دلخورم ، اما دوستت دارم....
اغلب زوجهاى جوان حتى اگر در گذشته ، بهترين دخترها و پسرها براى خانوادههاي شان بودند ، در زندگى مشترك با همسرشان، دچار اختلاف میشوند. كسى نمیتواند ادعا كند كه تا به حال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجيده است. بعضیها به خاطر جر و بحثهايى كه پيش میآيد ، احساس میكنند كه ازدواجشان موفق نبوده است. با اين حال، خود را ناگزير به سازش با همسر میدانند اما اختلاف آنها، مثل آتش زير خاكستر، باقى میماند. در اين موارد، لازم است هر يك از زوجين فقط اين سؤال را از خود بپرسند كه «چقدر براى بهبود روابطمان زحمت كشيديم»؟
اغلب ما در برابر اين سؤال، ابروها را بالا انداخته ، با چشمانى از حدقه بيرون زده و قيافهاى حق به جانب، میگوييم : «خيلى».
حقيقت امر اين است كه ما زحمتهايمان را حساب شده نكشيديم.
آيا تا به حال سعى كرده ايم كه ريشه اختلافات را پيدا كنيم و مسائلى را كه سد راه خوشبختى ماست، برطرف كنيم؟
آيا تا به حال خواسته هايمان را در كفه ترازوى ذهنمان گذاشته ايم تا ببينيم كدام ارزش را بايد فداى ارزش ديگر كنيم؟
آيا تا به حال فكر كردهايم كه ما میتوانيم با كمى سعى و تلاش، زندگى مشتركمان را سرشار از شادى، عشق و محبت كنيم؟
نارضايتی هاى كوچكنارضايتیهاى كوچك را دست كم نگيريم چون اغلب همينها مانع احساس خوشبختى مي شوند.
مثل بگو مگوها، نيش زدنها، دخالتها، ناسازگارى ها، ناكامى ها، غرورها و منت گذاشتنها. اگر در برابر اين مسائل كوچك از خود گذشت نشان دهيد ، راههاى جديدى براى دوست داشتن زندگى و همسرتان باز خواهد شد و به يك نيروى فزاينده مثبت، دست خواهيد يافت. در اين جا براى نمونه، چند راه را به شما يادآورى میكنيم. سعى كنيد راههاى ديگر را خودتان كشف كنيد.
منت نگذاريد
منظور كردن كارهايى كه براى همسرتان انجام داده ايد يا حتى گذشتى كه به خاطر او كرده ايد ، براى هر يك از طرفين، هميشه وسوسه انگيز است. اين وسوسه را بشناسيد و آن را از خود دور كنيد. اين مسئله ، يكى از مواردى است كه جرقه اختلافات زوجين را فراهم میكند.
ما نبايد توقع داشته باشيم كه همسرمان به خاطر هر كارى كه انجام میدهيم ، از ما قدردانى كند. اگر زوجين، توقع قدردانى داشته باشند ، نتيجه آن، ناخرسندى و به رخ كشيدن كارهايى است كه در طول روز انجام میدهند و اگر يكى از زوجين اين كار را انجام دهد ، طرف مقابل نيز قطعاً تحريك شده ، به دفاع از خود میپردازد.
ما نبايد از اينكه براى خوشبختی مان كارى انجام دادهايم، ناراضى باشيم. از اينكه من بچه ها را به مدرسه رساندم، خانه را من تميز كردم ،خريد را من كردم ، بچه ها را من حمام بردم و... .
منظور كردن اين كارها، به معنى نارضايتى ما از آنهاست و بی گذشت بودنمان را نشان می دهد و در اين صورت، چه بخواهيم و چه نخواهيم، همسرمان فكر میكند كه بر سر او منت میگذاريم و مهمتر اينكه يادآورى اين كارهاى به ظاهر سخت، آن هم به طور دائم باعث میشود كه نسبت به همسرمان، احساس خشم كنيم و كم كم عشق و محبت در زندگى كمرنگ میشود و كنايه زدنها شروع شود و هر روز بيشتر از روز قبل، نيروى خود را به خاطر اين مسائل بی ارزش، از دست می دهيم و عادت میكنيم كه هر روز، فهرست بلندبالايى را از كارهايى كه انجام دادهايم، به رخ همسرمان بكشيم . كارهايى كه وظيفه ماست و يا نشانه گذشت ماست.
هر گاه احساس كرديد نسبت به همسرتان خشمگين هستيد ، وقتى كه احساس كرديد كار نادرستى انجام داده يا حتى كارى را كه میبايست انجام میداديد، انجام نداده ايد ، لحظه اى صبر كنيد و آن عشقى را كه بينتان هست، به ياد بياوريد.
لبخندىبر لب بياوريد و عصبانيت را به مرور زمان و با تمرين، از فهرست عادتهايتان حذف كنيد. در اين صورت، تأثير آن را در همسرتان خواهيد ديد. اين كار، گامى بزرگ در جهت بهبود روابط خواهد بود و هر روز، علاقهتان به زندگى مشترك و شريك زندگیتان، بيشتر خواهد شد.
توقع نداشته باشيد همسرتان بی نقص باشد
وقتى به همسرتان میگوييد: « چرا اين طور هستى»، يا « چرا خودت را عوض نمیكنى»، از او توقع داريد كه چه جوابى به شما بدهد؟ خودتان را جاى او بگذاريد. اگر كسى از شما اين سؤال را بپرسد ، چه جوابى میدهيد؟
اغلب ما فكر میكنيم كه عملكردمان درست است و شايد ذاتاً نمیتوانيم خودمان را اصلاح كنيم. وقتى چنين سؤالى را از همسرتان میكنيد ، او تصور میكند كه آن كسى نيست كه شما میخواستيد و در انتخابتان اشتباه كرديد و اين مسئلهاى نيست كه از ذهن كسى بيرون برود و نبايد توقع بهبود روابط را بعد از زدن چنين حرفهايى داشت. بعضى ها اين سؤالات را از همسرشان نمیپرسند بلكه اينها را به جاى اينكه از همسرشان بپرسند ، از خودشان میپرسند كه اين هم به مراتب بدتر است زيرا در اين صورت، خودمان فكر میكنيم كه اگر او شخص ديگرى بود ، آن وقت من خوشبخت بودم و اوست كه بايد عوض شود و هيچ راه ديگرى نيست.
حال اگر فكر میكنيد كه جواب خوشبختى شما در كس ديگرى است، كاملاً اشتباه میكنيد.
هيچ كسى را در دنيا نمیتوانيد پيدا كنيد كه با تمام عقايد شما موافق باشد و اين طبيعى است پس با نظام طبيعت نجنگيد بلكه در كنار آن زندگى كنيد و خودتان را با چيزى كه هست، وفق دهيد.
شما میتوانيد بار مسئوليتى را كه از او توقع داريد ، از دوشش برداريد و روابط را اصلاح كنيد. در اين صورت، با ايجاد صميميت، كم كم به چيزهايى كه میخواستيد ، میرسيد. به همسرتان وقت بدهيد تا خواسته هاى شما را كشف كند و حتى اگر زحماتش براى برآورده كردن اين خواستهها نتيجهاى نداد ، او را دوست بداريد و به وجودش افتخار كنيد.
دلخورم ،امادوستت دارم![]()








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)