سلام دوستان عزیزم
روابطم با همسرم خوبه ولی دیروز صبح دوباره حال مادرشوهرم بد شده و بردنش بیمارستان، اگه خاطرتون باشه نوشته بودم که مادرشوهر 71 ساله ام همراه شوهرش عید با ما اومدن مسافرت ( علی رغم میل من و به اصرار همسرم) برگشتنی با شوهرم مشاجره کردیم، و دو روز بعد از برگشتن مون در حالیکه من خونه پدرم بودم و قهر کرده بودم، مادرشوهرم سکته مغزی کرد. شوهرم سر همین موضوع هر بلایی دلش خواست سر من و خانواده ام آورد و من بعد 20 روز با اصرار خودش و با وساطت یکی دو نفر برگشتم خونه.
حال مادرشوهرم رو به بهبود بود ولی دوباره دیروز صبح تشبنج کرده بردنش بیمارستان. شوهرم شیفت بود و من خونه پدرم بودم. تماس گرفتم عید رو بهشون تبریک بگم که از جریان مطلع شدم. تا سر حد مرگ نگران شدم و دوبار رفتم عیادتش، حالش بهتر شده بود و دکتر گفته بود 24 ساعت تحت نظر باشه بعدش ببریدش خونه، خواهر و برادرهای همسرم با دیدن من در بیمارستان رفتار بسیار سرد و بی محلی از خودشون نشون دادند. که خیلی دلم شکست چون من روز تعطیل بدون ماشین و در غیاب شوهرم به زحمت خودمو رسونده بودم بیمارستان. چند بار هم به همسرم که مطلع شده بود زنگ زدم و گوشی رو دادم تا با مادرش صحبت کنه.
اگه بازم عصبانی بشه چه رفتاری داشته باشم ؟ چونامروز شوهرمو بعد از بروز این اتفاق جدید می بینم و میترسم از عکس العمل دوباره اش.
چی کار کنم که متوجه بشه من دخالتی در این قضیه نداشتم ؟ چون منو مقصر میدونه و میگه تو باعث شدی اوقاتش در مسافرت تلخ بشه و از شدت ناراحتی به این روز افتاد، در حالیکه مشابه مشاجره های اینچنینی بین بچه هاش قبلا بارها و بارها اتفاق افتاده، نمونه اش دو سال قبل برادرشوهر بزرگم با زنش حرفش شده بود در حدی که خانمش طلاق میخواست دوماه برادرشوهرم قهر کرده بود و اومده بود خونه مادرش. خب اگه حالا ، ناراحتی باعث بروز سکته شده، چرا اون موقع که بشدت ناراحت بود این اتفاق نیافتاد...
خواهش میکنم راهنماییم کنید خیلی استرس دارم و نگرانم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)