به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39

Threaded View

  1. #31
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    ریحانه جان

    باید
    خاموشی توجه در پیش بگیری .

    یعنی
    بشنوی ولی گوش نکنی که اگر چنین شود ابتدا فقط آوای ایشون به گوشت میرسه و کم کم هرچه تمرکز شما قوی تر شود

    خواهی دید که دیگر صدایش را هم نمی شنوی و این شدنی هست . راهکارهای تقویت تمرکز را هم به کار بگیر و روی کاری که

    وقت صحبت کردن مادر داری انجام می دهی بیشتر تمرکز داشته باش .

    وقتی صحبتهایش ترا مختل می کند یعنی اهمیت می دهی هم به گفتن هایش هم به محتوای آنها . پس
    بهتره حرف زدن و

    محتوای حرفهایش را از مدار اهمیت و توجهت خارج کنی
    . حتی از تمرکز روی اعصاب خورد کن بودن آن یا چاره اندیشی برای آن

    هم بیرون بیا که همه اینها خودش یعنی مهم بودنش .


    مهم نباشد ، توجه نکن . سرت عمیقاً به کاری که می کنی گرم باشد .

    تجربه عملی دارم و شدنی هست
    ممنونم فرشته مهربان از توجهتون
    پس شما هم میگید همون روش خودم رو ادامه بدم!؟!

    آخه فرشته جان، بله شدنی هست، ولی برای یه روز دو روز، 1ماه 1سال ....نه برای همیشه !
    قبلنا خیلی راحت تر این کارو میکردم.گوش نمیکردم. ولی مثلا موقع از خواب بیدار کردن من! تا متوجه میشه من بیدار شدم،یکی دو جمله (مثلا در مورد اتفاقات و حرفای دیشب خودش و پدرم) میگه بعدش میره!
    خب منم اعصابم خرد میشه، میگم چرا نمیره پیش بقیه بچه ها بگه؟یعنی پیش اونا خیلی کمتر از من میگه، چون اونا نشون میدن که عصبانی میشن، و برا همین مادرم طرفشون نمیره زیاد

    قبلنا چند باری خواستم رفتار اونا رو داشته باشم، دیدم می شینه گریه میکنه، میگه پیش کی حرفم رو بزنم!

    اعصابم خرد میشه، به هر حال تاحدودیش رو همین راه رو میرم ولی بعد اعصابم خرد میشه، بازم تو خودم میریزم

    همه مشکل دارن، این درست نیست که راه بریم و از مشکلمون حرف بزنیم که! به هر موضوع بی ربطی هم ربطش میده!
    دیگه اینجوریاست دیگه...

  2. کاربر روبرو از پست مفید reihane_b تشکرکرده است .

    roze sepid (یکشنبه 20 مرداد 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.