به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 35

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 دی 95 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    2,729
    سطح
    31
    Points: 2,729, Level: 31
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار_68 نمایش پست ها
    آقا مهدی یه مدتی تمرکزتونو بذارید روی همسرتون اون وقت وقتی دلشو بدست آوردید با خانوادتونم راه میاد اما یادتون باشه مثل شوهر من نکنید که همسرتون احساس کنه داری بهش باج میدی و این محبت ها بخاطر خانوادت بوده نه شخص همسر

    بزرکترین اشتباهی که شوهر من کرد
    شب که می رسم خونه ازش می پرسم چه خبر ؟(بدون روشن کردن تلویزیون ) بعد می گم امروز ورزش کردی ؟ دست درد می کرد بهتر شده یا نه ؟اگه خسته باشه و شام درست نکرده باشه یه چیزی ردیف می کنم اگه توی تخت باشه یه چیزی ok می کنم روی تخت زورزورکی می گم بخور شده یه لیوان شیر باشه ...
    دیگه چه کنم (خونه که به نامش شد چون طبقه چهارم هستم دارم پی گیری می کنم اینجا رو بدیم اجاره بریم جای دیگه که اسانسور داشته که زانوش اذیت نشه نزدیک خونه باباش هم باشه که اگه شب من دیر اومدم اونجا بره دیگه چه تمرکزی باید بکنم که نکردم)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط she نمایش پست ها
    سلام آقا مهدی. من همه نوشته های شما رو خوندم و کاملا احساستون رو درک میکنم. میگم کاملا! چون من هم با همسرم توی همچین مرحله ای قرار گرفته بودم.

    درکت می کنم و خواهش می کنم سریع هیچ تصمیمی نگیر! تو که این مدت رو گذروندی حالا هم کمی صبر کن و یه کم شرایط رو بررسی کن. همسرت نمیدونه داره چه اشتباهی میکنه. من هم نمیدونستم.

    شما حق داری اما ...

    - - - Updated - - -

    ببین مهمترین قسمت این داستان مربوط به همسر شماست!!! اون احساس شما رو نمیدونه! اون غرق شده در یه گذشته ای که بهش سخت گذشته و باور کن که به اونم خوش نمیگذره!

    همسرت به کمک شما احتیاج داره! کمی جراتمندانه رفتار کنید! اون رو از خواب غفلت بیدار کنید! اما نه با پیشنهاد طلاق!

    - - - Updated - - -

    ببین مهمترین قسمت این داستان مربوط به همسر شماست!!! اون احساس شما رو نمیدونه! اون غرق شده در یه گذشته ای که بهش سخت گذشته و باور کن که به اونم خوش نمیگذره!

    همسرت به کمک شما احتیاج داره! کمی جراتمندانه رفتار کنید! اون رو از خواب غفلت بیدار کنید! اما نه با پیشنهاد طلاق!
    she خسته ام خسته ........
    نمی دونم فشار کار یا زندگی اما دارم کم کم می برم تا کجا رو نمی دانم اما شاید ببرم.مثل یه انبار باروت منتظر یه جرقه ام فقط همین.

  2. کاربر روبرو از پست مفید مهدی 1360 تشکرکرده است .

    she (سه شنبه 23 مهر 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.