الان بزرگترین حسرتی که دارم اینه که چرا بهش نگفتم
یکی دوسال قبل توی یک مهمونی میخواستم بهش بگم ولی یکدفعه گفتم بذار یکم دیگه صبر کنم
اونا ساکن یک شهر دیگه اند برای همین خیلی کم همدیگه رو می بینیم
ای کاش اون موقع بهش میگفتم بهش میگفتم که بهم فرصت بده الان امکان ازدواج رو ندارم یا بهم فرصت میداد یا نمیداد واقعیتش اینکه که اون موقع میترسیدم قبول نکنه چند سال صبر کنه ولی ای کاش میگفتم حداقلش این بود که حرفمو بهش زده بودم
توی این مدت کوتاه هم که فهمیدم جواب مثبت به خواستگارش داده خیلی فکر کردم واقعا شرایط جوری بود که مطرح کردنم تقریبا امکانش نبود
الان تنها چیزی که برام مونده یک عمر حسرته همین
- - - Updated - - -
وقتی یک پسر از نظر شرایط پایین تر از یک دختر باشه اگه با پیش بذاره خیلی ها فکر می کنند که به خاطر شرایط دختر بود که پا پیش گذاشته ولی من خودشو میخواستم اصلا نمیخواستم همیچین فکری بکنه برای همین گذاشته بودم بعد بهتر شدن شرایطم بهش بگم ولی ای کاش بهش میگفتم حداقل حسرت خورد الان رو نداشتم








علاقه مندی ها (Bookmarks)