به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    ای بابا ....چرا آخه؟
    دختر خوب ما بهت گفتیم خودت یه خورده باهاشون سردتر برخورد کن نگفتیم به شوهرت بگو بیا سردتر برخورد کنیم !!!
    من گفتم اگه شوهرت گفت چرا نمیری خونه اونا بگو میخوام زبان بخونم !!! یعنی هر بهانه ای بیار که نفهمه به این خاطر نمیری که از دستشون دلخوری! بعد تو مستقیم بهش گفتی ببین اینا اینجوری اند، بیا ما هم اینجوری باشیم.
    درکت میکنم. انتظار داشتی شوهرت به حرفش عمل کنه و یه خورده سردتر برخورد کنه...اما حسابی هم گرم گرفته.
    اما یه ذره بهش حق بده.
    از اون راه دور که نمیدونسته دعوا چی بوده حق با کی بوده فقط خواسته آرومت کنه بعد حالا که بعد از چند ماهی اونا رو هم دیده یه هو واسشون قیافه بگیره؟ شوهرت مثل شما فقط به اون لحظه فکر نمیکنه! اتفاقا آینده نگری داشته.
    شوهرت به این فکر کرده اگه همون لحظه سرد باشه، همون لحظه دلت خنک میشه اما خونوادش نسبت به تو بدبین میشن و وقتی شوهرت نباشه اذیتت میکنن.
    شوهرت میخواد تو رو امانت بسپره دستشون.
    منتها یه مرد نمیاد این چیزایی که من گفتم رو بگه که ! چون فقط این چیزها رو حس میکنه نمیتونه بیان کنه بعد چون نتونسته منظورش رو برسونه و انتظار داشته خودت درک کنی و دیده تو درک نکردی و یه انتظار دیگه داشتی، قهر میکنه.
    نکن این کارو. حیفه....
    بعد از این همه مدت اومده، پیشش نباشی دوباره که بره دلت میسوزه ها....

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 18 دی 94 [ 21:10]
    تاریخ عضویت
    1392-4-18
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    2,116
    سطح
    27
    Points: 2,116, Level: 27
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان خوبم از هموتون ممنون تا جایی که میتونستم به توصیه هاتون عمل کردم .تو این چند روزه به هیچوجه به شوهرم شکایتی نکردم.وقتی اونا سردن منم سرد برخورد میکنم.دیگه وقتی میرم اونجا و میبینم کاری مونده اصلا به روی خودم نمیارم تو دلم میگم به من چه مگه من ریختو پاش کردم که الانم جمعو جورکنم (قبلا مثلا میدیدم ظرفا مونده سریع میشستم!). چند شب پیش برای نامزد برادرم نشون بردیم منم دقیقا با خواهر شوهرم مثل خودش رفتار کردمو اصلا بهش محل نذاشتم.ولی برای اینکه کسی متوجه کدورت بین ما نشه یکم مادر شوهرمو جلوی بقیه تحویل گرفتم.این م بگم که ازدواج منو شوهرم یه ازدواج فامیلیه و فامیل درجه یک هستیم مثلا. دوستان جالبه بگم که شبی که نشون بردیم تا از خونه عروس برگردیمو مراسم تمومشه ساعت شد یک نیمه شب. چون همون شهری بود که خانوادم اونجا زندگی میکنن به شوهرم گفتم شب اینجا بمونیم صبح حرکت کنیم ولی قبول نکرد گفت همین الان حرکت کنیم به سمت خونه خودمون!خودش نشست تو ماشین بهم گفت برو وسایلو جمع کن بیا بریم! ولی مادرشوهرمینا خواستن خونه بابام بمونن. منم داشتم وسایلامو جمع میکردم که مادرشوهرم جلوی جمع و عمدا طوری که منو پیش بابام بد کنه گفت میرین تو مسافرخونه بمونین خب همینجا بمونین خونه باباته.منم گفتم پسرشما میگه بریم..بلند داد زد ولی پسرم بهم گفت من میخوام بمونم( به دروغ) گفتم به من که گفت بریم! دوباره بلند خطاب به بابام گفت پسرم چند بار بهم گفت من میخوام شب بمونم. منم گفتم باشه زنگ بزن ازخودش بپرس الان دم دره برگشت گفت واسه چی زنگ بزنم چیکار دارم به کار شما!!!!!!!!خلاصه خیلی اعصابم خرد شد اومدم به شوهرم میگم تو به مامانت گفتی من میمونم؟ میگه نه من گفتم شاید موندم صبح یکم دوتایی گشتیم شایدم امشب برگشتیم!خلاصه کل راه اعصابم خرد شد.موندم با اینجور رفتاراچطوری کنار بیام اخه مادر ایشون قبلا تا جایی که میتونستن بین پدرومادر منم اختلاف ایجاد کردن که نه تنها من هیچکدوم از اعضای خانواده من کارای ایشونو فراموش نکردن اینجور کاراش باعث میشه بیشتر ازش متفر بشمو همش گذشته برام مرور شه


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.