یادت باشه هر تصمیمی که می گیری مثل انسانهای متمدن رفتار کنی و روابط را مدیریت کنی و به هیچ عنوان همین دیدارهای جسته و گریخته ی همسرت را از بچه دریغ نکنی .
این کارها درست نیست که به بهانه ی آسیب و ... دیدارهای بی تعریف و نامشخص را از بچه ات دریغ کنی . بگذار شرایط رابطه و دیدار با پدرش را خودش درک کند و بفهمد . به هر حال او از این حداقل هم یاد می گیرد که حداکثر استفاده را ببرد و با دیدار پدرش شارژ خواهد شد . این حرف بهانه تو است نه دخترت !حتی اگر موطلایی به عدم تمایل به دیدار پدرش رسید که ممکن است آن را هم تجربه کنی تو باید او را به دیدار از پدر و رعایت احترام پدر تشویق کنی .
تو نمی توانی همسرت را تغییر دهی اما می توانی به موطلایی کمک کنی تا بنا بر واقعیت با شرایط رو به رو شود و پدرش را به همین شکلی که هست تعریف کند ،قبول کند و بپذیرد . نه تابوی پدرش را در ذهنش بشکن و نه از وجود پدر دیو درست کن.بگذار پدر برای موطلایی همان بابایی باشد که همیشه کادوهای خوب می خرد . موطلایی بابا را بیشتر از فرد هدیه دهنده نمی بیند . این در تمام حرفها و نوشته هایش مشخص است .
قبل از هر چیز هم باید با موطلایی صحبتی دوستانه داشته باشی . و صد البته جناب همسر . باید به او اطمینان دهید که هر شرایطی که پیش آید ذره ای روی رابطه و احساس هر یک از شما نسبت به او تاثیر نخواهد گذاشت و هر کدام از شما طبق همان چیزی که تا امروز از شما شناخت دارد و دیده و انتظار دارد عمل خواهید کرد .
یک چیزی هم مجددا تکرار می کنم که یادت باشه رابطه مو طلایی با پدرش به هیچ عنوان به تو ربط ندارد . تو تنها می توانی سعی کنی با روحیه سازنده ات احساس دخترت را با پدرش سالم نگه داری .










علاقه مندی ها (Bookmarks)