به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 91
  1. #71
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام
    در پاسخ به شما باید بگم که شما حداقل چیزی که از دست دادی زمان هست
    توی اون ازدواج 6 سال هدر رفت
    اعصابت خرد شد
    پدر مادرش گفتن این بچه از اول عصبی و لجباز بوده
    به عبارتی اون فرد آدم نبوده

    علت طلاق شما مهریه نداشتن نبوده علتش ناتوانی اون مرد برای بچه دار شدن بوده
    اون نمی تونسته بچه دار بشه و نمی خواسته زیاد هم درگیر درمان بشه در حالی که تهش هم معلوم نبوده

    من نمیگم مهریه نباید باشه اتفاقا با مهریه معقول موافقم نه زیادش نه کمش
    ولی زندگی که یک طرف اخلاق نداشته باشه نهایتا دوام نداره چه با مهریه و چه بدون مهریه
    همسر شما انقدری انصاف نداشته که حداقل حرفی از کادو های عقد و پول رستورانهایی که شما رو برده نزده
    یه فرد بی انصاف با مهریه انصاف پیدا نمی کنه
    الان میگی با اهرم های کنترلگری اگه طرف بد بود طلاقتو میگیری و میری
    فامیل من یه زن با حق طلاق بود بیش از یک سال طول کشید تا تونست طلاق بگیره

    کسی که پرخاشگره تا آخرش همونجوری می مونه
    اگر اتفاق خاصی برات افتاد اگر آسیبی بهت رسوند با هیچ پولی جبران نمیشه

    توی ایران انقدر قوانین ریز و درشت به نفع مردها هست که وقتی کارت به دادگاه گیر کنه یواش یواش متوجه میشی

    حداقلش اینه که چند سال از عمرت هدر میره

    و کلا کسی که هم بگه مهریه باشه حق طلاق میدم نصف خونممم میدم یه ریگی به کفشش هست
    البته این صرفا نظر شخصی من هست
    ویرایش توسط فکور : یکشنبه 20 خرداد 97 در ساعت 11:23

  2. #72
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    توی این گروههای کوهنوردی اینا عضو بشو
    هم نشاط پیدا می کنی و هم ممکنه مورد دلخواهت رو اونجا بین این گروهها پیدا کنی

    یه چیز دیگه هم هست که البته من زیاد درباره اش نمیدونم قبلا می گفتن یه سایت تبیان هست که معتبر هست و افراد رو معرفی می کنه به هم

    هر چند الان بد نیست اگر بعد طلاق یه مدت به خودت فرصت بدی تا خودت رو پیدا کنی و تصمیم اشتباه و عجولانه و احساسی نگیری

  3. #73
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    فکر می کنم همسر قبلی شما در دوران شناخت متوجه مشکلات شما شده بود
    از این ازدواج می ترسید، پس با احتیاط پیش رفت و با حداقل مهریه ازدواج کرد که اگه ازدواج موفقی نبود، اموالش را از دست نده.


    نقل قول نوشته اصلی توسط رهاوتنها نمایش پست ها
    سلام دوستان
    یه چیزی به ذهنم رسید در لابلاي حرفهای شما
    اگر همون شخصی که گفتم مهریه 400 سکه همراه با حق طلاق و نصف خونه ای که داره رو بپذیره، چطور میتونه منو آزار بده ، منی که یه طلاق پشت سر گذاشتم خیلی راحت می تونم با کوچکترین چیزی مهریه رو بزارم اجرا و طلاق بگیرم و ایشون میشه بی خونه و زندگی و به قول خودش کارتن خواب میشه ، پاسپورت هم دارم و میتونم برم از کشور خارج بشم .
    حقیقت اینه که من یکی با بی اعتمادی که در من شکل گرفته فقط با داشتن همچین ابزارهایی میتونم زندگی مشترک داشته باشم . که این دو مورد هم فقط ایشون پذیرفته و بقیه موارد با مهریه هم فرار میکنن . من فقط در زندگی به خودم تکیه کردم و امید و اعتماد به کسی نداشتم
    چرا وقتی موقعیت ساختن زندگی با کنترل گری های لازمه رو دارم بهش پشت کنم.
    شما مهر و محبت و عاطفه و اعتماد و ... هیچی نمی خوای تو زندگی مشترکت؟
    فقط یه مردی باشه که چهار میخش کنی ( با مهریه و شرط و شروط) و بهتون امکان مادر شدن بده، بسه؟

    آخه آدمی که با این همه فشار نگهش داشتی، به نظرت چه حسی به شما خواهد داشت؟
    چه حسی به خودش خواهد داشت؟

    گیرم که بی خیال و منفعل و بی دست و پا بود و تو اون زندگی هم موند، احساس خوشبختی می کنی در کنار یه آدم توسری خور، ذلیل بدبخت که دست و پاش را بستی و نفسش هم در نمی آد؟

    پاسپورت هم دارم و میتونم برم از کشور خارج بشم
    کجا بری؟ مگه می تونی از خودت فرار کنی؟
    در ضمن گیرم خودت بری، بچه را طبق قوانین ایران بدون رضایت پدرش جایی نمی تونی ببری.

    این فکرهای بیهوده را از سرت بیرون کن، که با مهریه بالا و سند خونه اش و یک دست و دو پاش، مجبورش می کنم شوهر خوبی بشه.
    نشد هم بچه را برمی دارم و در می رم ....

    شما اصلا آمادگی همسر شدن ندارید، چه برسه به مادر شدن.
    چرا یه مدت نمی ری پیش یه روانکاو و روانشناس خوب که بهت کمک کنه؟
    این تصوری که از ازدواج و شوهر و بچه داری عجیبه.
    برو یه روانکاو خوب و حلش کن.
    ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 20 خرداد 97 در ساعت 19:15

  4. #74
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    سلام شیدای عزیز ،
    ما همه اینجا با کاربری مجازی هستیم تا افکارمان را به اشتراک بزاریم . منم با موضوع این خواستگار یک ساله که درگیرم ازدواج هم نکردم چون خودم میدونم مناسب نیست .
    ما اینجا نیستیم که همدیگر رو تحقیر کنیم یا همدیگر رو قضاوت کنیم . قطعا من الان مشکلات روحی زیادی دارم
    برای همین تاپیک زدم جدا نشید و طبق گفته مشاور با وجود بلاها یی که سرم اومده به نسبت بقیه جامعه اعصابم سرجاش هست .
    اولا که من توضیح دادم که اونی که تحت فشار ازدواج بود من بودم . عروسی نمی خواستم تحمیل شد. چون مطمءن نبودم . مگه من بار اول اینطور فکر کردم . مهریه یک سکه ، نصف هزینه عروسی رو هم خودم دادم . مهاجرت خودش یک استرسور هست. ازدواج یک استرسور . کار پیدا کردن در کشوری غریب استرسوریست که همین آخری فشارش یک خانواده تشکیل شده رو در خارج می پاشونه. ولی من همه رو هندل کردم . همون 6 ماه اول در کنار همه اینها ناخواسته مجبور به دو بار جابه جایی شدیم.
    این فشارها روی من بود نه ایشون. ایشون کارش همونی بود که 2 سال قبل از ازدواج بود و مکان و .... . برای من استرسور ها چندین برابر بود. اجازه خونه نشستن و فقط شوهرداری کردن هم نداشتم. با کوچکترین خطایی هم سرکوفت میشنیدم . ضمن همه اینها باید وسواس تمیزی ایشون رو هم که قبلا گفته بود هندل میکردم که کردم .
    همه اینها به یک امید بود ... تشکیل خانواده همان جور که آرزو داشتم. که فهمیدم ایشون قبلا عمل کرده و 2 سال تحت درمان بوده ، شما جای من بودید چه حالی میشدید. ؟؟
    ایشون قبل من هم نامزدی بهم خورده داشتند ، با خانواده خودش هم نمی تونست زندگی کنه. مشکل ایشون در حدی بود که مادرش زمان خواستگاری از من می پرسید شما چطور 1 ساعت با پسرم حرف میزنی؟ یا بعد ازدواج بعد یک ماه مدام میپرسید دعوا نکردید ؟ نمی دونستند هندل کردن زندکی در کشوری غریبه با کار از ساعت 5 تا 9 شب و هر روز 4 ساعت رانندگی جونی برای زناشویی هم نمیزاره چه برسه دعوا. با همه اینها من از زندگیم راضی بودم . چون هدف داشتم .انگیزه داشتم و شوهری که کار داره . چون اونجا اغلب دوستان مردها بیکار شده بودند و خرج خونه با زنها بود و به من میگفتند خوش به حالت که شوهرت کار داره!!!!
    شما خودت ظاهرا نفس تان از جای گرم بلند میشه. محبت و گرمی و ... چیه .
    من دلم به بچه دار شدن خوش بود اونم مصنوعی چون ناتوانی جنسی فیزیولوژیکی وجود داشت و این مردها را به شدت پرخاشگر و حساس میکنه و زن رو افسرده چون کاری از دستش برنمیاد. من نمیگم بی عیب بودم . اصلا از اولش مشکل خودم بودم. خود کم بینی و سازشگری و تو سری خور بی مورد.

  5. #75
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    سلام دوستان
    ببخشید که در تاپیک قبلی از موضوع مطرح منحرف شدم
    چیز دیگه ای که ذهن منو مشغول کرده اینه که من واقعا نمی تونم به مردان مطلقه اعتماد کنم . ناخودآگاه باورم شده ، چون حق طلاق با مردان هست ، اصولا هیچ دختری بی دلیل از مردش جدا نمیشه . موارد کلاهبرداری مهریه و مالی انگشت شماره . دلایلی که مردان مطلقه برخورد کردم به عنوان دلیل جدایی میگن واقعا عجیب و غریبه
    اکثرا با مورد خود بنده در قسمت مالی یکی هست . یعنی توقعات مالی نامعقول از زن یا خانواده اش .

  6. #76
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 شهریور 97 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-9-22
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    62

    تشکرشده 46 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام، خواهر عزیزم برای انجام اشتباه دوم عجله نکن! شما ازدواج و بچه دار شدن رو هدف گرفتی و میخوای در هر صورتی لوازمش رو جور کنی! اینجوری نه به هدفت میرسی نه به آرامشی که الان نداری. من یک مرد هستم، با زندگی زناشویی پر از پستی و بلندی، مردها تنها در دو صورت شرایطی رو که شما گذاشتی میپذیرن:1) واقعا عاشق شده باشن که این به معنای چشم پوشیدن از عیوب شما و انجام انتخابی احساسی، تجربه نشون داده اتیش عشق که بخوابه و عقل به کار بیفته شرایط عوض میشه و اعتراض ها و ناسازگاری های مرد شروع میشه...2) آدم بی فکری باشه که فقط برای به دست آوردن شما با توجه به اینکه از نظر شرایط از شما پایین تره، این شرایط رو قبول میکنه، یک همچین مردی هم وقتی به مرادش رسید چون بی فکر هست نمیتونه زندگی رو جمع کنه و شما نمیتونید بهش تکیه کنید و تمام عمر باید تر و خشکش کنید هرچند مدیر یک شرکت باشه، مهارت زندگی زناشویی با مهارت کاری فرق میکنه خیلیا هستن استاد و مدیر خوبی هستند اما همسر خوبی نیستند.
    مردی که شرایط شمارو قبول کنه دیگه اسمش مرد نیست و نمیتونید برای اداره یک زندگی بهش تکیه کنید.

  7. #77
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 شهریور 97 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-9-22
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    62

    تشکرشده 46 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام، خواهر عزیزم برای انجام اشتباه دوم عجله نکن! شما ازدواج و بچه دار شدن رو هدف گرفتی و میخوای در هر صورتی لوازمش رو جور کنی! اینجوری نه به هدفت میرسی نه به آرامشی که الان نداری. من یک مرد هستم، با زندگی زناشویی پر از پستی و بلندی، مردها تنها در دو صورت شرایطی رو که شما گذاشتی میپذیرن:1) واقعا عاشق شده باشن که این به معنای چشم پوشیدن از عیوب شما و انجام انتخابی احساسی، تجربه نشون داده اتیش عشق که بخوابه و عقل به کار بیفته شرایط عوض میشه و اعتراض ها و ناسازگاری های مرد شروع میشه...2) آدم بی فکری باشه که فقط برای به دست آوردن شما با توجه به اینکه از نظر شرایط از شما پایین تره، این شرایط رو قبول میکنه، یک همچین مردی هم وقتی به مرادش رسید چون بی فکر هست نمیتونه زندگی رو جمع کنه و شما نمیتونید بهش تکیه کنید و تمام عمر باید تر و خشکش کنید هرچند مدیر یک شرکت باشه، مهارت زندگی زناشویی با مهارت کاری فرق میکنه خیلیا هستن استاد و مدیر خوبی هستند اما همسر خوبی نیستند.
    مردی که شرایط شمارو قبول کنه دیگه اسمش مرد نیست و نمیتونید برای اداره یک زندگی بهش تکیه کنید.

  8. #78
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    اسیر سرنوشت گرامی ،
    خدمت شما عرض کنم که من هم عجله ای برای اشتباه دوم ندارم . اینکه کسی شرایط منو بپذیره اسمش مرد نیست رو اصلا قبول ندارم . یعنی ازدواج اول که گفت حرف مهریه بزنی بهت میفهمونم با کی طرفی ... با اون سرگذشتی که من نوشتم مرد بود ؟ اون که من باید برای رابطه جنسی از این دکتر به اون دکتر میبردمش. اتفاقا فهمیدم وقتی مردی ایرادی اساسی داره ...مثلا مشکل جسمی یا هدفش یه عمر زندگی نیست .... هیچ شرطی هم قبول نمیکنه .
    ضمنا ایشون هم به سادگی قبول نکردند . مدتی که کامل انصراف دادند و رفتند و دورهاشونو زدند و دوباره برگشتند . مسلما من اگر سابقه ازدواج نداشتم نه با همچین شخصی وارد مذاکره میشدم نه ایشون شرط های منو قبول میکرد . ایشون با توجه با سابقه من و شناخت خانوادگی اطمینان حاصل کرده نه من دنبال مهریه ام و نه طلاق .
    از نظر من نه کسی که هیچ تضمینی نمیده نشون دهنده مردانگی هست و نه کسی که شرایط منو بپذیره . کاربر محترم ، قانون ازدواج ایران مشکل اساسی داره و من حقیقتا نمیدونم چرا فکری به حال آن نمیکنند . طلاق گرفتن باید برای زن و مرد مساوی مشکل باشد نه برای یکی کندن کوه قاف و برای دیگری بدون دلیل . اگر مرد حق طلاق بی دلیل داشته باشد لااقل زن هم داشته باشد . هر چند من این رو نمی پسندم باید زمان جدایی و موانع جدی در کار باشد .
    در مورد اینکه مرد رو باید تر و خشک کرد منظورتون رو نفهمیدم . اصولا من کمتر مردی دیدم که حتی خرج زندگی رو تنهایی بتونه بده . یعنی همین یه کار رو هم که طبیعت و قانون بر دوششون گذاشته نمی توانند به تنهایی انجام بدهند چه برسه به جمع کردن زندگی .
    یادمان باشه اصولا ازدواج و مهریه و .... پایه دینی داره و مرد در طبیعتش نیست پای یک زن بماند . مرد اگر مرد باشه از همون اول کاری میکنه که دل و ذهن شریک زندگیش آروم باشه و بار ترس جدایی رو دوش خودش میاندازه . نه مثل من که فکر کردم بدون مهریه و بدون حق طلاق برم به جنگ زندگی و بار و ترس همه چی رو به دوش بکشم . آخرشم طلاها و پس انداز خودم رو بدم بابت رستوران ها .
    از نظر من مهریه و حق طلاق در ایران حداقل حقوق هایی ست که زن باید داشته باشه تا در ازدواج به سبک ایرانی و قانون غلط ما حداقل آسیب نبیند و مال و جانش رو نبازد .
    یه دادگاه خانواده برید و ببینید در حال حاضر مردان زنان را می چاپند یا زنان مردان را.

  9. #79
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 01 تیر 97 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1396-8-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    1,325
    سطح
    20
    Points: 1,325, Level: 20
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 75
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 56 در 43 پست

    Rep Power
    21
    Array
    در ادامه باید اضافه کنم ، متاسفانه یا خوشبختانه بنده هرگز در زندگی روی کسی حساب نکردم که از این به بعد بکنم.
    در واقع دنبال همراه هستم نه کوله بر زندگی خودم. بنده حتی یکبار هم خواستگار هم سطح نداشتم چه برسه بالاتر که باری از دوش من بردارد و همین مورد هم همین که کار داشت و میگفت هزینه های خودت را بده برای من جای بسی خوشحالی بود و من هم راضی بودم ولی نمی دونستم توقع در طول زندگی بالا میره و درخواست ها شروع میشه.ضمنا از اینکه من باید هزینه های ivf رو بدم ناراحت نبودم از اینکه جسمم تحت فشار میرفت و ایشون نمیخواست کلا بچه ناراحت بودم و البته تنهایی. حق ابراز ناراحتی برای پنهان کردن مشکل ایشون هم نداشتم .خیلی راحت میگفت حالا که فهمیدی بیا طلاقت بدم برو با هر کی دلت خواست ازدواج کن !!! مگه ازت پول خواستم بابت طلاق !!!!
    خب حالا یکی مثل من که ترس از آبرو داره و ترس از طلاق ، خب با کوچکترین تهدید به طلاق کوتاه میاد دیگه . چکار کنه؟
    خلاصه اینکه من دنبال تر و خشک نکردن کسی نیستم .اتفاقا زن لذت میبره از مدیریت مرد و تر و خشک کردنش. دنبال تکیه گاه هم نیستم. همین که بار نباشه کافیه. نه اینکه من دلم نخواد . زمانه عوض شده مردها مثل قدیم مرد نیستند که هیچ ، احتیاج به هزار جور تکیه گاه دارند خودشون.

  10. #80
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 شهریور 97 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-9-22
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    62

    تشکرشده 46 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام، اینکه گفتم مردی که شرایط شما رو قبول کنه مرد نیست منظورم شرط حق طلاق بود، ببینید زن یک موجود احساساتی است و هر اتفاق پیش پا افتاده ای در زندگی رو بزرگ میبینن چون جزئی نگر هستند فکر میکنند دنیا به آخر رسیده، اگه حق طلاق دست همچین موجودی باشه به نظرت آمار طلاق الان کمتر از 90 درصد بود؟ خانم ها احساساتشون بالا پایین زیاد داره، الان تصمیم میگیرن فردا پشیمون میشن، نمیشه حق فسخ ارتباط مهم ازدواج رو به دست زن داد، باید دست مرد باشه چون سهم عقلش از احساسش بیشتر هست، حالا این وسط آدم مریضی مثل شوهر سابق شما پیدا میشه از این سو استفاده می کنه، این دلیل نمیشه که بگید قانون مشکل داره و حق طلاق باید دست زن باشه.... بگذریم در مورد زندگی قبلی شما من از تصمیماتتون حیرت کردم به خدا، طلب مهریه نکردن و خرج مراسم عروسی رو دادن و تحقیق درست حسابی نکردن ... خیلی ناشیانه کار کردید و نمی دونم اطراف شما ببخشید فرد عاقلی پیدا نمیشه راهنماییتون کنه، این مواردی که شما زیر بار رفتید از حقوق بدیهی خانمهاست.
    شما روحیه خوبی دارید با گذشت سختکوش مهربان مسئولیت پذیر، اینها خصوصیات خوبی هستند که هر خانمی نداره، باید از بابت اینها به خودت افتخار کنی...
    اما در کنار همه این خصوصیات خوب یک مقدار اعتماد به نفست از نظر انتخاب همسر ضعیف هست و کمی به اصطلاح آشفته و گیج نشون میدی (البته خودم کمی این خصوصیات منفی رو دارم)...
    دقت کن ببین برای چی میخوای ازدواج کنی الان؟ برای داشتن بچه؟ برای دراومدن از تنهایی؟ برای خلاصی از حرف مردم؟ نگرانی از بالا رفتن سن؟
    منتظر جواب شما هستم


 
صفحه 8 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.