به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 30

Threaded View

  1. #30
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 23 آبان 94 [ 21:32]
    تاریخ عضویت
    1392-3-10
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    1,949
    سطح
    26
    Points: 1,949, Level: 26
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 13 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    سلام سها جان

    من حرفاتو خوندم و نظرمو خیلی خلاصه کلی میگم شاید اصلا حرف منو قبول نکنی بهر حال ...

    همه کارایی که برا زندگیت کردی بسیار قابل ستایشه و کاملا منطقی و با اراده بودی مسلما و 100 درصد اما یچیزی کم داشتی

    عشق.. یه نگاه عاشقانه به زندگی

    نمیدونم شاید اشتباه میکنم اما ادم اگه ارتباظ عاطفی با خالقش نداشته باشه(نمیگم شما نداری) تو مسایل دنیوی هرچی بالاتر میره اوایل براش جذابیت داره اما بعد ازینکه خیلی از چیزها

    رو تجربه کرد دیگه خسته میشه وای میسه و درجا میزنه و خیلیاشون به سمت خیلی چیزای دیگه میرن تا خودشونو ارضا کنن حتما میدونی که این دنیا یک ویزگی داره که لذت ها و خو

    شی هاش برا مدت محدودی جذابیت دارن و تکراری میشن نتیجه: اگه هدف این باشه ادم بی انگیزه میشه

    فک کن یه کسی هست که با خدا رابطه خیلی خوبی داره خب! بعد از مدتی که تو زندگیش همه چی بر وفق مراد پیش میره تقریبا یه مدت طولانی از همه چی خسته میشه و فقط اسم

    خدا براش میمونه در حالی که هیچ حسی بهش نداره چون که مشکلی نداشته که ازش بخاد و لحظه اجابت سرمست شه از توجه خدا بهش ...

    یزمانی منم این تجربه رو داشتم دوره ای ا ز زندگیم همش پر از موفقیت و شادی و بی دردسر بود که بعد از مدتی دیدم مثل یه رباط شدم و بی احساس و بی انگیزه که نه دلش برا کسی

    تنگ میشه نه ناراحت میشه نه خوشحال ...اما خب روند زندگیم تغییر کرد و باز بهش رسیدم و این تنها چیزی بود که بهم انگیزه میده خوشحال باشم و بخندم و ارامش داشته باشم

    غیر ازون هرچی بوده همیشه ترس از دست داشتنش هم بوده

    میدونی هر منطقی حساب و کتابی هر قدر هم به ادم انرزی و انگیزه بده یه روزی متوقف میشه ولی عشق نمیایسته اگه از جایی شروع بشه به جاهای دیگه سرایت میکنه و یه حسی به

    ادم میده مثل اینکه دلت میریزه و...

    اگه دید ادم بالاتر بره دیگه خیلی رو نظر دیگران حساب نمیکنه که بخاطرش اذیت بشه بخاطرش درس بخونه یا تظاهر کنه یا هرچی ...

    ادمایی که لحظه ای که تعریف یا نکوهشت میکنند یه روز دیگه شاید اسمتم به خاطرشون نباشه ...

    ادمایی که گاهی نظری میدن که فقط چیزی گفته باشن

    ادمای که گاهی چیزیو که تمجید میکنن از درون نظرشون چیز دیگه است ...

    ادمای که هیچ قدرتی ندارن

    مهم اینه که برا خودت حتما یسری قواعد درست و یه سبکی داشته باشی و براساس اون زندگی کنی کار کنی دیگه تمجید دیگران چکارست؟




    سلام؛
    حرفاتون قشنگ بود. و قبولشون دارم.
    آره هیچ وقت معنی عشق رو تو زندگی نفهمیدم و هیچ وقت عاشق نبودم. آخه فکر میکردم عشق واسه قصه هاست و نمیذاره آدم پیشرفت کنه.
    چند وقت پیش با داییم حرف میزدم. میگفت: تو خیلی زود به همه چیزایی که تو زندگی میخواستی رسیدی و همین باعث شده که بی انگیزه شی.
    خودمم هنوز نتونستم دلیل اصلی بی انگیزگیمو پیدا کنم. هر کسی با توجه به تجربه اش یه چیزی میگه. من موندم و یک دنیا سردرگمی.
    دوست دارم بخوابم و دیگه صبح نشه ولی چون به خدا اعتقاد دارم، از اون دنیا هم گاهی میترسم. و باز پیش خودم میگم کاش از اول وجود نداشتم، اما از این حرفم ناراحت میشم چون بوی کفر میده و مسلمان هم باید با کفر بیگانه باشه. اینجا میشه که معلق بین زمین و آسمون میمونم. نه دوست دارم وجود داشته باشم، نه دوست دارم وجود نداشته باشم.
    برای اینکه بتونم راحت تر زندگی کنم و خودمو گول بزنم، مرتب خودمو سرگرم کار و فعالیت میکنم. همین که لحظه ای بیکار میشم، افکار ناخوشایند سراغم میاد. حس میکنم خیلی دارم با درونم می جنگم. گاهی هم میگم کاش یک ماه زندگی کاملا تعطیل بود و فقط میخوابیدم و به هیچی فکر نمیکردم....

  2. کاربر روبرو از پست مفید soha6666 تشکرکرده است .

    فرشته اردیبهشت (جمعه 11 بهمن 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. باید رفتارم باهاش بد شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط jojo123 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 01 شهریور 92, 02:21
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 تیر 92, 14:32
  3. زندگی با مادر شوهر!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط setaree11 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 اردیبهشت 90, 18:47
  4. به این چیزا هم می گن مشکل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط دانا در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 آذر 89, 20:11
  5. من گیج ام چی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط rojan در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 اسفند 87, 17:50

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.