اره صبوری جان مطمینم که درست گفتیدید چون من چند بار قبلا سعی کردم همه چی تموم بشه اما باز میرفتم سراغش.
تشکرشده 851 در 242 پست
اره صبوری جان مطمینم که درست گفتیدید چون من چند بار قبلا سعی کردم همه چی تموم بشه اما باز میرفتم سراغش.
تشکرشده 2,768 در 697 پست
ديرتر از تو متوجه قطع رابطه ميشه اين ديرتر ممكنه چند روز يا نهايتا يكي دو هفته باشه دقيقا زماني كه تو سختي راه رو تموم كردي.
- - - Updated - - -
تو الان دقيقا مسافري هستي كه يكباره تصميم به سفر گرفته. تنها چيزي كه داري فقط يه كوله پشتيه سنگينه (اين شرايط اول مسيره) بايد اولش رو پياده بري . تابه يه جايي برسي كه بتوني استراحت كني اين پياده رفتن 24ساعته اوله.
sanjab (دوشنبه 22 مهر 92)
تشکرشده 851 در 242 پست
فقط از خدا میخوام یک هفته یا دو هفته بگذره بگذره اونوقت دیگه راحت میشم.و اراده و حرفم رو بهش ثابت میکنم.یا قدم میذاره یا همه چی تموم میشه با اینکه بهش علاقه دارم اما حداقل دیگه فکرم راحته و از وابستگی ام راحت میشم
- - - Updated - - -
به خدا و خودم قول دادم که دیگه زنگ نزنم تا عادی واسم بشه
sanjab (دوشنبه 22 مهر 92)
تشکرشده 2,768 در 697 پست
ستيلا جان اشتباه منو تكرار نكن منتظر تموم شدن يكي دو هفته نمون هدفت رو بذار روي كمرنگ كردن وابستگي وگرنه ضربه اي كه من خوردمو ميخوري دو هفته تموم ميشه و اوني كه ميخواستي نشه همه زحمتات هدر ميره داغون تر از الان ميشي.
- - - Updated - - -
هيچوقتم فكر نكن اون چكار ميكنه فكر كن خودت ميخواي چكار كني.اينطوري هيچوقت كم نمياري.
تشکرشده 851 در 242 پست
صبوری جان منظورم هم فقط همینه چون خودم هم متوجه شده ام که بیشتر وابسته شدم چون واقعا هیچ تجربه ای نداشتم و باید همون اول همه چی رو تموم میکردم.خودم هم هدفم توم شدن و خلاص شدن از این وضعیت وابستگی هست تا به زندگی عادی برگردم
- - - Updated - - -
وقتی شما باهام صحبت میکنید اروم میشم خیلی ازتون ممنونم که برام وقت میذارید
تشکرشده 2,768 در 697 پست
خواهش ميكنم گلم كاري رو ميكنم كه بعدا تو بايد براي ديگري بكني.
تشکرشده 851 در 242 پست
صبوری جان شما چه مواقعی توی تالار هستین؟
تشکرشده 2,768 در 697 پست
هميشه سر ميزنم فقط مواقعي كه بخوام نظر بذارم با كاربري وارد ميشم الان هم كه با هم داريم يه مسئله رو حل ميكنيم هر موقع لازم داشته باشي هستم.
تشکرشده 851 در 242 پست
مرسی عزیزم من حتما از راهنمایت استفاده میکنم.ازتون بینهایت تشکر میکنم و مزاحمتون میشم دوباره.
تشکرشده 793 در 374 پست
سلام خانمی صبوری عزیز خیلی خوب دارن راهنمایی مکنن. متاسفانه تو الان عین یه معتادی که میخواد ترک کنه. اولش مطمئنا سخته ولی شیرینی بعدی همه این سختی ها رو از یادت میبره. امیدت به خدا رو زیاد کن. عزیزم سعی کن خیلی زیاد با خانواده و دوستان و بیرون باشی. خودتو تو جمع قرار بده. کلا کارهایی رو که باعث میشه به یادش بیفتی انجام نده . حتی گاهی با این نوشته هات هم درسته زمان میگذره ولی بدون اینکه چیزی از یادش از ذهنت پاک بشه. سعی کن بیشتر استراحت کنی. عزیزم به خدا اگه بخوای میتونی. باورت نمیشه من موقعی که داشتم واسه ارشد میخوندم چون سال اول قبول نشدم سال دوم به خودم قول دادم هفته ای یه بار باهاش(همسر فعلی ام ) تماس میگیرم. وقتی به خودم قول داده بودم و هدفی که داشتم مهمتر از حال اون بود آسمون به زمین هم میومد بیشتر از یه بار باهاش تماس نمیگرفتم. با اینکه قبلش ساعتی نبود که از هم بی خبر بمونیم. منظورم اینه که ما انسانها هر کاری که بخوایم میتونیم انجامش بدیم فقط باید بخوایم. الان وضعیت تو هم خیلی سخت نیست. تو اگه یه کم فکر کنی که طرف تو رو بازیچه برای رسیدن به هوس خودش انتخاب کرده و از پاکی تو داره سوء استفاده میکنه، مطمئنا اونقدر ازش بدت میاد که حاضر نمیشی حتی جواب تلفن هاشو بدی چه برسه به اینکه خودت بخوای باهاش تماس بگیری. چون هر کس آدم عاقلی میدونه وقتی یه پسری دختری رو بخواد برای رسیدن بهش لحظه شماری میکنه و خودشو به آب و آتیش میزنه تا از دستش نده. ولی تو فکر کن این آقا غیر اینکه تو رو از زندگی انداخته چه کار مفیدی برای رسیدن به تو انجام داده؟؟؟ اون میگه 1- به خانواده ام گفتم مخالفند و 2- فرصت بده : این دو حرف کاملا مفهومش اینه که اون خودش دنبال قطع رابطه است و نفعشو از تو برده و فقط منتظر اینه که دانشگاهتون تموم شه و بگو تو رو به خیر و ما رو به سلامت. در ضمن دوست گلم پسرا یه اخلاق بدی که دارن خیلی زود میتونن احساسات دختر رو تحت تاثیر خودشون قرار بدن. شاید با فهمیدن اینکه تو دیگه نمیخوای باهاش باشی خودشو بزنه به موش مردگی و کلی خواهش و التماس و گریه زاری و آخرش هم یه کوله از عذاب وجدان به دستت و رهات کنه و اسمش رو هم بذاره تو منو نخواستی. ولی عزیزم آگاه باش این خواستن نیست. پسری که دختری رو بخواد اگه از طرف دختر بی توجهی ببینه از طرف خانواده اقدام میکنه. مثل شوهر من . یه روز بهش گفتم خسته شدم از حرف اگه مردی عمل کن. میدونی چیکار کرد. توی تلفن بهم گفت باشه بهت ثابت میکنم که میخوامت . بعد همون روز رفت با پدرم رودررو حرف زد و فرداش هم مادرشو فرستاد خواستگاریم. عزیزم دوست داشتن یعنی این. یعنی به طرف ثابت کنی واقعا میخوایش. این دوران تو دوران حساسیه. مراقب احساسات و عواطفت باش . سعی کن خوب کنترلشون کنی و خدای نکرده به گناه آلوده نشی. عواقب این روابط مخصوصا برای دخترایی که عشق اولشونه( البته نمیشه گفت عشق، فلسفه عشق خیلی متفاوت از اینه) خیلی میتونه خطرناک باشه و پشیمونی هایی رو به دنبال داشته باشه که هیچوقت جبران شدنی نیست.
دوست دارم و دانم شده ای دشمن جانم
پس چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
abi.bikaran (سه شنبه 23 مهر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)