من بشخصه خودمو یه لحظه گذاشتم جای اون خانوم. دیدم این چیزا خیلی واسم مهمه خیلی دوست دارم قبل اینکه وارد احساسان بشم بدونم.
اما خودم مطمعنا از شما که همکارش بودی اگه جای اون خلنوم بودم در مورد اون اقا تحقیق میکردم. مثلا ازت میپرسیدم که چیز بدی درموردش نمیدونی یا چیز مهمی نیس که بخوای درموردشون بگی. اونجا انتظار گفتن حقیقت و دارم.
من میگم اگه اون بدونه این اقا همکار شماست ازتون تحقیق میکنه اگه واسش مهم باشه.
اگه هم نکرد تو دیدی داره خواستگاری میکنه و قضیه جدی شده.بطور غیر مستقیم بگو. مثلا اول نظرشو بپرس. بگو یدوستی داری که یه حواستگار داره که من میدونم اون خواستگارش قبلا با دخترا چت میکرده حالا تو اگه جای اون دختر بودی دوست داشتی اینو بهت بگم یا نه.

فکر کنم اینجوری هم اون اگه باهوش باشه بفکر فرو میره.
هم تو نظرش و میفهمی. که دوست داره بدونه یا نه.
چون بعضی دخترا گذشته واسشون مهم نیس. اما خیلیا نه مثه خودم خیلی زیاد واسشون مهمه.
این برمیگرده بشخصیت اون دختر.

- - - Updated - - -

راسی تاکید میکنم نظر من کاملا ینظر شخصی بود نه کارشناسانه.
چون اینجا دیدم میگن به نفری که میاد خولستگاری ایا ازش خواستگاری میشه. ربطی نداره که درمورد گذشتمون بگیم.

اما بنظر من این ینوع تحقیق محسوب میشه.
این یه معیار که بعضیا دارن.
کسی که خودش و پاک نگه میداره حق داره با کسی ازدواج کنه که اون کنترل احساسات داشته و پاکه.
اگه نتونسته پس بهتره بگه و بذاره اون شخص مقابل هم درست تصمیم بگیره.