!!!!!
دوستان از قدیم میگند دیو چو بیرون رود فرشته در آید ! الان اون لحظه است!
همه 10 سال اشتراک آزاد مهمون من !!
عه عه !! نمیتونه حتی در ظاهر از دشمنی دست برداره!! میبینید دوستان! از یه طرف به من کارت تلاش میده از یه طرف تهدید به رسوایی من میکنه !اونم با چی یه جمله معلوم نیست از کجا آورده ! که اصن هیچ ربطی نداره به من! تکذیب میکنیم!! نخیر خانوووووم!! طلا که پاکه چه منتش به خاکه!؟
ولی بازم میتونم ببخشمش!! اما بار آخره دیگه ها !!!!!!!! خوب فکراشو بکنه!!!!! هنوز هیچی تغییر نکرده!!!!! هنوزم فرصت توبه هست!
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
paiize (دوشنبه 26 آبان 93), terme00 (چهارشنبه 28 آبان 93), فرشته اردیبهشت (دوشنبه 26 آبان 93)
تشکرشده 6,659 در 1,532 پست
هه هه هه.......دوستان این صحبتهای فردیه که الان دوباره سفر کردن افغانستان!!رفتن به فامیلهای زن عمویه سری بزنن!!
معلوم نیست برگردن یامنفحرش کنن
خودشون پرت شدن بیرون......گولشونخورین این آقااگه پول داشت خودش اشتراک میگرفت!!چه حرفها ده سال اشتراک آزاد...توبگوده دقیقه!!
اشکال نداره اصلا من پنجاه سال!!!همین که شمارفتین ازخوشحالی شدم پانزده ساله
راهوبازکنید...باغ ازشکارچی خالی شده..اجازه بدیدپرنده عزیزمون باخیال آسوده سیروسفرکنن
به فامیلهای زن عموسلام برسون![]()
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
تشکرشده 4,314 در 675 پست
پرسش سال:
این جمله قصار از کیست؟
"ما مردها، هممون..."
پس خدا به داد همه زن های عالم برسه!
بعد توجه کنید که:
جنسیت های گرامی! توجه می نمو؟! ... بعد تازه جایی دیگه می گن خوبه که زنم کار هم می کنه و پول خودش رو درمیاره، فقط هر جا کم آورد میاد پیش من! آخی! نازی!شما مثل اینکه متوجه جنسیت خودتان و وظایفی که دارید نیستید!یا هنوز فکر میکنید در دوران مجردی قرار دارید؟!
بخدا واقعا تعجب داره این حرف شما که داری خودت را با شوهرت مقایسه میکنی.وظیفه زن خانه داریه و اینکه محیطی سرشار از آرامش,خانه ای پر از عشق محبت,همراه با احترام و دادن اعتماد بنفس برای شوهرش آماده کنه.همراه با غذای خوشمزه.و وظیفه مرد هم اینه که کار کنه و خرج و مخارج منزل را تهیه کنه و به همسرش محبت کنه و در کارهای خانه کمک یارش باشه.خسته نشین یه وقت؟!
غرق این "عدالت" در نگاه این عضو همدردی شدم اصلا!![]()
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)