سلام آکوای عزیز
خیلی خوشحالم که به حرفامون توجه میکنی و خوشحالترم از اینکه قراره زندگی تون رو کلا تبدیل به ماه عسل کنی
از حرف های شما و همسرتون من اینطوری برداشت کردم که ریشه ای ترین مشکل ادبیات صحبتی هست که بکار می برین!! اشتباهه
قبول داری که لحن کلام خیلی مهمه و همچنین کلماتی که از اونا برای رسوندن منظورمون استفاده می کنیم؟
آکوا جان، نشستن کار بدیه ؟ یا کار خوبیه؟
پس چرا اگه یکی به ما بگه بتمرگ (عذرخواهی میکنم ولی مجبورم از بکار بردن این کلمه) ما تا عمق وجودمون ناراحت میشه و دلمون میشکنه؟
پس چرا اگه یکی ما به گفت لطفا بفرمایید ما کلی خوشبحالمون میشه و تو دلمون میگیم من چه آدم محترمی هستم اون چه آدم محترمیه؟
حالا قضیه پولدار شدن شما و پژمان هم همینطوره. درسته؟ موضوع پول دار شدن واسه این دعوامونه چون شووهرم حقشونمیگیره نمیخوادپیشرفت بکنه ربطش به ادبیات کلامی چی چی بود؟؟؟
اصلا همه ی کارهاتون همینطوریه، مگه نه؟ نه صبا چه حرفی میزنید اگ همه کارهامون این شکل بود 7 سال زندگیمون نمیشد میگم یک ساله مشکلات شروع شده
بضی اوقات دعوامون شدتش خیلی زیادمیشد بهم حرف میزدیم توی دعواشیرینی نمیدن بلخره حرفم هس.مث اینکه آدم نمیتونه حرف دلشو اینجا بگه سریع فک میکنند حرف زدنت اشکال داره
یه مساله دیگه!
من از حرف های شما برداشت کردم که شما برای بیان خواسته هات از رفتار مادرت الگو میگیری.
قطعا همه ی ما می دونیم که هیچ مادری بد فرزندش رو نمی خواد.
ولی شنیدی آدم یه لشکر دشمن دانا داشته باشه بهتر از یک دوست نادانه!!
جسارت نشه من قصد توهین به مادرتون رو ندارم ولی آیا قبول داری مادرت به نسبت شناختی که تو از پژمان داری (تو نسبت به خلقیات و افکار پژمان دانایی) نادان محسوب میشه؟
قبول داری که مادرت زن نسل پیشین تو و پژمان هست و از ادبیات همون نسل برای محبت کردن، برای بیان خواسته ش استفاده میکنه؟
قبول داری که با اینکه تو تجربه ت خیلی کمتر از مادرت هست اما به دلیل تحصیلات و میل به پیشرفتت یه سری مسائل رو بهتر درک میکنی؟
قبول داری که تو زن پژمان هستی و با جاذبه هایی که براش داری خیلی کارها رو راحتتر می تونی انجام بدی؟
تو چرا به حرفای فرشته اعتماد کردی؟
چون تخریبت نکرد، چون فقط طرف پژمان رو نگرفت، چون ویژگی های مثبتت رو دید و بیان کرد، چون از ادبیات مثبتی استفاده کرد که ازت انتقاد کنه، درسته؟
اگر فرشته تخربیت میکرد، تحقیرت میکرد، و همه ی تقصیرها رو گردن تو می انداخت، و می گفت ما فقط بخاطر پژمان جوابت رو میدیم، چه حسی بهت دست می داد؟
از این لینک http://drfarhang.mihanblog.com/post/12 سمینارهای خانواده موفق دکتر فرهنگ را دانلود کن و گوش کن.
دوستان هم کمک می کنند تا یه سری مقاله واست بگذاریم.
مرسی![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)