میان بزم تو گردان چو خمرم
گه رزم تو سابق چون سنانم
اگر چون برق مردن پیشه سازم
چو برق خوبی تو بی زبانم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
میان بزم تو گردان چو خمرم
گه رزم تو سابق چون سنانم
اگر چون برق مردن پیشه سازم
چو برق خوبی تو بی زبانم
تشکرشده 116 در 62 پست
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
مرا گویی بدین زاری که هستی
به عشقم چون برآیی من چه دانم
منم در موج دریاهای عشقت
مرا گویی کجایی من چه دانم
تشکرشده 116 در 62 پست
ما را کهدرد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
دلا مباش چنين هرزه گرد و هر جايي
كه هيچ كار ز پيشت بدين هنر نرود
تشکرشده 116 در 62 پست
دل به رغبت می سپارم جان به چشم مست یار
گرچه هشیاران ندادند اختیار خود به کس
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
ساقي حديث سرو و گل و لاله مي رود
وين بحث با ثلاثه غساله مي رود
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در این منگر که در دامم که پر گشت است این جامم
به پیری عمر نو بنگر چه شیرین است بی خویشی
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
تشکرشده 116 در 62 پست
داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ
هر کجا بیندم از دور کند
چهره پرچین و جبین پر آژنگ
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)