1- مغرور
2- رفتارهای مردانه و قدرت طلبی
3 - انعطاف پذیری کم
4- کنترل یک مرد
5- انتقاد فراوان و سرکوفت!
منم مگه براش چیکار کردم تو این یه سال و نیمه؟ به جز
سرکوفت؟ به جز اینکه بهش گفتم
نیروی جنسی نداری اونهم هزاران بار! به جز قهر های طولانی و
عصبانیت های فوری...خدا وکیلی زیاد
قدم مثبت برنداشتم،
فداکاری نکردم،
اعتماد به نفسشو ازش گرفتم، بهش این حسو دادم که
شعور نداره عرضه نداره بی مسئولیته ...
جدی می گم من
هیچ تلاشی نکردم
هیچ تلاشی به جز دعوا و قهر!
هیچ وقت نشده که جتی چند روز پشت سرهم محبت بی قید و شرط بهش بکنم، اذیتش نکنم و غر نزنم، راست میگم هیچوقت نشده
منم ا
منم اگه بودم یه زن خوشگل ولی بد اخلاق غرغروی مغرور رو دوست نداشتم!
ولی تا حالا نشده حتی یه بار بدون قهر و دعوا از کنار اشتباهاش بگذرم!
اینم از من!
ولی
خوب منم زیاد زن خوبی نبودم براش،
وقتی زندگی زنهای این تالار رو میخونم که چه ها کردن برای زندگیشون واقعیت برام معلوم میشه، می بینم که از بس لوس و مغرورم فکر میکنم مثلا همین که باهاش ازدواج کردم خودش کلیه!
درسته در بعضی جاها اعتماد به نفس ندارم ولی بعضا هم
زیادی خود بزرگ بین هستم ، شاید بهتره اول شخصیت خودمو متعادل کنم، عین یه الاکلنگ می مونم که یه سرش تو هواس یه سرش تو زمین! باید متعادل بشم
حتی اگه زبونم لال زندگیم به جایی نرسید باز این بار مثل دفعه قبل همه مشکلاتو نریزم سر اون بدبخت و خودمو تبرئه کنم
اینم اعترافات صمیمانه من
علاقه مندی ها (Bookmarks)