سلام دنیای من عزیز.
من علت های دیگه از جمله شرایط کاری همسرتون و دیگر مسائلی که میتونه اذیتشون کنرو نمیدونم و فقط دارم با توجه به همین دو اتفاق قضاوت میکنم.
عجیب با شما همزادپنداری میکنم!!!!!!
همسر شما هر دوباری که به هم ریخت یک خواسته داشت.
اقتدارش حفظ بشه
دفعه اول ازینکه نتونسته شمارو سیر کنه و غذا فراهم نکرده اقتدارش زیر سوال رفت(البته به ظن خودشون) ، گله از کاستی ها مردهایی مثل همسر منو شمارو به هم میریزه چون میخوان تو ذهن خانمشون کامل باشن (چون در این اتفاق همسرتون مقصر بود که نذاشت شما غذا بپزین و اینکه شما گرسنه موندین عصبانیش کرد)
مورد دوم که پر واضحه! برخی مردا خیلی روی این قضیه حساسن.کافیه یکم ناز کنی یا بگی حالا یک ساعت دیگه... کاملا بهم میریزن چون به عقیدشون مرده و اقتدارش و اجابت همین خواستش!
شما اقتدارشو شکستی که نیازشو درجا جواب ندادی (به طور کلی درین زمینه هیچوقت فاصله ننداز، چون ممکنه سرد بشه درون لحظه و سرخورده بشه حتی موقعی که خیلی شرایطت بده و واقعا نمیتونی ،با شوخی و سرگرم کردنش یک جایگزین براش بذار ولی هرگز رک نگو نه الان حالم خوب نیست باشه بعدا!)
کاملا میفهممت الان چه حالی داری و چقدر هم همسرت عصبانین و با یک من عسل نمیشه خوردش! بذار آرومتر که شد یک رابطه خیلی عالی ترتیب بده و ازش معذرت بخواه که اون لحظه به خاطر اینکه حالت خوب نبوده نتونستی درخواستشو انجام بدی و بگو واقعا فکرشو نمیکردی که اینقدر ناراحت بشه
(من خواهرانه و بی طرفانه میگم عزیزم در مورد دوم مقصر بودی و مورد اول رعایت روحیه همسرتو نکردی)








علاقه مندی ها (Bookmarks)