خانم رز با سلام:
شما بايد منطقي باشيد نه احساسي چرا كه رفتاراحساسي شما خطرناكتر از نگرانيتون آسيب زا خواهد شد.بر اين مبنا كه نگراني شما بيجا نيست ولي حد وحدودش را شوهرتون بيشتر ميتونن بسنجن و بهتر است به ايشان بسپاريد و شما هم نظرتون را بگيد .چون ابراز و انتقال ناامني در همه احوال زندگي به شوهر و بچه هاتون آسيب زودرس و نقدي خواهد بود . لذا باتوجه به نقش شما در گرفتار شدن اون آقا - دليل دخالت شما _ شخصيت آن فرد و دخالت افراد ديگر موثر تر از شما بوده يا نه عامل اصلي شما بودين- چه چيزي دستگير شما شده و چه چيزي را اون آقا از دست داده و..... همه اينها در كنار هم ميتونه نوع تلافي يا قبول خطا و محق بودن شما و يا گذشت از موضوع و فراموشي را براي آون آقا تعيين كند بايد عاقلانه و ترجيحاً با فردي مجرب و كاردان يا مشاور به جمعبندي و نهايتاً آرامش برسيد . همينجوري سعي نكنيد به بهانه اون خودتون را دلسوزتر و فداكار يا نگران و.. نشان دهيد هنر اين است كه نگراني واقعي را به كسي كه مسئوليتش را دارد منتقل كنيد نه كلافش كنيد.؟؟به اميد آسايش








علاقه مندی ها (Bookmarks)