سلام دوستان.
امیدوارم همونطور که هر پست این تایپیک برای من درس زندگی هست برای بقیه دوستان با شرایط مشابه هم مفید باشه.
ستاره جان مینوش عزیز فکر کنم باید توضیح بیشتر بدم تا کمی روشن تر بشه قضیه.
من هم به ایشون به چشم گزینه نگاه میکنم و احساسی ندارم که خاص این فرد باشه.
موضوع از این قراره که ایشون اوایل در سطح cبودن و تلاششون برای رسیدن به سطحdکه با من آشنا شدن کم کم داشتند میپذیرفتن که ازدواج کنند که حادثه ای ایشون رو به سطح bتنزل داد همون موقع بود که موضوع یکی از خواستگارهای من جدی شد و من از شدت اون حادثه با خبر نبودم.ازشون خواستم از زندگیم برن بیرون یا واقعا کاری کنند که ایشون اون مطلب رو گفتند خیلی هم براشون سخت بود.
اگه اینجا مطرح کردم این موضوع رو به خاطر این هست ایشون به سطح cرسیدن دوباره و نزدیک سطحdهستند.
و من گفتم شاید ایشون تا رسیدن کامل به سطح dاز تلاش دست برندارند .
الان فکر میکنم میبینم همون بهتر که نخواست منتظر بمونم چون ممکن هست انتخابم نباشن و راحت میتونم عنوان کنم.
من هر بار ازشون خواستم از زندگیم برن بیرون و حتی چند ماه پیش صراحتا گفتم هیچ بحث غیر کاری بین ما نیست واگر قبلا 100درصد پیگیر کارهاشون بودم مثل بقیه افراد الان زیر 50 درصد .
نمیدونم تا حالا شکسته شدن غرور یک مرد رو دیدید من با حرفاایی که به ایشون زدم دیدم هر چند خودش مقصر بود ولی نمی دونم چه حکمتیه هنوز هم بیخیال نشده.وقتی گاهی متوجه میشم تا کجا از من و خانوا ده و..تحقیق کردن شاخ درمیارم.مگه یک آقا میتونه برای هر دختر دو سال وقت بذاره تحقیق کنه اونوقت کی ازدواج کنه؟؟؟
- - - Updated - - -
ایشون موجودی بس عجیب الخلقه .نایاب .بسیار باهوش و محتاط که تو قوطیه هیچ عطاری یافت نمیشود.اگر دیدید حتما من را باخبر کنید.
مینوش جان آدم نقد رو ول نمیکنه نسیه رو بچسبه ایشون که کاملا مشخصه نسیه است...
مصباح جان گفتی اگر ایشون رو درجلسه رسمی میدیدم.باید بگم محال ممکن بود بذارم به جلسه دوم برسه ...
چون من تا مدت ها ازشون بدم می اومد .
هر چند الان هم نمیدونم حتی به خواستگاری هم برسه قبول کنم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)