نقل قول نوشته اصلی توسط meysamm نمایش پست ها
دنبال عامل بیرونی برای مشکلات زندگیت نباش،
مادر شوهرت مقصر نیست،
فقط سرنخ ها رو نشون داده.

اختلاف فرهنگی، میزان مهریه و سابقه طلاق در خونواده شما، مسائل بحث برانگیزی هستن،
انتظار نداشته باش خونواده آقا و البته مادرش در این مورد نظر خاصی نداشته باشن.
این دلیل بر وابستگی غیرعادی پسر به مادرش نیست.
همینکه تا الان پای شما وایساده یعنی خیلی هم زیادی مستقله.
خیلی از پسرا با کوچکترین بحثی کنار میکشن، چون حوصله درگیری با خونوادشون رو ندارن.

بنظر من مشکل اصلی شما خلق و خوی مادر این آقا نیست، بلکه مسائلی هست که باعث مخالفت ایشون شده،
و این مسائل خود پسر رو هم دچار تردید کرده.
شما نباید تردید این آقا رو با سرزنش یا ابراز ناراحتی پاسخ بدی.
اجازه بده خوب فکراشو بکنه، با همه مشورت کنه و بعد اقدام کنه.

خوشحال باش که صادقانه داره تردیدهاشو باهات درمیون میذاره،
با کمک مشاور سعی کنید با هم به تصمیم قطعی برسید.



ممنونم از نظرتون از نظر کلیت ماجرا حق با شماست . انتظارم این بود بعد از یک سال و نیم آشنایی مرا شناخته باشد و تردیدی به دل نداشته باشد و فکر نمی کنم کسی ایشون رو مجبور به انجام کاری کرده باشد اگر تردید دارن یا مشکلی با من یا فرهنگ من یا خونواده من دارن پا پیش نذارن نیازی نیست با یادآوری این مسائل و البته از جانب مادر ایشون نه خود ایشون منو آزار بدن . امکان داره بعد از ازدواج با کوچکترین بحث و ناراحتی از این موضوعات علیه من استفاده کنند . با علم به این موضوع و دیدن این قضایا از الان درسته که خودمو تو چاه بندازم ؟
سابقه طلاق در خانواده آنها (عمه آقا پسر) و سابقه خیانت در خانواده ایشون هم وجود دارد آیا این درست است که بنا بر این دلایل من مهریه سنگین از آقا بگیرم که عدم اعتمادم را توجیه کنم ؟
اگر موضوعات حاشیه ای (نه شخصیت و رفتار خود من) ملاک بر بحث و تصمیم آنها باشد این در آینده مشکل ساز نیست ؟