به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 106

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 بهمن 93 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,786
    سطح
    24
    Points: 1,786, Level: 24
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خواهشا منو راهنمایی کنید که برای مشکل پدرم باید پیش روانشناس بالینی بره یا روانپزشک؟ و ممکنه یه فرد معتبر و وارد رو بهم معرفی کنین؟ که تجربه مراجعه بهش رو داشتین و نتیجه گرفتین حالا خودتون یا اطرافیانتون، ممنونم که تنهام نمی ذارین . جز اینجا باور کنین کسیو ندارم

  2. کاربر روبرو از پست مفید رویای آرامش تشکرکرده است .

    hedye63 (چهارشنبه 07 خرداد 93)

  3. #2
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    سلام

    رویای آرامش

    لطفاً به مادرتو بگید قبل از هر صحبتی با پدرش مشاوره بگیره . محتوای حرفهاش بد نبوده اما بی پرده گویی و روش سرزنش

    مدارش خوب نبوده .

    پدرتون داره هوار میزنه که به توجه نیاز داره و شما بچه و مادرتون یک جبهه شدید و او تنها مانده و این اشتباه هست . از این

    فرصت و حرفهاش استفاده کنید و یک جلسه چهار نفره با هم بگذارید در اون جلسه مادرتون بیان کنه که من به سهم خودم

    اشتباهاتمو می پذیرم و همیجا در حضور بچه ها از شما تقاضا می کنم در یک جلسه دو نفره هرچه ناراحتی از من داری و بین

    ما زن و شوهر هست را به من بگویی و در این جلسه هم به عنوان یک خانواده بیایید مسائلی و حرفهای ناگفته خودمونو به

    هم بگیم . و شما و مادر و خواهرتون سعی کنید با لحن خوب و در عین تایید نیاز به حضور پدرتون و قد ردانی از زحماتش

    حرف بزنید .

    ناراحتی هایی که از او دارید را بدون سرزنش و متهم سازی و با حفظ شخصیتش بیان کنید یعنی رفتاری که ازش ناراحتین

    را از شخصیتش جدا کنید و بگید و سعی کن شما مدیریت جلسه را داشته باشی و هرجا بیان مادر یا خواهرت خوب نبود

    اصلاحش کنی و منظور درست را برسونی . و از پدر هم بخواهید هرگله و نارضایتی که داره بیان کنه .

    به حرفهای امین توجه کن و همچنین محسن عزیزی که مشاور تالار هست و حرف بقیه اگر در این راستا بود را توجه کن اگر

    نه اهمیت نده .


    یک بار دیگر کامل راهنماییهای مدیر و بنده و جناب محسن عزیزی و امین و دیگرانی که هماهنگ با مدیر و مشاور تالار هست

    را مطالعه کن و نکته های لازمه را در بیار .

    جایگاه پدرتون در خانواده آسیب دیده و اذیت میشه و به هردری ولو غلط میزنه که توجه جلب کنه . لطفاًاون رفتارش با خواهرت


    رو فراموش کنید و از این فرصتی که خودش تا این مقدار حرف زده با مادرتون استفاده کنید . یادتون هست که می گفتید

    پدرتون اصلاً حرف نمیزنه و سکوت میکنه ... اما می بینید که یک ذره مادر بهش نزدیک شده ( با همه روشهای اشتباهی که

    داشته ) او داره حرف میزنه . باور کنیدهرچه مادر بیشتر باهاش حرف بزنه و محبت کنه وضعیت بهتر میشه البته انتظار سریع

    نتیجه گرفتن را نداشته باشید یعنی با عجله پیش نرید .

    مادرتون بگه من میرم مشاوره تا سهم خودمو از مشکلات پیدا و اصلاح کنم چون مطمئنم من اشتباهات زیادی داشته ام که

    البته از روی ناآگاهی بوده نه عمدی . میرم مشاوره تا بفهمم و اصلاح کنم از تو هم میخواهم بهم کمک کنی که مهمترین

    کمکت اینه که انتظاراتت و ناراحتیهات به من رو بهم بگی .
    باز هم تأکید می کنم مادرت یک طرفه دست بکار بشه . همین

    جملاتی که من گفتم را اگر عیناً و با با پذیرش به پدرتون بگه انقلابی در او ایجاد میکنه ولو بروزش ندهد .

    لطفاً به مادرتون بگید راهکارهای ما را بکار بگیرد و زمینه صحبت او و خواهرتان را هم فراهم کنید بگذارید ترس در وجود

    خواهرتون هم بشکنه و به خواهرتون بفهمانید که پدرتون گفته که منظورش را درست نفهمیدی و خواسته با تو درد دل کنه

    منتها زمان مناسبی را انتخاب نکرده و بگید که پدر انتظار داره ببخشیش اگر باعث ترست شده و از پدر هم بخواهید که

    همین را به خواهرتون بگه .





  4. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    Aram_577 (چهارشنبه 09 مرداد 92), del (شنبه 12 مرداد 92), majid_k (جمعه 08 شهریور 92), mohammad6599 (پنجشنبه 10 مرداد 92), گل آرا (چهارشنبه 09 مرداد 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 10 مرداد 92)

  5. #3
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظرم ایده خودت خوب هست.باخواهرت صحبت کنیدتامقداری ازتنفرش کاسته بشه(یابه یک مشاور مراجعه کند تامقداری آرامترباشد،خاطرات خوبی که ازپدر داردمیتواندمقداری کمک کند) تابتونه حرفهای پدر روبشنود واگه پدرت خواست خودش باخواهرت صحبت کند نترسیدواقعا میخواهد جبران کند.مادرت بدون ایجاد تنش وحساسیت با دائی هم صحبت کند تازاغ سیاه خواهرت راچوب نزند و هرحرفی دراین مورد داشت فقط محرمانه به مادرت بگویدوخودخواهرت هم اینورعایت کندوخودشو درکانون حساسیت پدرقرارندهد. مادرت درموردتمایل جنسی پدر طوری صحبت نکند که او مجبورباشد کلا انکارکند شایدمادرت خودش روشهای بهتری برای شناخت پدر دراین زمینه داشته باشدولی اگه احساس کرداو تمایل به معاشقه سطحی دارد بیشتر درکش کند.حتما در زمان آرامش این راهکارهارو انجام بدهیدالان مواقع خوبی هست حساسیت ها کمترشده وپدر کارهای خانواده رامصنوعی نمیبیند.اگرشماهم با تنفر نگاه پدرکنیداون بنده خداواقعا گم میشه وفراموش میکند دراین خانواده کیه وهویتش چیست نگاه محبت آمیز شماوتجدیدخاطرات خوب زندگی با او بسیارموثرهست...امیدوارم دوستان چندروانشاس بالینی متبحربه شمامعرفی کنند

    - - - Updated - - -

    به نظرم ایده خودت خوب هست.باخواهرت صحبت کنیدتامقداری ازتنفرش کاسته بشه(یابه یک مشاور مراجعه کند تامقداری آرامترباشد،خاطرات خوبی که ازپدر داردمیتواندمقداری کمک کند) تابتونه حرفهای پدر روبشنود واگه پدرت خواست خودش باخواهرت صحبت کند نترسیدواقعا میخواهد جبران کند.مادرت بدون ایجاد تنش وحساسیت با دائی هم صحبت کند تازاغ سیاه خواهرت راچوب نزند و هرحرفی دراین مورد داشت فقط محرمانه به مادرت بگویدوخودخواهرت هم اینورعایت کندوخودشو درکانون حساسیت پدرقرارندهد. مادرت درموردتمایل جنسی پدر طوری صحبت نکند که او مجبورباشد کلا انکارکند شایدمادرت خودش روشهای بهتری برای شناخت پدر دراین زمینه داشته باشدولی اگه احساس کرداو تمایل به معاشقه سطحی دارد بیشتر درکش کند.حتما در زمان آرامش این راهکارهارو انجام بدهیدالان مواقع خوبی هست حساسیت ها کمترشده وپدر کارهای خانواده رامصنوعی نمیبیند.اگرشماهم با تنفر نگاه پدرکنیداون بنده خداواقعا گم میشه وفراموش میکند دراین خانواده کیه وهویتش چیست نگاه محبت آمیز شماوتجدیدخاطرات خوب زندگی با او بسیارموثرهست...امیدوارم دوستان چندروانشاس بالینی متبحربه شمامعرفی کنند

  6. 2 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    del (شنبه 12 مرداد 92), اشنای قدیمی (سه شنبه 19 شهریور 92)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 بهمن 93 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,786
    سطح
    24
    Points: 1,786, Level: 24
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متاسفانه با مادرم هم که صحبت می کنم اصلا تمایلی نشون نمی ده که کاری کنه. یعنی حق هم داره هم بسیار بسیار داغونه هم از پدرم نفرت زیاد داره هم اینکه اصلا پدر من همکاری نمی کنه. کلا ببخشید احمقه. اگه نبود که اینکارو میکرد آیا؟ پدرای مردمو که می بینم می خوام بمیرم. پدرم مدام خواهرم رو چک میکنه دیروز مادرم میگه پدرم اوومده خونه و دیده خواهرم خونه نیست مادرم گفته رفته بیرون کمی بگرده حوصلش سر رفته بود پدرم به مادرم گفته نه دروغ می گه حتما باز رفته فلان پارک با پسرا. دوییده رفته پارک سر کووچه دنبالش. دیده اونجا نیست. به مادرم گفته نذار تنهایی بره بیرون. مادرم گفته تنهایی نرفته با دوستش رفته من می شناسمش خانوادش فرهنگین آدمای خوبین. گفته نه نذار با کسی بره بیرون. این دروغ میگه. مادرم بهش گفته من از گرگ توی خونه می ترسم گرگ بیرون به اندازه گرگ خونه ترس نداره. اونم گفته خوردم که خوردم مال خودمو خوردم. فکر کنین عقلش در این حده البته این حرفش جدید نیستا از روز اول همینو می گفت. احمقه دیگه. فکر نمی کنم اصلا احساس پشیموونی یا گناه بکنه. مادرم می گفت امروز صبحم با آهنگ ماهواره می رقصییده واسه خودش انگار نه انگار . مادرم میگه با ید اونقدر تحمل کنیم تا خواهرم عروسی کنه. مادرم همونطور که گفتم در امدی هم واسه روانشناس رفتن نداره. می گم من می دم برو.. میگه با یه جلسه که تموم نمیشه . چند بار باید برم. هر بار هم حداقل 50 60 تومن می خواد

    - - - Updated - - -

    پول پدرم دست مادرمه اما پدرم حساب پولها رو داره و مادرم میگه اگه بفهمه می ترسم همونم ازم بگیره و اونوقت اوضاعم خیلی بد میشه . مادرم خیلی داغوونه

    - - - Updated - - -

    با اینحال می خوام که یه روانشناس با لینی متبحر در این زمینه بهم معرفی کیند ممنونم

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 آذر 92 [ 09:21]
    تاریخ عضویت
    1389-9-17
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    2,590
    سطح
    30
    Points: 2,590, Level: 30
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    49

    تشکرشده 92 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزيز از اتفاقي كه افتاده بسيار ناراحت شدم. اميدوارم كه به اميد خدا مشكلتون به زودي و به خوبي حل بشه.
    يه سري پست ها رو خوندم به نظر من راهكارهاي داده شده خيلي خوبه اما براي يه آدم منطقي. متاسفانه و با عرض پوزش به نظر من پدر شما نه تنها منطقي نيست بلكه به بيماريش انقدر حاد شده كه به عمق فاجعه هم پي نبرده (وقتي به مادرتون گفته خوردم كه خوردم) انقدرگويا يه حس مالكيت نسبت به خواهرتون داره كه فراتر از حس پدر و فرزنديه و طبعا نميشه از كسي كه فكر نمي كنه بيماره بخواهيد كه به پزشك مراجعه كنه.
    متاسفانه من تخصصي در اين امور ندارم اما احساس مي كنم به يه راه حل قوي تر و محكم تر نيازمنديد

  9. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    چرا مادرت همکاری نمیکنه ؟؟؟؟؟
    کار پدر شما اشتباهه ولی مادر شما هم تو بیشتر به ضلالت فرو رفتن شوهرش سهیمه !!!
    مادرت حق داره، متنفره.
    اما الان این که مادر شما تیکه بندازه و تنفرش رو ابراز کنه که دلش خنک بشه مهم تره یا اینکه زودتر خواهرت به زندگی طبیعی برگرده؟؟؟
    چرا مامانت همکاری نمیکنه آخه.

    شما گفتی پیشنهاد میدی مادرت بگه:
    می دانم با مشکلی مواجه شدی که اینطور شدی .
    میخواستم بگم همین رو هم نگه ! که اشاره غیر مستقیمم به این مشکل حاد نشه. که پدرت به مادرت اعتماد کنه. چه برسه به تیکه و مستقیم !!!
    خب مامانت اون حرف رو زد بابات روش بیشتر باز شد و گفت مال خودمه !!!

    بازم میگم. همتون حق دارین. ماها حتی نمیتونیم تصور کنیم ! اما راهش اینی نیست که مامانت در پیش گرفته. اینجوری بدتر میشه.

  10. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 مهر 93 [ 16:46]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    1,226
    سطح
    19
    Points: 1,226, Level: 19
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 74 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    متاسفانه در خانواده شما ذره ایی احترام به بزرگتر و پدر و مادر دیده نمیشه.شما مجوز اینکه پدرتون رو احمق خطاب کنید از مادرتون گرفتید؟من نمیخواستم در تاپیک شما نظر بدم ولی واقعا با دیدن اینکه شما پدرتون رو با الفاظ اینچنینی خطاب میکنید تمام بدنم رو لرزوند.شما که دائما پدرتون رو با پدرهای دیگران مقایسه میکنید بهتره فرزندان دیگران هم بهتر بشناسید و بعد از توقعاتتون صحبت کنید.حتما به تنهایی از زمانی که نوزاد بودید و توانایی انجام هیچ کاری رو نداشتید تا الان زندگی کردید بدون نیاز به پدر.احترام به پدر و مادر واجبه احترام بذارید تا جوابش رو بگیرید.

  11. 3 کاربر از پست مفید شقایق تنها تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (شنبه 12 مرداد 92), khaleghezey (پنجشنبه 05 دی 92), اشنای قدیمی (سه شنبه 19 شهریور 92)

  12. #8
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    رفتارانسانهابراساس عمل وعکس العمل هست.عکس العملهای بعدی پدرت مهم هست با این توضیح بیشتر ذهنت روشن میشه:عمل(گرایش زیادخواهربه مادرعدم توجه به نیازهای پدرانه ورعایت عدالت بین پدرومادر؛؛پدرت میگه من محبت بچه هام رومیخام؛؛+مشکوک بودن رفتارهاش خارج ازخانه)عکس العمل پدر_باتوجه به پستهای ۳۳،۷۳،۸۷(باتوجه به فراهم نبودن موقعیت برای قانع کردن دختر:بازی وسربه سرگذاشتن وسپس سکوت اولیه دربرابراولین اعتراضهای خانواده چون به زعم خودش کلاه شرعی دارد)وقتی خواهرت به هم ریخته پدرسعی میکند به او بفهماند نباید خارج ازخانه مشکوک باشد بازشرایط فراهم نیست ؟پدرت درجواب مادرت که بهش میگه حالاکه فکرمیکنی دخترت باکسی هست بایدباتوباشد؟میگه منظورمن این نبود.البته اینجا خواهرت درابتدا حق داره چون گیج وشوکه شده_بازعکس العمل پدرت میشه تهدید موقعیت آینده(جهیزیه وامضا)بعضی صحبتهای مادرت درتوجیه رفتاردخترش باعث تخفیف خشم پدرمیشه اما یک پدر نمیپذیرد دخترش خارج ازخانه سبک ومشکوک باشه(اگه پسرش بود توجیهات مادرت رواحتمالا میپذیرفت)بازعکس العمل پدرت میشه چک کردن خواهروحتی تاپارک رفتن(ببین پدرت خسته ازمحل کاراومده ولی با این وجودتاپارک رفته واین نشون میده کارهای خواهرت براش جدی هست)چون هنوز عمل وکنشی که باعث خشم پدرت هست وجود دارد.......................................... .................................................. .................................................. ..................الان باید کنش جدیدی که باعث تحریک خشم پدرمیشودروبررسی وحل کرد؛ خواهرت سعی کنه بیشتر بامادرت بیرون برود قبل ازتاریک شدن،خونه باشه وخودش هم درصورت امکان نامه ای به پدرش بنویسه با این مضمون یاشبیه به این"سلام پدرعزیزم،میدونم خودت هم خسته ای میدونم باخودت میگی حق من نیست که یه وقت دخترم هرزه وخیابونی باربیاد،ولی پدرعزیزم!مگه من سرسفره توبزرگ نشدم؟مگه به لقمه ای که دهن من گذاشتی شک داری؟مگه عرق نریختی واسه رزق حلال؟حالاچی شده تا ۲۱سالم شد درمعرض بدبینی وسوء ظن توقرارگرفتم؟پدرعزیزبهترنب ود قبل ازشک به من ازم بپرسی که دخترم به زندگی شرافت مندانه اعتقاد داری یانه؟پدر من به حجب وحیا دخترانه اعتقاد دارم و هیچوقت به مگس های خیابونی اجازه نمیدم دنبالم راه بیفتندحتی اگه بمیرم حیای ذاتیم روزیرپانمیذارم ولی ازت انتظار داشتم قبل ازاینکه یه طرفه به قاضی بری ازم توضیح میخواستی یابه مادرم میگفتی تااو ازم توضیح بخاد.پدرعزیز بهت اطمینان میدهم اهل کجروی نیستم و..." مادرت هم به پدرت اطمینان بدهد خودش مواظب دخترش هست واجازه نمیده دخترش دراین زمینه اشتباه کند؛؛خلاصه به هرطریقی پدرت رو میشناسیدخیالشوراحت کنید وخواهرت،بیرون ازخونه کاملامواظب رفتارهاش باشد؛؛.بعدازاین اقدامات، واکنشهای پدرت بسیارتعیین کننده هست اجازه بدید خودش هم موقع مناسب بادخترش صحبت کنه.(این پست همسو باراهکارهای کوتاه مدت ومیان مدتی هست که تا حالا درتایپیکت دیده ای)

    - - - Updated - - -

    رفتارانسانهابراساس عمل وعکس العمل هست.عکس العملهای بعدی پدرت مهم هست با این توضیح بیشتر ذهنت روشن میشه:عمل(گرایش زیادخواهربه مادرعدم توجه به نیازهای پدرانه ورعایت عدالت بین پدرومادر؛؛پدرت میگه من محبت بچه هام رومیخام؛؛+مشکوک بودن رفتارهاش خارج ازخانه)عکس العمل پدر_باتوجه به پستهای ۳۳،۷۳،۸۷(باتوجه به فراهم نبودن موقعیت برای قانع کردن دختر:بازی وسربه سرگذاشتن وسپس سکوت اولیه دربرابراولین اعتراضهای خانواده چون به زعم خودش کلاه شرعی دارد)وقتی خواهرت به هم ریخته پدرسعی میکند به او بفهماند نباید خارج ازخانه مشکوک باشد بازشرایط فراهم نیست ؟پدرت درجواب مادرت که بهش میگه حالاکه فکرمیکنی دخترت باکسی هست بایدباتوباشد؟میگه منظورمن این نبود.البته اینجا خواهرت درابتدا حق داره چون گیج وشوکه شده_بازعکس العمل پدرت میشه تهدید موقعیت آینده(جهیزیه وامضا)بعضی صحبتهای مادرت درتوجیه رفتاردخترش باعث تخفیف خشم پدرمیشه اما یک پدر نمیپذیرد دخترش خارج ازخانه سبک ومشکوک باشه(اگه پسرش بود توجیهات مادرت رواحتمالا میپذیرفت)بازعکس العمل پدرت میشه چک کردن خواهروحتی تاپارک رفتن(ببین پدرت خسته ازمحل کاراومده ولی با این وجودتاپارک رفته واین نشون میده کارهای خواهرت براش جدی هست)چون هنوز عمل وکنشی که باعث خشم پدرت هست وجود دارد.......................................... .................................................. .................................................. ..................الان باید کنش جدیدی که باعث تحریک خشم پدرمیشودروبررسی وحل کرد؛ خواهرت سعی کنه بیشتر بامادرت بیرون برود قبل ازتاریک شدن،خونه باشه وخودش هم درصورت امکان نامه ای به پدرش بنویسه با این مضمون یاشبیه به این"سلام پدرعزیزم،میدونم خودت هم خسته ای میدونم باخودت میگی حق من نیست که یه وقت دخترم هرزه وخیابونی باربیاد،ولی پدرعزیزم!مگه من سرسفره توبزرگ نشدم؟مگه به لقمه ای که دهن من گذاشتی شک داری؟مگه عرق نریختی واسه رزق حلال؟حالاچی شده تا ۲۱سالم شد درمعرض بدبینی وسوء ظن توقرارگرفتم؟پدرعزیزبهترنب ود قبل ازشک به من ازم بپرسی که دخترم به زندگی شرافت مندانه اعتقاد داری یانه؟پدر من به حجب وحیا دخترانه اعتقاد دارم و هیچوقت به مگس های خیابونی اجازه نمیدم دنبالم راه بیفتندحتی اگه بمیرم حیای ذاتیم روزیرپانمیذارم ولی ازت انتظار داشتم قبل ازاینکه یه طرفه به قاضی بری ازم توضیح میخواستی یابه مادرم میگفتی تااو ازم توضیح بخاد.پدرعزیز بهت اطمینان میدهم اهل کجروی نیستم و..." مادرت هم به پدرت اطمینان بدهد خودش مواظب دخترش هست واجازه نمیده دخترش دراین زمینه اشتباه کند؛؛خلاصه به هرطریقی پدرت رو میشناسیدخیالشوراحت کنید وخواهرت،بیرون ازخونه کاملامواظب رفتارهاش باشد؛؛.بعدازاین اقدامات، واکنشهای پدرت بسیارتعیین کننده هست اجازه بدید خودش هم موقع مناسب بادخترش صحبت کنه.(این پست همسو باراهکارهای کوتاه مدت ومیان مدتی هست که تا حالا درتایپیکت دیده ای)

  13. 5 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (سه شنبه 15 مرداد 92), asemani (سه شنبه 15 مرداد 92), dokhtare kordestan (جمعه 18 مرداد 92), khaleghezey (پنجشنبه 05 دی 92), نگارگر 1986 (جمعه 01 شهریور 92)

  14. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 17 بهمن 93 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,786
    سطح
    24
    Points: 1,786, Level: 24
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 14 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دلم خیلی گرفته، مادر و مهمتر از همه خواهرم خیلی تنها و خسته اند، خواهرم خیلی خیلی غمگینه، کاش یه آدم خوب پیدا میشد و با خواهرم ازدواج میکرد، نمی تونم اصلا کار پدرم رو ببخشم و فراموش کنم، ازش خیلی نفرت دارم، کاری از دستم بر نمی یاد خیلی خسته ام

  15. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    از مدیران سایت درخواست دارم توجه ویژه ای به این مبحث داشته باشند.

    - - - Updated - - -

    دوستانی که مانند من از علوم روانشناسی و مشاوره بی بهره هستید خواهش می کنم با ابراز نظرهای غیر حرفه ای شرایط را برای رویای آرامش بدتر نکنید.

  16. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    dokhtare kordestan (جمعه 08 شهریور 92)


 
صفحه 9 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 تیر 93, 07:33
  2. تصور می کنم شایدهمسرم من را نمیخواهد( آیا ممکنه اینطور باشه ؟)
    توسط نفس65 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 92, 10:52
  3. همسرم با اونی که تصور میکردم خیلی فرق داره....
    توسط آسمونی ها در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 07 دی 92, 19:33
  4. تصورات غلط در ابتدای آشنایی و زندگی
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 اردیبهشت 88, 15:14
  5. تصورات غلط در ابتدای آشنایی
    توسط erfan25 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 08 مهر 87, 12:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.