مکش آن آهوی مشکین مرا ای صیاد
شرم از آن چشم سیه دار و مبندش به کمند
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
مکش آن آهوی مشکین مرا ای صیاد
شرم از آن چشم سیه دار و مبندش به کمند
تشکرشده 2,462 در 461 پست
در پيش بي دردان چرا فرياد بي حاصل كنم
گر شكوه اي دارم ز دل با يار صاحبدل كنم
آرمان 26 (جمعه 18 اردیبهشت 88)
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض
به هوای سر کوی تو برفت از یادم
تشکرشده 2,462 در 461 پست
من آبادي نمي خواهم خرابم كن خرابم كن
بسوزان شعله ام كن در دهان شعله آبم كن
خوشا آن شب كه با آهي بسوزم هستي خود را
خدايا تا گريزم زين تن خاكي شهابم كن
آرمان 26 (جمعه 18 اردیبهشت 88)
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
غم دنیای دنی چند خوری باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد
تشکرشده 2,462 در 461 پست
دلم خواهد بسوزم تا به عالم روشني بخشم
تو اي مهر آفرين در برج هستي آفتابم كن
پس از مرگم تو اي افسانه گو سوز نهانم را
ببر در قصه ها افسانه ي صدها كتابم كن
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ناوک چشم تو در هر گوشه ای
همچو که من افتاده دارد صد قتیل
یارب این آتش که در جان من است
سرد کن آنسان که کردی بر خلیل
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
لطف خدا بیشتر از جرم ماست
نکته سربسته چه گویی خموش
گوش من و حلقه گیسوی یار
روی من و خاک در می فروش
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
شراب و عیشنهان چیست کار بی بنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
گره زدل بگشا وز سپهر یاد مکن
که فکر هیچ چنین مهندس چنین گره نگشاد
تشکرشده 7 در 3 پست
دانستي اگر سوز شبانروز مرا
دامن نزدي آتش جانسوز مرا
از خنده ي ديروز حكايت چه كني
باز آي و ببين گريه ي امروز مرا
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)