به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 27 نخستنخست 12345678910111213141516171819 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 261
  1. #81
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    جالب بود.....ميتونيد پرنده رو هم به بند آخرتون اضافه كنيد البته در باره بعضي از دخترا نه همشون

  2. کاربر روبرو از پست مفید parnian1 تشکرکرده است .

    parnian1 (سه شنبه 15 دی 88)

  3. #82
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

    منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

    شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

    معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

    پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

    پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

    منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

    شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

    معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

    پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

    مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

    عجب بازیی داره این روزگار :P

  4. 10 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (سه شنبه 15 دی 88)

  5. #83
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط BABY
    مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن

    منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن

    شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن

    معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام

    پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم

    پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده

    منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه

    شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت

    معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق

    پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد

    مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

    عجب بازیی داره این روزگار :P



    این جهان کوه هست و فعل ما ندا
    سوی ما آیـــــد نداها را صـــــــــدا

  6. 3 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (سه شنبه 15 دی 88)

  7. #84
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    این جهان کوه هست و فعل ما ندا
    سوی ما آیـــــد نداها را صـــــــــدا
    مدیر عزیز
    اینقدر دوز طنز این بیت شعر بالاس که .نمی دونیم چی بگیم

  8. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (چهارشنبه 16 دی 88)

  9. #85
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    نقل قول نوشته اصلی توسط m.mouod
    سلام


    عشق مثل نقشه جنگ است که تنها یک اشتباه کوچک در آن صدمات جبران ناپذیری را به بار می آورد.


    قبل از ازدواج باید چشمها را باز کرد اما بعد از ازدواج باید چشمها را بست !
    سلام m.mouod
    فکر نمی کنی طنزش زیادی کمه

    آخ جون یه فرصت پیش اومده که من تلافی کنم


    آقای مدیر یادتونه ؟

    تازه خوبه مطالب من حداقل در مورد ازدواج بود اما شعر شما اقای مدیر ...

  10. 4 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (پنجشنبه 17 دی 88)

  11. #86
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    خداییش اگه اون بیت شعر آقای مدیرو من اینجا آورده بودم، باز هم آقای keyvan و mamfred دکمه تشکر رو میزدند؟
    البته فکر کنم آقا کیوان یک اخطار خشانت آمیز هم به بنده نثار میفرمودند
    من چند وقته این آقا کیوان رو زیر نظر دارم! اصلا اینجا بد جوری تبعیض نژادی و من بمیرم تو بمیری حاکمه!
    البته آقای مدیر اینجا ارباب! عشقشون میکشه تو تاپیک طنز تریپ نصیحت اخلاقی بر دارند آقا ایشون اختیار دارن! مالشونه!
    من پیشنهاد میدم جلسه مجمع عمومی فوق العاده رو تشکیل بدیم برا انتخاب یک هیات نظارت و بازرسی بر عملکرد آقا کیوان! این که نشد برادر من که آقای مدیر افاضات بفرمایند شما هم نخونده زرتی دکمه تشکر
    اصلا بیا برادری خودتو ثابت کن و همین الان اظهار پشیمونی کن و برا آقای مدیر همدردی یکی از اون اخطار خوشگلاتو بفرست اونوقت شاید از تشکیل مجمع خودداری فرمودیم
    د...هه پ...هه ا..ه

  12. کاربر روبرو از پست مفید بی دل تشکرکرده است .

    بی دل (پنجشنبه 17 دی 88)

  13. #87
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    سورپریز خانمها برای آقایان بیچاره


    یه خانومی وارد داروخانه میشه و به دكتر داروساز میگه كه به سیانور احتیاج داره!
    داروسازه میگه واسه چی سیانور می‌‌خوای؟
    خانومه توضیح میده كه لازمه شوهرش را مسموم كنه.
    چشم‌های داروسازه چهارتا میشه و میگه: خدا رحم كنه، خانوم من نمی‌تونم به شما سیانور بدم كه برید و شوهرتان را بكُشید! این بر خلاف قواننیه! من مجوز كارم را از دست خواهم داد... هردوی ما را زندانی خواهندكرد و دیگه بدتر از این نمیشه! نه خانوم، نـــه! شما حق ندارید سیانور داشته باشید و حداقل من به شما سیانور نخواهم داد.
    بعد از این حرف خانومه دستش رو میبره داخل كیفش و از اون یه عكس میاره بیرون؛ عكسی كه در اون شوهرش و زن داروسازه توی یه رستوران داشتند شام می‌خوردند.
    داروسازه به عكسه نیگاه میكنه و میگه: خُب، حالا.... چرا به من نگفته بودید كه نسخه دارید؟؟!!
    نتیجه اخلاقی: وقتی به داروخانه می‌روید، اول نسخه‌ خود را نشان دهید...

  14. 6 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (پنجشنبه 17 دی 88)

  15. #88
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    این زن چقدر شوهرش رو دوست داره!



  16. 5 کاربر از پست مفید keyvan تشکرکرده اند .

    keyvan (یکشنبه 20 دی 88)

  17. #89
    ((( مشاور خانواده ))) آغازکننده

    آخرین بازدید
    امروز [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    کاش الان می توانستید منو ببینید
    چون به غیر از دوتا دستم دوتا پام هم بالا بردم.

    معذرت خواهی رو برای همین وقتا گذاشتند.
    من فراموش کرده بودم که نقل قول baby را بیاورم و شعرم هم اخلاقی بود نه طنز، که بدینوسیله از کلیه اعضاء محترم و همچنین فرصت طلب(البته به معنای خوب و با تلفظ طنز گونه)، و طنز مشرب و صمیمی و ... تالار همدردی و همه تالارهای دیگه پوزش می طلبم. همچنین از همه کسبه محل ، کارمندان، مدیران که از راه دور و نزدیک تشریف آوردند تشکر کرده ، امیدوارم در شادیشون شرکت کنیم. دیگر ملالی نیست جز دوری شما که فکر نکنم اصلا مرتفع بشه.

  18. 5 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (پنجشنبه 17 دی 88)

  19. #90
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: طنز و لطیفه های ازدواج ، عشق و خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    کاش الان می توانستید منو ببینید
    چون به غیر از دوتا دستم دوتا پام هم بالا بردم.
    آقای مدیر عزیز ، حضورتون رو به جمع صمیمی و طنز مشرب!!!! (تا حالا این ترکیب رو نشنیده بودم ) خوشامد میگم.

    یه لحظه تونستم ببینمتون ، چقدر جالب بودین ودیدنی وقتی دوتا پاهاتون هم بالا بود

    یه معما یادم افتاد : می دونین مرغها چرا یه پاشونو میبرن بالا و رو یه پا وایمیسن؟
    .
    .
    .
    .

    -- چون اگه دونا پاشونو ببرن بالا میخورن زمین
    نمی دونم خاصیت این تاپیک چیه که آدمو میبره به حس فرصت طلبی (البته به معنای خوب و با تلفظ طنز گونه)

  20. 5 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (پنجشنبه 17 دی 88)


 
صفحه 9 از 27 نخستنخست 12345678910111213141516171819 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.