
نوشته اصلی توسط
omid65
منظور من از خیال پردازی ها اینهاست :
"واقعا فک کردم این خانوم میتونه مرحمی دردی باشه دلخوشی باش واسم یکم از این تنهایی که سال به سال زیاد میشه یعنی میگم سال ب سال اون کسی که پات باش و کلا نداشته باشی سال ب سال اعضای خانودات کمتر بشن خواهر و برادر برن سمت زندگی خویش و با مسن شدن پدر مادر و ارتباط خیلی کم با فامیل از همون اوایل میتونه یک نفر رو ب اوج تنهایی برسونه و اینکه من به خودم تحمیل کردم این خانوم شاید شانسی واسه من بوده و بعد این همه مشکل و سختی تنهایی بتونه مرحمی باشه."
البته میدونم شاید بگی که منظورت کلی بوده و بالاخره نیاز عاطفی داره و ... ، اما ماها هم نیاز عاطفی داریم اما قرار نیست با اولین کسی که بهمون لبخند زد و چراغ سبز نشون داد ازدواج کنیم ، پس بهتره مراقب فکر و خیالت باشی.
از جمله ، صحبت کردن با رفیقات و اونا هم دلگرمی دادند به تو .
این اتفاقا باعث شده به نگاهاش وابسته بشی .
یعنی تو هنوز یه کلمه با دختره صحبت نکردی ، به نگاهاش وابسته شدی !
خب این یعنی اینکه اون چیزی رو که فکر میکردی ( پاراگراف اول این پست من ) با اون چیزی که اتفاق افتاد متفاوت بود .
لذا باید این فکر رو همیشه در نظرت داشته باشی تا همه چیز قطعی نشده نباید خودت رو بیخود و بی جهت وابسته کنی .
مثلا میگن تا طرف رو عقد نکردی نباید همه چیز رو تموم شده بدونی . ممکنه هر رابطه ایی با یک جرقه کوچیک تموم بشه پس نباید اونقدر وابسته شد .
شما هم سعی کن در روابط بعدی ات ، مواظب این موضوع باشی .
علاقه مندی ها (Bookmarks)