با سلام و احترام
شما هادی گرامی و ونوس گرامی به تالار همدردی خوش آمدید. امیدوارم که همیشه در همه مراحل زندگیتان با نشاط و خوشبخت زندگی کنید.
تصور می کنم به اندازه کافی اعضاء محترم درکتون کردند و حس شما را فهمیده اند،
اما شما شانس زیادی اینجا از مشاور خوب(که تعریف کرده اید) نیاوردید، و من در کنار این درد دلهایی که گوش کردم، باید نظراتت را که موجب بیراهه رفتنت در ازدواج شده است را به چالش بکشم.
معمولا عشاق فقط کسانی را دوست دارند که راه رسیدن را نشان دهد. و گوش شنوایی برای دیگران ندارند. لذا پیش پیش خواهان اینند که صرفا درجهتی که میل دارند مشاورحرکت کند. به هر حال نیاز است یک راست بروم سر اصل مطلب:
یکم: محتوایی که مشاور در این تالار ارائه می دهد.
این را به صورت مقدمه می گویم.
شما اینجا تحت شرایط و احساساتی که هستید؛ سئوالی را مطرح می کنید بعضی دوستان هم راهنمایی هایی می کنند که به ذائقه شما شیرین یا قابل تحمل می آید. و اینها همه موقتی برای اکنون هست.
اما یک مشاور وقتی مطلبی را مکتوب می کند، و در فضای مجازی در معرض دید میلیونها نفر می گذارد که بسیاری هم خودشان ممکن است متخصص باشند، حتی 10 سال بعد را هم باید ببیند. وقتی که شما و همسر احتمالی شما این دوره را به صورتی گذرانده اید و مانند تاریخچه و خاطرات مجددا این صفحه و مطالب را می خوانید. آن وقت باید حتما با خود بگویید حرف مشاور سکه بود و دقیق.
لذا طبیعی هست که من صرفا خوش آمدن شما یا ناراحت شدن شما را لحاظ نمی کنم و مطالبم را بر اساس تجارب و علم خودم می گویم به نحوی که شما نیاز به تجربه کردن تجربه های عبرت آموز دیگران نداشته باشید.
دوم: مشکل اصلی خود را دریابید.
مشکل هادی گرامی و ونوس گرامی ظاهرش دوری راه هست. اما این نتیجه و میوه مشکل هست. نه اصل مشکل.
اصل مشکل چیست؟
اصل مشکل اینست که به جای اینکه ابتدا شرایط را بررسی کنید و شناخت را تکمیل کنید و با توجه به واقعیت برای ازدواج تصمیم بگیرید و بعد دلبسته شوید. ابتدا وابسته احساسی شده اید. و حالا دنبال این می گردید بقیه متغیرها را در جهت این وابستگی سامان دهید.
شاید بگویید که : " نه! بلکه من ابتدا شناخت پیدا کردم و بعد وابسته شدم."
باید بگویم. به هیچ وجه شناخت های اینترنتی برای ازدواج کافی نیست. حتی در بسیاری موارد تحریف کننده و گمراه کننده هستند.
این بدین معنی نیست که فرد مورد نظر دروغ می گوید. بلکه به این معنی هست تناسب هایی که لحاظ می شود تناسب های سطحی هستند. تناسب هایی که معطوف به نوشتار و گفتار هستند. در حالیکه شناخت ازدواج باید بر اساس رفتار و پایه های عمیق شخصیتی باشد که به هیچ وجه در فضای مجازی قابل دستیابی نیست.
من این مطلب را یکبار دیگر هم گفته ام.
مدیر همدردی بیش از 5000 مطلب اینجا ارسال کرده است. با افراد مختلف هم فکر ، مخالف و با نگرشهای مختلف مباحثه داشته است. چالش های مختلفی داشته است و در زمینه های مدیریتی رفتارهایی بروز داده است و بسیاری موارد دیگر.
اما ساده بگویم اگر کسی تمام اینها را آنالیز کند و فرد تیزبینی هم باشد شاید نتواند حتی 10 درصد مرا در زندگی خانوادگی بشناسد یا پیش بینی کند.
اینها به خاطر اینست که فضای مجازی توانایی انعکاس همه ابعاد انسان را ندارد.
خلاصه: مشکل شما ایسنت که فرایند ازدواج را اشتباه شروع کرده اید. لذا در این مسیر هر راهکاری هم بگیرید در مسیر بهتر پیمودن این راه اشتباه خواهد بود.
سوم: چگونگی اصلاح این فرایند اشتباه
اگر بخواهید این فرایند اصلاح شود. باید مدتی بین 6 ماه تا یکسال(منظورم زمان بردن هست نه حتما دقیقا این ماهها)، ارتباط های چهره به چهره در عالم واقعیت با ایشون، خانواده اشان، محل تحصیل و شغل و .... داشته باشید. تعاملهای دقیق و واقعی نه از نوع مجازی
چهارم: آفتی که شما دو نفر را تهدید می کند.
معمولا ارتباطات عشق محور و علاقه محور و احساس محور پیش آگهی منفی از یک ازدواج مناسب دارد. یکی از مهمترین دلایل رشد روزافزون طلاق و از آن مهمتر طلاق های عاطفی و بحث روز افزون مشکلات و مسائل آن ، ازدواج هایی هست که وابستگی مقدم بر شرایط طرفین و شناختهای کامل طرفین هست. چون این وابستگی های احساسی به شیوه قدرتمندانه ای عنان منطق، تجربه و شیوه استدلال را در اختیار خود می گیرد و عدم تناسب ها را تناسب ، ضعف ها را موقتی و ضعیف و قابل حل نشان می دهد و نقاط مثبت را با ثبات و دائمی ظهور می دهد.
هر چه فرایند شناخت بر اساس واقعیات و شرایط صحیح طرفین بنا شود و علاقمندی تدریجی و پس از این مرحله پیش بیاید ، ازدواج صحیح تر صورت می گیرد.
هم اکنون یکی از مشکلاتی که شما دست به نقد می بینید مسافت دور و مشکلات آن و مخالفت خانواده ها هست.
در بررسی برای ازدواج این فرایندهای واقعی به همراه شناخت عاملی می شود که یک نفر را به همسری برگزینیم یا نه. شما چنان صحبت می کنید که ایشون همسر شما هستند و حالا برای حل مشکل مراجعه کرده اید؟!
پپنجم: فشارهای آسیب زای بنای این زندگی احتمالی
تنها مسائل مالی، پایمال شدن احتمالی غرور شما و دوری مسافت مشکلات احتمالی شما در آینده نیست.
هر کدام از شما، چه هادی گرامی چه ونوس گرامی که کوتاه بیایند و خانواده اش کوتاه بیایند و به طرف دیگر برود. با پدیده غربت و فشارها و استرس های ناشی از جابجایی آن روبرو می شوند که شاید به خاطر هیجان در ماه اول و دوم خودش را نشان ندهد ، ولی پس از آن احساس دو دلی و تردید و پس از ان احتمال پشیمانی می آورد. اما این همه مسئله نیست. مسئله مهتر اینست که فردی که کوتاه آمده است به صورت تومور واری انتظارات و توقعاتش در این زندگی از همسرش زیاد می شود. او می خواهد که همسرش به اندازه تمام این گذشتی که کرده است حامیش باشد و توقعاتش را پاسخگو باشد. و این پاشنه آشیل این زندگی می شود.
یعنی پس از مدتی این فوران انگیزه که ناشی از قدرت عمقی هورمونها می باشد فروکش می کند. و انتظارات خود را مانند تمساحی از زیر آب بیرون می کشد و به طرف مقابل حمله می کند.
در زندگی های حتی معمولی هم همسران انبوهی از انتظارات با خود می برند که خود این انتظارات بذری برای مشکلات آتی هست. اما این مسئله خاص شما به صورت وحشتناکی انتظارات را با خودش حمل می کند. و این فقط به خانم و آقا مربوط نیست بلکه فشار خانواده هایشان نیز هست.
جالب مسئله اینست که از طرف دیگر فردی که همسرش از آن طرف دنیا به خاطر او این طرف آمده است توقع دارد که چنین عاشق پیشه ای همواره این روند را پیش بگیرد. یعنی خودش را فدایی کند. و تعلقات و خواستها و خواهش ها و امیالش را پیش رخ این معشوق دوست داشتنی ذبح کند. و این دقیقا محل جبهه ای هست که تشکیل می شود.
ششم: تمام موارد بالا عطف به نوع مشکلی بود که شما بیان کردید. اما اصل اینست که :
برای ازدواج ، شما دو نفر غریبه هستید و هیچ شناختی از هم ندارید و این مقدار که هم می شناسید به تحریفهای شناخت انجامیده است. شما و خانواده هایتان باید مدتی با هم تعامل در عالم واقعیت داشته باشید تا به نقطه صفر شناخت برسید. و بعد مجددا بررسیهایتان را کامل کنید.











علاقه مندی ها (Bookmarks)