
نوشته اصلی توسط
غریب آشنا
چون شنیدم از ثواب اشک و ماتم بر شهید کربلا
مویه کردم بر حسین، چون طفل مادر گم کرده ای
با خودم گریان و احزان ، یاد آرم رنج یاران
هاتف غیب گویدم، آیا حسین فهم کرده ای؟
به چه عالیست سوگواری امام عاشقان
گوئیا در نینوا، جانت فدایش کرده ای
چون جدا گشتی تو از راه امام مومنان
روز محشر گویدت رو، قصد دیگر کرده ای
ای که بر سر می زنی، گویا حسین گم کرده ای
از ازل بودست حسین، لیکن تو خود گم کرده ای
در همه سالان تو اشک می ریزی و گریان شوی
یک شبی را تو به فکر آ، که هدف گم کرده ای
این هدف هم اشک و هم آهست ، هم طی مسیر
چون چنین کردی بیا، ترک تعلق کرده ای
اینکه گویند ای غریبه ، آشنایی با حسین فاطمه
چون که اشکت را عجین با خوی حیدر کرده ای
علاقه مندی ها (Bookmarks)