kamrava
مرسی .همه این موارد میتونه صحیح باشه خوب حالا باید بررسی کرد که من چه باید انجام بدهم؟ بله من اگر روی این رابطه وقت احساس آینده کاری/شغلی/تحصیلی/ ازدواجمو نذاشته بودم برام راحتتر بود ولی مهم اینه که الان وضع خوبی ندارم چون نمیدونم چرا اینگونه شد؟ ببینید من الان نظم فکری خوبی ندارم و روی کارهایم اونقدر نمیتونم تمرکز کنم تا زمانیکه تکلیفمو باهاش بدونم حالا بعضی بمن میگن عجول! اما من الان داغونم بعبارتی!
نه که بگم ما دعوا نداشتیم بعضی موقعها دعوای بدم داشتیم اما خیلی کوتاه بود.زیر 40 ساعت!
شاید برگردم به 3 سال پیش این ریسکو نمیکنم اما مهم اینه که الان در این وضعیت گرفتار شدم و برام تنها چیزی که مهمه 1 رویارویی دوطرفه است که هر دو تامون حرف آخرمون را بزنیم
راجع به وجود فردی دیگر من الان کاملا شک دارم که هست یا نه؟ چون هفته آخری که با من بود اومد بمن گفت ما فقط همو دیدیم و کس دیگه ای ندیدیم با هم بودن ما باعث شده ما کسی را نبینیم 1مدت دور باشیم اگه نرفتیم سراغ کس دیگری اونموقع ازدواج کاملا پایداره!اینو چند بار دیگه هم گفته بود 2بار دیگه اما شاید اینبار واقعا رفته سراغ دیدن بقیه؟ اینم بگم بسی ترسو است و همیشه از طلاق میترسه! (کلا نفهمیدم شاید بخاطر مشکلاتی باشه که دیده)
برام حواب همین سوالها مهمه که الان فقط ؟ برام هست








علاقه مندی ها (Bookmarks)