بعزیزم همین موضوع طلاق پدر و مادرت که گفتی خیلی مهم است. آن طور که من فهمیدم متاسفانه پدر در زندگی شما نقشی نداشته است و شما سختی هایی را به این خاطر تحمل کرده ای.
وقتی دختری از پدرش به اندازه کافی محبت و حمایت نبیند به مرد دیگری وابستگی پیدا می کند. برعکس اگر پدر دختر را کاملا تامین کند وابستگی دختر به مردی غیر پدر بسیار کمتر خواهد بود.
می دانی من حس می کنم وابستگی شما به این آقا به خاطر همین مساله است. حس می کنم انگار مساله بی توجهی پدرت و انتخاب همسر شما ، همپوشانی پیدا کرده است. شاید این آقا حسی را به شما داده است که همیشه دوست داشتی پدرت به شما بدهد.
از طرف دیگر هم که نگاه می کنم باز هم مساله طلاق والدین روی زندگی شما اثر گذاشته است. شما به خاطر جدایی والدین خود روی خواستگارهایتان حساستر شده ای . به خوبی می توان اضطرابی را که در مواجهه با خواستگاران خودت داشته ای در جمله هایت حدس زد عزیزم. یکبار دیگر جملاتی را که راجع به خواستگاران دیگرت نوشته ای بخوان تا متوجه منظورم بشوی.
شما به شدت تحت تاثیر مساله طلاق پدر و مادر خودتان هستید . در واقع گذشته شما روی تمام افکارت سایه انداخته است و نمی گذارد در زمان حال زندگی کنی.
کلید حل مشکل شما یک چیز است : باید این تلخی و اضطرابی که طلاق پدر و مادرت در وجود شما گذاشته است حل کنید. شما قبل از اینکه به ازدواج فکر کنید باید این مشکل درونی خودتان را حل کنید. بانوی عزیز اگر این کار را نکنید در انتخاب همسر با مشکلات جدی مواجه خواهید شد. تا وقتی که این مشکل را حل نکرده ای به ازدواج فکر نکن. دوستان توصیه های لازم را در مورد این آقا به شما کردند. من اضافه می کنم با شرایط روحی فعلی خود به ازدواج با کس دیگری هم فکر نکنید چون با این شرایط نمی توانید انتخاب درستی بکنید.
به شما توصیه می کنم حق عضویت تالار را بپردازید و با کمک مشاوره تخصصی مشکل درونی خودتان را حل کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)