سلام بانو ملکه.
راستش منم نظراتتون و پستاتونو میخونم حس میکنم زیادی رو مسله مالی دارین پافشاری میکنین. حالا نمیدونم قبلا چطوری بودین اما شاید همسرتون هم دیده شما یهو خیلی رو مسله مالی حساس شدین خصوصا بنام زدن املاک، برای همین خودشونم حساس شدن.
ممکنه ایشون احساس کردن حس مردانگیشون زیر سوال رفته. الانم با وجود حساسیتای شما اگه بیاین و بنام شما بزنن انگار به حرف همسرشون کردن و بیشتر احساس خطر میکنن که انگاری با خودشون میگن " من به حرف زنم کردم"
شاید این حس براشون خوشایند نباشه.
پیشنهاد من اینه یه مدت بیخیال این قضیه بشین. شما حرفاتونو و زدین و از حستون هم گفتین الان اوشون تو فکر احساس شما هستن، دیگه بهتره چیزی نگین.
اگه هم فرصت نکردین از حستون بگین خب یبار از حسستون بگین، بعد از اینکه حال ایشون بهتر شد و از اون تنش دعوای قبلی اومدن بیرون، و رابطتتون معمولی شد.
بهشون بگین.
ببین عزیزم من باتوجه به قول هایی که قبلا دادین اما زیر قول زدین که اتفاقا یکی دوتا هم نبودن، یه حس بدی پیدا کردم، انگار همسرم بهم اعتماد نداره، انگار من برای این زندگی زحمتی نکشیدم.انگار زحمتای من دیده نشده و بی ارزش بوده.
انگار نه انگار خرید اون خونه بدون زحمت ممکن بود به این زودی برای تو میسر نمیشد.
انگار تلاشهای من برای زندگی دیده نمیشه!
بگو مسله مالیش مهم نیس ولی من یه حس پوچی و بی ارزشی بهم دست داده. (اینا مثاله ها اگه این حسا بهتون دست نداده که هیچی هر حسی دارین بگین. من خودمو گذاشتم جای شما دیدم اینجوری حس میکنم که انگاری شوهرم وقتی دیده من هم پا به پاش برای پیشرفت زندگیمون تلاش میکنم و نادید میگیره. حس میکنم براش بی ارزشم و اون قدر کارهای منو نمیدونه. )
چون از من قدردانی نمیشه.
بهرحال همسر شما هم برای زندگی بهتر تلاش میکنن دیگه. خب شما برای قدردانی از ایشون،
سعی میکنین محیط خونه رو براشون آماده کنین.
اون حس آرامشی که نیاز دارن آماده میکنین.
و سعی میکنین وقتی میاین خونه به بهترین نحو ممکن اون آرامش و حس خوبی انتظار دارن از شما و محیط خونه دریافت کنن.
حالا با چیدمان دکوراسیون قشنگ و ارامش بخش، با مهربونی و محبت و قدردانی زبانی، یا با درست کردن غداهایی که خیلی دوست دارن.
کلا اینها میشه نحوه قدردانی کردن یه زن از زحمات و تلاشهای زیاد شوهرش.
اگه اینکارارو کردین بگین مثلا من اینجوری سعی کردم از شما قدردانی کنم.یعنی با اینکارم نشون دادم تو واسم مهمی،
من زحمتاتو میبینم واسم ارزش داره. نشون دادم بدون تو من الان صاحب این زندگی نبودم.
اما وقتی مبینیم من با تمام تلاش هایی که میکنم همسرم باز هم ازم قدردانی نمیکنه یا حداقل اگه خونه ای که باهم گرفتیم نمیاد بگه اینم سهم تو از این خونه حالا میخواد سند یه دونگش باشه یا سند یه آجرش باشه. بهر حال پولی که منم گذاشتم تاثیری داشته در خریدش یا نه؟ بگو وقتی اون حرفایی و میزنن که من ماشین فروختم و چیو فروختم چیو نه ، چه حسی بهت القا کرده انگاری مثلا من زحمتی نکشیدم، من طلا نفروختم و ماشبن نفروختم. حالا هررر چقدرم بوده مهم نیس بهرحال یه مقداری که بوده. ماشین من شاید از ماشین تو بی ارزش بوده اما در خرید اون خوته تاثیری داشته. بگو شما اون خونه رو بدون پول من میتونستی بخری به این زودی؟ اگه آره، چرا پس موقع پس دادن پول من که رسیده میخوای بفروشیش تا پولمو بدی.
سوتفاهمی که برای وکالت هم براشون ایجاد شده بگو من خواستم همونقدری بهم وکالت داده شه که توش سهیم بودم نه بیشتر. همین ؛ بگو اگه نحوه حرف زدنم باعث سوتفاهم شده عذر میخوام اما من یه راه حل دادم ؛ که این حسایی که بهم دست داده از بین بره فقط همین. چون فکر میکنم تو متوجه نیسی چه حس بدی به من داره دست میده.
بنظر من با مهربونی باهاش بحرف اگه دیدی وسطش دارن داد و بیداد میکنن بگو من حرف همینجا قطع میکنم تا آرومتر بشی دوباره بقیه اشو در یه فرصت مناسب تر میگم چون نمیخوام دعوا کنم. تا حالا هرچی دعوا کردیم به نتیجه نرسیدیم این دفعه میخوام با منطقتتون منو راضی کنین نه با زور و بازو.
قول هایی هم که بهت دادن و زیرش زدن و نام ببر بگو ببین که یکی دوتا نبوده برای همین صدام دراومده.
اما درکل اگه سعی کنی بعد گفتن حست بگی دیگه من حرفو حس مو از کاری که داری میکنی و زدم از این به بعد پای خودت و تصمیم با خودته، میخوای به این رویه همینطوری ادامه بده ولی حواست باشه داری ستون اعتماد زندگیو کج میسازی .
آخه من معتقدم وقتی دونفر باهم ازدواج میکنم درواقع دوتا مهندسن که تصمیم گرفتن باهم یه خونه بنام زندگی و بسازن. برای ساخت هر ستون زندگی هم باید باهم مصالحشو تهییه کنن و بسازن. شما دونفر دارین ستون اعتماد و کج میسازین حواستون باشه که مصالحتون نامرغوبه. مرغوبیتشم از جانب فقط یه نفر تامین نمیشه باید باهم مصالح مرغوب استفاده کنین. نمیشه یکی بگه من این مصالح نامرغوب و تههیه کردم یکی دیگه بگه من مصالحم مرغوبه. در نهایت قراره هردو مصالح باهم بکار بره در ساخت ستون اعتماد زندگی پس باهم مخلوط میشه فایده ای نداره این ستون اینجوری بالا بره ؛ دیر یا زود نامرغوبیت یکی از طرفین کار دستتون میده مممکنه با یه لرزه کوچیک فرو بریزه.
حواستتون هم باشه که ضرر اینکار و فروریختن ستون اعتماد زندگی تو چشم هردو میره نه فقط یکی از طرفین.
سال نو پیشاپیش مبارک عزیزم.
امیدوارم امسالت پربارتر از پارسالت باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)