مرسی خانومی
من28 همسرم 30 هر دو فوق لیسانس و شاغل هستیم
همسرم همش تو رویاهای خودش هست و زندگی رو هنوز دو نفره ندیده.
من کمی مغرورم و خواستمو یک بار میگم شد که شد و نشد دیگه با همسرم با ترشی برخورد میکنم ولی از خواستم دیگه نمیگم
همسرم خیلی دروغ گو هست مخصوصا تو مسایل مالی رویاپردازی داره و همه جا میره دروغ میگه و آبروم میره
از موقعیت شغلی من شدیدا سو استفاده میکنه
و بدترین اخلاقش اینه که همش در حال نبش قبر کردن گذشتست
با هیچ کس کنار نمیاد به همه بدبین هست نه با خانوادش کنار میاد نه خانواده من.فقط با تنها کسی کنار اومد من هستم که اونم چون من سعی کردم با مطالعه و اینا بشناسمش
نمیدونم خواستمو چه جور بهش بگم
دلم میخاد با هم حرف بزنیم و بریم خرید وبیرون...ولی همش شده یکنواخت زندگیم و احساس تنهایی دارم
تو دعوا راحت بی احترامی میکنه و فحش میده ولی بعد از ده دقیقه آروم میشه ولی تو دلم حرفاش میمونه و عذر خواهیش فقط به ظاهر می بخشم
دروغ من فقط رو خانوادم و جای غریب هست که منو نمیشناسن از بچگی این جور بودم و نمیدونم چه طور ترک کنم![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)