آنی عزیزم
من هیچوقت دوربین را تنها به سمت مادرم نگرفته ام و هیچوقت ادعای این را ندارم که من بهتر از آنها می دانم و مطمئنا اگر من هم روزی مادر بشوم من هم اشتباهاتی خواهم داشت.اما من در برابر اشتباهاتم مقاومت نمی کنم.
تمام این تاپیک را اگر بخوانیم می بینیم که بارها به اشتباهاتم پی بردم و بارها دوستان و شما بهم گفتین که اشتباه کردم و تمام تلاشم را کردم که دیگر اشتباهم را تکرار نکنم. اما مادر من اصلا حاضر نیست حتی فکر کنه که کاری که کرده اشتباه است.انی عزیزم شما اگر راهی را در زندگی بروید و در سن 50 سالگی به روزمرگی برسید و احساس خوشبختی نکنید آیا دخترتان را هم به این سمت می کشانید که راه شما را برود؟ مطمئنا جواب شما "نه "است جواب مادر من هم "نه" است اما در واقع مادرمن دارد اینکار را می کند و بدتر از آن اینکه فکر می کند که دخترش را آزاد گذاشته است و بدتر اینکه فکر می کند که خیلی بهتر از مادرهای دیگر است و این طرز تفکر و سدی که مادر من جلوی خودش کشیده است مانع این می شود که من را بفهمد. یا حداقل بگذارد من خودم را و مهسای واقعی را به او نشان بدهم.
اگر این راهش نیست اگر بحث ،دعوا،جنگ و ... راهش نیست آنی عزیزم راهش چیست؟
سلام BABY عزیز
ممنون از توجه شما.تاپیکتان را خواندم و به نظرم بسیار جالب بود.












علاقه مندی ها (Bookmarks)