در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
تشکرشده 239 در 119 پست
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
[align=center]http://i32.tinypic.com/sb6n2u.gif[/align]
تشکرشده 239 در 119 پست
عمری چو شمع در تب و تابم، عجب مدار
گر شعله خیزد از جگر داغ دار من
تشکرشده 537 در 283 پست
نيمه شب بود و ، غمي تازه نفس ،
ره خوابم زد و ماندم بيدار،
ريخت از پرتو لرزنده شمع ،
سايه دسته گلي بر ديوار .
زیبا. (دوشنبه 16 اردیبهشت 87)
تشکرشده 239 در 119 پست
روزی به کوهپایه من و سرو ناز من
بودیم ره سپر به خم کوچه باغ ها
این سو روان به شادی و آن سو دوان به شوق
لبریز کرده از می عشرت ، ایاغ ها
نادیا (دوشنبه 16 اردیبهشت 87)
تشکرشده 537 در 283 پست
اشك حسرت چهرهام را مي گداخت
ديگر از غم طاقت و تابم نبود
زانكه در اين كوره راه زندگي
آسمانم بود و مهتابم نبود!
تشکرشده 715 در 251 پست
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار
صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
تشکرشده 537 در 283 پست
در نوازش هاي باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگي جوشيده بود
زیبا. (دوشنبه 16 اردیبهشت 87)
تشکرشده 8 در 4 پست
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
تشکرشده 239 در 119 پست
دیده دریا فکنم و صبر به صحرا فکنم
و اندر آن کار دل خویش به دریا فکنم
از دل تنگ گنه کار بر آرم آهی
آتش اندر گنه آدم و حوا فکنم
تشکرشده 239 در 119 پست
می خوام که بیدار بمونم
چشم منو آب پاشی کن
اگه سیاهه دل من
خورشید توش نقاشی کن
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)