RE: تغییر خانم میناچ بر اساس یک برنامه ی مشخص
ازش خواستم دلیل دروغ گفتنشو بگه خیلی اصرار کردم، بالاخره به خدا قسم خورد که(این قسمو تا حالا هیچ وقت به دروغ نگفته) اصلا دروغ نگفته و درسته اسم منو به عنوان خریدار نیورده اما در توضیحاتش ذکر شده که نصفش در سند بایستی...............
میگه اگه به عنوان خریدار اسمت ذکر میشد باید امضا میکردی و تو نبودی که اونجا،تازه یکی دو روز دیگه سند میخوره و خیالت راحت میشه.
نمیدونم راست میگفت یا دروغ اما فرضو بر این گذاشتم که داره راست میگه.چون اینا اصلا واسم مهم نبود فقط میخواستم بدونه که دیگه بهم دروغ نگه و بدونه که اگه بهم دروغ بگه از زندگی خوب خبری نیست.(چون باهاش یک کلمه حرف نمیزدم،غذا هم درست نمیکردم ،ضامنشم نشدم و......)(ببخشید باهاتون هماهنگ نبودم چون دعوام میکردید)
راستی یه خبر بهتون بدم تعجب کنید! (آقای تسوکه راستی مثبتاتونو کجا ذخیره میکنید؟!)
دیروز به اصرار منو برد پیش متخصص زنان و تقریبا دو سه ساعتی تاوقتی نوبت من شد منتظر موند!!!!! سعی میکنم این مشکلمم حل شه.!!!!!!!!!!!!
دکتر گفت از لحاظ روحی روانی باید بپذیری، جالب این که گفت یک نامه واسه شوهرت مینویسم بگو بیاد فردا از منشیم بگیره!!!
بهش گفتم قبول کرد امروز حتما بره و نامه رو بگیره.تو راه باهاش خیلی صحبت کردم و خواستم که حتی یه دروغ کوچولو هم بهم از این به بعد نگه،ظاهرا که قبول کرد .
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)