خیلی ممنونم دوستان عزیزم
حقیقتا من جریان نامزدتون رو نمیدونم.اما مطمئنم این جریان تازه شکل گرفته و شوهرم نهایتا یک ماه هست که باهاش حرف میزنه(ظواهر و شواهد نشون میده 2 هفته میشه).تا الان نه تماساش نه رفتاراش اینو نشون نمیداد که خیانت میکنه.مدام برای شرکت پرینت خطش رو میگرفت و اصلاموردی هم توش نبود
اما اینبار نمیدونم چرا اینطوری شده و این کارو کرده
اگه قلیوننکشمتا خود صبح گریه میکنم و نمیزارم اونم بخابه.به اون پناه میبرم تا با اشکا و حرفام بحث راه نیفته.خیلی تنهام و پرم از حسهای خیلی بد
اصلا دلم نمیخاد کنارش بخابم و نقش زنش رو ایفا کنم
اما همون لحظه که دوستندارم تمکین کنم میترسم از اینکه بره سمت اون.مجبور میشم با عذاب کشیدنه خودم تمکین کنم
نمیدونم کی این حال منو داشته تا حالا ولی اگه کسی باشه درکم میکنه که چقدر عذاب کشیدم
منم به خدا توکل کردم که موندم تو خونش و نرفتم سراغ طلاق
شوهرم قلب مهربونی داره.ب