سلام به تمام دوستان همدردی
منم صعود تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان به جام جهانی 2014 تبریک میگم;)
به افتخار ایران قشنگمان یه هورااااا...
ایران سربلند......
تشکرشده 15,109 در 3,401 پست
سلام به تمام دوستان همدردی
منم صعود تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان به جام جهانی 2014 تبریک میگم;)
به افتخار ایران قشنگمان یه هورااااا...
ایران سربلند......
O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O
http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif
asemani (سه شنبه 28 خرداد 92), reihane_b (سه شنبه 28 خرداد 92), فکور (چهارشنبه 29 خرداد 92), پدربزرگ (سه شنبه 28 خرداد 92), پرنده غريب (سه شنبه 28 خرداد 92), میشل (سه شنبه 28 خرداد 92), مسافر زمان (چهارشنبه 29 خرداد 92), باران بهاری11 (چهارشنبه 29 خرداد 92), راحیل خانوم (چهارشنبه 29 خرداد 92)
تشکرشده 901 در 185 پست
حالم نه تنها خوب نيست افتضاحه...حالا حتما بچه ها مي گن چقدر اين پرنده مي ناله...
من به جز اين جا جايي ندارم كه باهاش درد و دل كنم...قبلنا يعني تا قبل از ازدواجم دفتر خاطرات داشتم و خودم رو توش خالي مي كردم...يكي از دفترام ٣سال ازش استفاده كردم و چون توش خاطرات عشق شكست خورده ي من و خاطرات غم انگيز دوران دبيرستانم بود ولش كردم...جدايي از اين دفتر برام سخت بود چون مثل يك دوست صميمي بود...
اين سايت هم براي من نقش همون دفترم رو داره...كه خيلي دوستش داشتم...كه همراهم تو روزهاي سختم بود...
بعد از اون دفتر يك دفتر جديد خريدم ولي هيچ وقت مثل اون دفترم نشد...عين كسي كه نمي شناسيشو داري باهاش دردو دل مي كني، شايد بهم بخندين ولي نمي دونم چرا اين حس رو نسبت بهش داشتم...از اغاز سال ٩٠ اين دفترو خريدم تا يك اغاز جديدي تو زندگيم كنم ولي اون دفتر از اول انگار نحس بود و پر از خاطره غمگين...ديدم بيشتر روزهام پر از غم شده ديگه دوست نداشتم خاطراتم رو بنويسم..ولش كردم
دختر عموم از من پرسيد هنوز ميري همدردي...بهش گفتم من هيچ دوستي ندارم اينجا و تنها دوستام همين اعضايي هستند كه نمي شناسمشون
ياد صبا٢٠٠٩ به خير كه تو بدترين روزهايي كه داشتم سپري مي كردم همراهم بود...
دعام كنيد دوستان عزيزم...دارم بر مي گردم به اون روزهايي كه فقط گريه مي كردم...دقيقا انگار فيلم عقدم داره تكرار ميشه...سه روزه همش زندگيم شده جروبحث...جرو بحث نه تنها با همسرم حتى با درونم...خواهرم بهم گفته بود با اين جرو بحثت زندگيتو خراب مي كني...
حال زندگيمون اين روزا جالب نيست
خدايا يه نگاهي به منم كن...بهت احتياج دارم
خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
با انگشتان مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
asemani (پنجشنبه 30 خرداد 92), taraneh89 (جمعه 31 خرداد 92), کامران (دوشنبه 03 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 30 خرداد 92), میشل (پنجشنبه 30 خرداد 92), مسافر زمان (پنجشنبه 30 خرداد 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 30 خرداد 92), دختر مهربون (پنجشنبه 30 خرداد 92), راحیل خانوم (دوشنبه 03 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
چقدر این پرنده می ناله!!!!
یه دختر ۱۸ ساله ازدواج کرده بعد تازه عشق شکست خورده قبلی هم داشته!!!! ای بابا ...ای بابا ...ای بابا!
حالا از این آخریه که بگذریم: بقول آق مدیر شما مصداق شعر مولانا شدی: هر که او ارزان خرد ارزان دهد==گوهری طفلی به قرصی نان دهد
تو این سن و سال ازدواج کردی و همسری داری، خانه زندگی مستقل داری، به جاهای دیگه ای از دنیا سفر کردی و تجربه زندگی خارج از کشور رو داری کسب میکنی، امکان تحصیل در دانشگاههای خارج از ایران برات مهیاست بدون کنکور و...
اونوقت چون همه اینها خیلی زود و راحت برات مهیا شده، میخوای بزنی زیر همه چیز و خرابش کنی.
خوشی زده زیر دلت عزیزم.
توی این وانفسا مردم سی رو رد میکنند هنوز آرزو و حسرت اینو دارند که مهربان همسری در کنارشون داشته باشند. مردم توی این اوضاع و احوال مملکت سالیان سال آرزو بدلشون میونه که یک عروسی بروند، یک مجلس شاد و مهمانی بروند اینکه بتوانند سفری بروند.... شما از این امکانات برخورداری و به بدترین نحو از هر کدام اینها یک سوژه گریه و ناله درست میکنی.
به جای گیر دادن به همسرت و به آدمهای دور و برت و اون کشور میزبان و ماشین لباسشویی مشترک و لباس خانوم چاق در عروسی و فامیل دور در مهمانی و خاله و عمه و....یک رجوعی به خودت داشته باش. خودت رو بهتر بشناس. خودت با خودت آشتی کن. ضعفهاتو بشناس و بپذیر و در صدد اصلاحشون بر بیا.
اینهمه نعمت بهت رو کرده، خودت رو فیلتر نکن.
دوست عزیز! کفر نعمت از کف ات بیرون کند!
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
ویرایش توسط بی دل : پنجشنبه 30 خرداد 92 در ساعت 17:03
asemani (پنجشنبه 30 خرداد 92), taraneh89 (جمعه 31 خرداد 92), کامران (دوشنبه 03 تیر 92), پرنده غريب (پنجشنبه 30 خرداد 92), ویدا@ (پنجشنبه 30 خرداد 92), میشل (جمعه 07 تیر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), باران13 (پنجشنبه 06 تیر 92), دختر مهربون (پنجشنبه 30 خرداد 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 901 در 185 پست
واقعا احتياج دارم كه اين حرف ها رو از كسي بشنوم...احتياج دارم كه يكي منو دعوا كنه اين نعمت هايي كه گفتي رو ياد اوري كنه
دوست دارم جواب تك تك حرفات رو بدم و شما چشمم رو باز كني...سنم كمه و خيلي چيزا حاليم نميشه و به كمك بزرگتر احتياج دارم...جوابت رو توي تاپيك خودم ميدم
تازشم تا چند روز ديگه ميرم تو ١٩ سالگي...دارم بزرگ ميشم
خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
با انگشتان مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
taraneh89 (جمعه 31 خرداد 92), کامران (دوشنبه 03 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 30 خرداد 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), بی دل (دوشنبه 03 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سلام به همه دوستان اعضای خوب تالار و مدیران خوب تالار خیلی دلم برای شما تنگ شده است خیلی سر شلوغ است
خیلی زودتر به تالار می ایم با قدرت به کارادامه می دهم سرکار می روم سر شلوغ است
خانم بی دل محترم منتظر باش به تالار بر گردم من از شما انتقام می گیرم صد درصد
خانم بی دل محترم از دست ناراحت بودم الان ناراحت نیستم خانم بی دل نمی توانی از من انتقام بگیرد
منتظر باید خیلی زودتر به تالار بر می گردم
asemani (جمعه 31 خرداد 92), taraneh89 (جمعه 31 خرداد 92), کامران (دوشنبه 03 تیر 92), ویدا@ (جمعه 31 خرداد 92), میشل (جمعه 07 تیر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), بی دل (دوشنبه 03 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
نـــــــــــــــــــــه! به جوونيـــــــــــــم رحم کن! انتقام نــــــــــــه! بیا با هم دیالوگ کنیم. نمیشه با گفتگو حلش کرد؟
بچــــــــــــه ها! عیــــــــــــــــده! نیمه شعبان! امیدوارم همگی در پناه خداوند و در کنار عزیزانتون روزها و شبهای مملو از عشق و آرامش و پذیرش و مثبت اندیشی و...خلاصه لحظات خوب و خوشی رو بگذرونید.
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
asemani (دوشنبه 03 تیر 92), taraneh89 (دوشنبه 03 تیر 92), کامران (دوشنبه 03 تیر 92), پرنده غريب (دوشنبه 03 تیر 92), ویدا@ (دوشنبه 03 تیر 92), میشل (جمعه 07 تیر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), راحیل خانوم (دوشنبه 03 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 2,441 در 754 پست
بچه ها من چند روزه غم و اندوه زیادی دارم و اصلا دلیلشو درک نمیکنم!!! بیشتر حس میکنم افسردگی فصلی دارم! یکی اوایل تیر و یکی هفته آخر شهریور خیلی دپرس و کلافه میشم! بخصوص هفته آخر شهریور که وضوح دریافت حس غم درم بشدت تابش خورشید هویدا میشه!
در مورد آخر شهریور غم و اندوهم زمانی رفع میشه که یکی از سه اتفاق زیر بیافته:
1-بادهای خنک و نیمه خنک پاییزی اول صبح یا بعد غروب شروع به وزیدن کنه! وقتی بهم میخوره سجده شکر بجا میارم!! چه حس دلنشینی دارم (و هو الذی یرسل الریاح،هدا و بشرا...)
2-برگ درختا نارنجی قرمز بشه که با شروع ریختنشون غمهای منم میریزن (کلا عاشق نیمه دوم سال و بخصوص پاییزم!)
3-خرمالو و انار و خربزه سبزا میاد بازار!
راستی دوستای خوبم به نظرتون من افسردگی دارم؟ اگه لازم میدونید بگید تا ی تایپیک مستقل باز کنم؟
*به جادوی چشم تو شیدا شدم*
*ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
*من آن قطره بودم که با موج عشق*
*در آغوش مهر تو دریا شدم*
asemani (سه شنبه 04 تیر 92), میشل (جمعه 07 تیر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
مغزم درد میکنه
حالم خوب نیست. بانک نوازشی ام خالی شدههمینجوری یهویی
یکی منو بغل کنه یکی منو نوازش کنه
تنها خسته غریب بی کس دلتنگ سردرد له له
وقتایی که شوشو خونه است،خسته میشم غصه دار میشم بعد منو هیشکی تحویل نمیگیره، اونوقت میگم یکی منو بغل کنه، اونوقت شوشو زودی بلند میشه میگه عزیـــــــزم خودم بغلت میکنم . الان شوشو هم نداریم. بخت بختیم.
دلم غصه میخوره![]()
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
asemani (پنجشنبه 06 تیر 92), پدربزرگ (شنبه 08 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 06 تیر 92), میشل (جمعه 07 تیر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
خانم بی دل ، با این حساب باید به ما مجردها گفت (جان سخت)
یا عکس اون اتفاق بیافته و نیاز لازم بشیم
پاش بیافته در و دیوار رو هم بغل می کنیم!!!
سکوت سرشار از ناگفتههاست_____________________________
ویرایش توسط keyvan : پنجشنبه 06 تیر 92 در ساعت 00:29
asemani (پنجشنبه 06 تیر 92), پدربزرگ (شنبه 08 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 06 تیر 92), میشل (جمعه 07 تیر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), بی دل (پنجشنبه 06 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
تشکرشده 8,601 در 1,498 پست
خدا خیرت بده آقا کیوان. یه دل سیر منو خندوندی. امیدوارم خداوند یک دلبر شایسته و یک عشق آسمونی هم نصیب شما بکنه ...
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
asemani (پنجشنبه 06 تیر 92), پدربزرگ (شنبه 08 تیر 92), ویدا@ (پنجشنبه 06 تیر 92), مسافر زمان (پنجشنبه 06 تیر 92), باران بهاری11 (پنجشنبه 06 تیر 92), رها92 (پنجشنبه 06 تیر 92), شیدا. (پنجشنبه 06 تیر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)