به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 9 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 131

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 اسفند 89 [ 16:24]
    تاریخ عضویت
    1388-1-18
    نوشته ها
    519
    امتیاز
    5,952
    سطح
    50
    Points: 5,952, Level: 50
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 198
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,677

    تشکرشده 1,685 در 458 پست

    Rep Power
    69
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    [align=justify]سلام،

    ani عزیزم من عمیقا افتخار می کنم که امضاء شخصیتی مثل شما رو در پایین بعضی از پست هام دارم.

    فرشته مهربانم برای شاگرد چیزی زیباتر و آموزنده تر از این نیست که استادش نقدش کنه.

    * در مورد لحن کلام که فرمودید، قویا احتمال می دم که حق با شما باشه. اما نازنینم من مشاور یا روانشناس نیستم، نمی دونی با چه دقتی پست های شما، ani مدیر همدردی و نقاب و ... رو می خونم. و سعی می کنم یاد بگیرم. مثلا اخیرا از فرشته مهربان یاد گرفتم که اگه خواستم ببینم تشخیص فرد در مورد خونواده همسرش درست بوده یا نه، بپرسم که آیا داماد دیگری هم دارند؟ رفتارشون با اونها چطوره؟

    * اما من اصلا قصد قضاوت نداشتم! تعجب می کنم که همچین برداشتی شده.

    نقل قول نوشته اصلی توسط philosara
    نکته 1 :: وقتی یک زندگی با شکست مواجه می شه قطعا هر دو طرف کم گذاشته اند. ...

    نکته 2 :: .... (منظورم سهم شما از اون شکسته)

    آنچه می دانم اینه که از اینجا نمی شه قضاوت کرد و حقیقت رو تشخیص داد.

    من در پی این بودم که بگم :: "سهمی" از اون طلاق بر عهده شما بوده. اون سهم رو پیدا و برطرفش کنید که اگر هم با فرد جدیدی ازدواج کردید خدای نکرده به همین نقطه نرسید.

    اما خودم اصلا امکاناتش رو ندارم که تشخیص بدم اون سهم چی بوده! و تشخیص من هم اهمیتی نداره، بلکه فقط تشخیص خود شخصه که راهش رو به سمت خوشبختی باز می کنه.

    *آنچه در بند 2 نوشتید حکایت از اختلاف نظر من و شما داره که طبیعیه در مواردی پیش بیاد.

    اعتقاد من اینه که یک "مادر" اگر بدترین همسر هم باشه، به هر حال "مادر" فرزندانشه.

    و بعلاوه توجه دارم که وقتی دختری زن یک مرد می شه خودش رو خواسته، و بچه ش رو از سر اجبار تحمل می کنه. از این گذشته هر کس مادر فرزند خودشه نه شخص دیگری. چون طی 9 ماه در خودش نپروردتش!

    من نسبت به زن پدر ها بدبین نیستم "بلکه درکشون می کنم". و بهشون حق می دم که نتونن مادر باشن و حداکثر یک دوست باشن.

    البته شما در جایی یافتن یک "مادر جدید" رو توصیه کرده بودید، که من موافق نیستم اما به عنوان نظر شما می پذیرمش و بهش احترام می گذارم. (مخصوصا در تاپیک شخص دیگری اصلا صلاح نمی بینم که اختلاف نظر هام رو برطرف کنم.)

    >>>به هرحال ازتون بی نهایت سپاسگزارم. توصیه هاتون رو در نظر دارم و سعیم بر اینه که بهشون عمل کنم. <<<


    اما آرش عزیز

    من وضعیتتون رو درک می کنم. برای همینه که وارد بحث مستقیم با شما نمی شم و فقط سوال و نکته طرح می کنم. علت اینه که کاملا واقفم که شما در این دوره، "عدم ثبات" فکری و احساسی رو تجربه می کنید.

    امروز یک حسی دارید فردا یک حس دیگه. امروز یک فکری دارید فردا یک فکر دیگه.

    فعلا بهترین کار استراحت روحیه. ولی برای این استراحت نیاز دارید که ذهنتون رو آروم کنید. من از طریق تالار با آقای سنگتراشان مشاوره کرده ام، عالی بود. مطمئنم که شما هم نتیجه می گیرید.

    و اگر لحن کلامم شما رو آزرد، لطفا ببخشید و بگذارید به حساب عدم مهارت، وقتی می نویسم صدای خودم توی ذهنم لحن تندی نداره، اما گاهی نوشتارم دیگران رو به اشتباه می اندازه. من هم مثل همه بچه های همدردی خوشبختیتون رو آرزو دارم.

    [/align]

  2. 5 کاربر از پست مفید THEN تشکرکرده اند .

    THEN (دوشنبه 06 مهر 88)

  3. #2
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    موعود محترم و gh.sana عزیزم بحث را خصوصی نکنیم بهتر نیست ؟!

    هر کدام از ما اجازه داریم نظر و تجربه خودمان را داشته باشیم و در این اختلاف نظرها نباید دین و باورهای مذهبی همدیگر را متهم کنیم و انگشت اتهام به سوی باورهای هم بگیریم .صد البته که نگاه یک جنسی هم نباید داشته باشیم .
    همیشه در هر مشگلی دو طرف مقصر هستند یکی کمتر و دیگری بیشتر یکی عامل است و دیگری معلول .

    به هر حال برای اینکه از بحث آرش و مورد و مسئله او خارج نشویم خواهش می کنم ، قدری صبوری پیشه کنیم و به دیدگاه ها و تجربیات هم احترام بگذاریم و در راستای مشگل آرش متمرکز بشویم .

    هر دو نازنین را می بوسم و به جهت صبوری که پیشه می کنید پیشاپیش تشکر می کنم .

  4. 4 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (یکشنبه 05 مهر 88)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 آذر 90 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    1,274
    امتیاز
    12,573
    سطح
    73
    Points: 12,573, Level: 73
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 277
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,481

    تشکرشده 3,465 در 1,036 پست

    Rep Power
    146
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    سلام

    واقعا" از اینکه من و دوستمون خانمgh.sana باعث شدیم بحث اصلی به حاشیه کشیده بشه معذرت میخوام .

    من فقط منظورم رو برای ایشون باز کردم .

    ببخشید

  6. 2 کاربر از پست مفید m.mouod تشکرکرده اند .

    m.mouod (یکشنبه 05 مهر 88)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    ممنون از آني بزرگوار.....و پوزش از آرش گرامي....ترجيح ميدم فعلا جوابي به خانم" موعود" ندم تا بحث بيش از اين به انحراف كشيده نشه!!!!!!!!!....بازم عذر ميخوام از آرش.....

  8. 3 کاربر از پست مفید parnian1 تشکرکرده اند .

    parnian1 (یکشنبه 05 مهر 88)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 فروردین 92 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1387-9-07
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,142
    سطح
    40
    Points: 4,142, Level: 40
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    284

    تشکرشده 289 در 103 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    اقا ارش بايد بگم واقعا زيبا و تاثير گذار نوشتيد ..دقيقا همينه كه ..گفتيد ....شاد باشيد

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 آبان 88 [ 21:12]
    تاریخ عضویت
    1388-6-23
    نوشته ها
    99
    امتیاز
    3,699
    سطح
    38
    Points: 3,699, Level: 38
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    181

    تشکرشده 181 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    سلام

    اون تستی رو که گفتم اینجا می نویسم


    1-این شمائید که ازنظر فیزیکی مبادرت به ابراز محبت می کنید

    2-این شمائید که می خواهید صمیمی و مهربان باشید ومهرورزی کنید

    3-نهایت تلاشتان را می کنید که با او باشید وکارهایش را انجام دهید.در حالیکه او به ندرت در حق شما چنین کارهایی را می کند

    4-در ابتدای رابطه این شما بودید که اول به خانواده خود درباره او سخن گفتید

    5- ایم شمائید که بیشتر برنامه ریزیهای تفریحی را به عهده دارید در حالیکه نامزدتان فقط شرکت کننده است

    6-این شمایید که در رابطه هیجان بیشتری از خود نشان می دهید ولی او هرگز به شما نشان نمی دهدکه رابطه برایش معنا و مفهوم خاصی دارد یا نه(بی تفاوت است)

    7-در پاره ای از مناسبت های خاص هدیه های شما شخصی بوده وروی انها فکر شده است ولی اونه

    8-وقتی که در رابطه آینده واحساسات تان صحبت می کنید نامزدتان یا سکوت می کند یا موضوع را عوض می کند

    9-این شمائید که بیشتر تماسها را در رابطه شروع می کنید . تلفن صحبت هاو...

    10- این شمائید که خود را بازندگی عادت ها و برنامه های او وفق می دهید در حالیکه او تلاشی برای این که خود را با زندگی وبرنامه های شما وفق دهد نمی کند.
    برای هر سوال مثبت خود یک امتیاز را در نظر بگیرید

    -2 امتیاز: رابطه شما متعادل است به همان میزان که عشق می ورزید عشق دریافت می کنید

    -5تا3امتیاز: ممکن است بخواهید خود را متقاعد سازید که به شما عشق کافی می ورزد در حالیکه اینطور نیست .....اودر جهت علاقه وعشق شما تلاش چندانی نمی کند .او به لحاظ روحی تنبل است........
    -5 تا 7 امتیاز:در چنین رابطه دردناکی چه می کنید.از اینکه خود را گول بزنید دست بردارید و با این واقعیت روبرو شوید که آن مقدار عشقی را نمی کنید مستحق آن هستید اعتماد بنفس شما به حدی پایین است که به خورده نانی دل خوش کرده اید ووانمود می کنید که برایتان کافی است( که البته من اینو بارها به خانمم گفته بودم)در حالیکه اینطور نیست در موقعیتی بسیار نا سالم قرار دارید و هر چه به این رابطه ادامه دهید لطمه روحی بیشتری خواهید دید فورا به همسر خود درباره رفتار و برخوردی که استحقاق آن را دارید التیماتوم دهید چنانچه موثر واقع نشد به رابطه پایان دهید سپس بیاموزید که چگونه خود را دوست بدارید. باز به نطر اساتیدم این گونه روابط قابل ترمیم است.
    -8 تا 10 امتیاز: چه رابطه ای؟ شما در رابطه نیستید شما در وهم پندار خود زندگی می کنید شما مدام از خودتان مایه میگذارید این عشق نیست این یک خود کشی روانی است شما اصولا آمادگی ارتباط زا ندارید.....


    علتهای محبت بیش از حد شماکه در همین کتاب عنوان شده:

    1-به خاطر کم بود عاطفی در کودکی از جانب والدین که شما الگویی از دوران کودکی خود باز تکرار می کنید

    2-نقشی را بازی می کنید که یکی از والدتان در قبال دیگری بازی می کرد

    3- خود را تنبیه می کنید.هنگامی که اعتماد به نفس شما پایین باشد،کسی را به خود جذب می کنید که نظر انتقاد گونه شما را نسبت به خودتان تایید کند به این ترتیب که به شما عشق کافی نورزد.

    (البته من فکر می کنم مورد اول در باره من صدق کنه)


    احساسات شما در باره این رابطه:

    1-احساس می کنید طرف مقابل قصد کنترل شما را دارد
    2-خود راتشنه عشق می بینید
    3-از اینکه به شما عشق نمی ورزند عصبانی خواهید شد
    4-احساس خواهید کرد به شما خیانت می کنند
    5-احساس در ماندگی خواهید کرد


    چرا به شما کمتر عشق می ورزند:
    1- از لحاظ روحی از خود محافظت کنید .(که بعد از یک مدتی من هم اینطور عمل میکردم برای محافظت روحی خودم یعنی بی تفاوتی به خرج می دادم)
    2-تا والدتان را تنبیه کرده باشید: چون در کودکی از طرف یکی از والدین یا هر دو آنها طرد شدید و مورد محبت واقع نشدید بدین ترتیب شما نقش آن والدتان را بازی می کنید وهمسر شما نقش کودکی شما را این وارونگی نقش ها یک راه نا خودآگاه تنبیه آن والدتان است.
    3- این گونه رفتار می کنید تا نقشی را که والدتان در قبال دیگری داشت بازی کنید.(که احساس می کنم همسر من هم در این مورد مشکل داشته چون پدر ایشون شدیدا بی تفاوت واصلا خنده تو صورتش ما که ندیدیم و....)
    4-تا دیگری را کنترل کنید.


    وقتی شما این گونه باشید (یعنی کمتر عشق می ورزید)احساس می کنید:
    1-احساس می کنید که به تنگ آمده اید و به آزادی وفضای بیشتری نیاز دارید
    2-احساس می کنید او بسیار متکی و محتاج است
    3-وقتی بیش از آن چه می توانید عشق بورزید از شما مطالبه می شود. دلسرد می شوید ودچار سرخوردگی می گردید

    البته منو می بخشید با اختصار وگاهی در کلمات تغییراتی ایجاد کردم


    هیچ عاشق خود نباشد وصل جو.....تا نه معشوقش بود جویای او

    تا که از جانب معشوق نباشد کششی......کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

  11. 3 کاربر از پست مفید arash11 تشکرکرده اند .

    arash11 (دوشنبه 06 مهر 88)

  12. #7
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    مرسی آرش خان


    همان دیروز که فرمودید من همین قسمت را در کتاب پیدا کرده و مرور کردم .

    می دانید آرش گاهی ما آنقدر عصبانی و ناراحت هستیم که در تقسیم بندی های خود دچار اشتباه می شویم . یعنی به نوعی خطای ناخواسته .
    من که در موارد بسیاری دچار چنین اشتباه برداشتی بوده ام . امیدوارم شما وسایر دوستان چنین خطایی نداشته باشید .

  13. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (دوشنبه 06 مهر 88)

  14. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 آبان 88 [ 21:12]
    تاریخ عضویت
    1388-6-23
    نوشته ها
    99
    امتیاز
    3,699
    سطح
    38
    Points: 3,699, Level: 38
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 101
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    181

    تشکرشده 181 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    سلام قولا من رب الرحیم


    در موردش بیشتر تامل می کنم منم خیلی برام پیش اومده
    البته گاهی این وسوسه تو ذهنم جاری می شد که نکنه کسی دیگه رو دوست داره ولی سعی می کردم این فکر رو از خودم دور کنم یه بار یه اشتباه بزرگ کردم که از اون کارم ناراحتم مبایلش گرفتم زیرورو کردم که خیلی ناراحت شده بود
    ولی واقعا پدرشون در حق همه خانواده ظلم کرده اصلا وقتی تو نخ این آقا میری احساس میکنی که از عواطف شاید مرده باشه من که ندیده بودم که با مادر خانمم یه حرفی که درش احساسات باشه زده باشه خیلی خیلی هم من من میکنه خیلی خودشو قبول داره احساس میکنه یه راست میبرنش بهشت و از جمله مردان خداست در حالیکه در گفتار بزرگان خوش رفتاری و محبت از اخلاق بهشتیان است وکسی که اخلاق خوبی داره مشخصه که عقل کاملی هم داره

    دیروز خانمم پیامک برام فرستاده بود گر چه کمی توهین چاشنیش کرده بود ولی مشخص بود خیلی ناراحت و پشیمونه منم بهش گفتم اگر مطالبت مودبانه نباشه اصلا جوابتو نمی دم راستشو بگم یکم دلم لرزید وفکرمو مشغول کرد. منظورش این بود که وقت مشاوره بگیر تا با هم بریم تست بدیم البته حرف بی جایی نیست بلکه خیلی با جاست
    باز به تردیدم اضافه شد واز این طرف هم مادرم میگه اگه بر گردی شیرمو وحلالت نمی کنم عاقت میکنم همش بخاطر اون بی عقلی که از خودش در آورده بود بودوبه مادرم بی احترامی و پرخاش کرده بود منم که زیاد به حرف مادرم در خصوص مسائل زندگیم نمی کنم به مادرم میگم اگه تونستم انجام میدم روی چشم ولی بعد فراموشم میشه ولی تو این مورد موندم چکار کنم ار عاق والدین می ترسم

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 بهمن 89 [ 15:28]
    تاریخ عضویت
    1387-9-13
    نوشته ها
    190
    امتیاز
    3,652
    سطح
    38
    Points: 3,652, Level: 38
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    158

    تشکرشده 159 در 70 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    نقل قول نوشته اصلی توسط arash11
    دیروز خانمم پیامک برام فرستاده بود گر چه کمی توهین چاشنیش کرده بود ولی مشخص بود خیلی ناراحت و پشیمونه منم بهش گفتم اگر مطالبت مودبانه نباشه اصلا جوابتو نمی دم راستشو بگم یکم دلم لرزید وفکرمو مشغول کرد. منظورش این بود که وقت مشاوره بگیر تا با هم بریم تست بدیم البته حرف بی جایی نیست بلکه خیلی با جاست
    باز به تردیدم اضافه شد واز این طرف هم مادرم میگه اگه بر گردی شیرمو وحلالت نمی کنم عاقت میکنم همش بخاطر اون بی عقلی که از خودش در آورده بود بودوبه مادرم بی احترامی و پرخاش کرده بود منم که زیاد به حرف مادرم در خصوص مسائل زندگیم نمی کنم به مادرم میگم اگه تونستم انجام میدم روی چشم ولی بعد فراموشم میشه ولی تو این مورد موندم چکار کنم ار عاق والدین می ترسم
    سلام
    با توجه به شناختی که از مادر دخترتون دارید اگه حس می کنید پشیمون شده فرصت جبران بهش بدید.
    از صمیم قلب برای شما و دخترنازنینتون و همچنین خانمتون دعا می کنم .

  16. 5 کاربر از پست مفید sogand66 تشکرکرده اند .

    sogand66 (سه شنبه 07 مهر 88)

  17. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1388-5-23
    نوشته ها
    220
    امتیاز
    3,209
    سطح
    35
    Points: 3,209, Level: 35
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    345

    تشکرشده 339 در 159 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: ازدواج با مردی مثل من که از همسرم جدا شدم خوبه

    سلام اقای ارش
    اومدم اینجا که دو تا مطلب رو بهتون بگم
    اول اینکه لطفا به خانم تون این سایت رو معرفی کنید تا بیاد اینجا من مطمئن ام بچه های تالار خیلی می تونند به خانم تون کمک کنند
    دوم اینکه مساله شما منو یاد یکی از اشناهامون انداخت اقایی که از اشنا های من هست الان حدودا 50 سالشه
    این اقا دو بار ازدواج کردن و من اصلا خانم اول این اقا رو ندیدم فقط شنیدم که دوباره ازدواج کرده
    ولی این اقا از ازدواج اولش یه دختر و از ازدواح دومش یه دختر ویه پسر داره
    حدودا یکی دو سال می شه که بچه های این اقا که از همسر دومشون هستند ازدواج کرده اند
    ولی من می خوام از اون دختری براتون بگم که مربوط به ازدواج اول این اقاست این دختر خانم فوق العاده برای من محترمه و خیلی محاسن داره ولی چون فرزند طلاق است و پیش مادر بزرگ پدری اش زندگی می کنه کسی حاضر نمی شه با این دختر خانم ازدوواج کنه و هر کی متوجه می شه این فرزند طلاقی است که پیش مادر بزرگش بزرگ شده سریع پشیمون می شه در صورتی که به نظر من دختر دیگه این اقا که ازدواج کرده از هیچ نظر از این دختر خانم برتر نیست ولی اون زیر سایه پدر ومادرش زندگی کرده
    حالا جالبه که بدونید که این دختر خانم ( مربوط به زن اول اقا) دانشگاه ازاد قبول شده بود ولی نا مادری ش به پدرش اجازه نداده که شهریه دخترش رو بده و عمو های دختر شهریه دختر رو می دادن و خود دختره هم مجبور بود هم کار کنه و هم درس بخونه
    امیدوارم هیچ بچه ای قربانی ندانم کاری های پدر و مادرش نشه

  18. کاربر روبرو از پست مفید اتنا تشکرکرده است .

    اتنا (سه شنبه 07 مهر 88)


 
صفحه 9 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.